زمزمه های نزع....ژول سوپرویل [HR][/HR] حیرت مکن پلک هات را بر هم بگذار تا سنگ شوند سنگ واقعی قلب ات را به خود وانه حتی اگر بایستد او فقط برای خودش می تپد در سراشیب راز آمیزش دست هات در زورق یخی شان می خوابندو پیشانیت عریان می شود چون میدانی بزرگ تهی محصور میان دو لشکر