[h=2]unfaithfull[/h] به کارگرداني Adrian Lyne "اگر او مي خواست حاضر بودم همه چيز را فراموش كنم: تو، بچه رو وآينده مزخرفمو." اين جمله يادتون هست؟ جمله فراموش نشدني نيكول كيدمن به شوهرش تام كروز در چشمان بازبسته . "بي وفا" داستان همان خاطره يادآوري شده در چشمان باز بسته است. زني كه زندگي خوبي دارد ، مردي دارد كه در محبت به او كم نمي گذارد، آني همه چيز را فراموش مي كند و خود را در تند باد خيانت مي افكند. چرا؟ اين سوآلي است كه بيننده هنگام تماشاي فيلم با آن درگير مي شود و تاپايان فيلم جوابي به او داده نمي شود.كارگردان به دنبال پاسخ دادن به اين سوآل نيست، اصلابه اين سمت نمي رود و به جنبه هاي جانبي قضيه مي پردازد.شايد اين جا جاش نباشد ولي بايد بگويم كه "استنلي كوبريك" پاسخ سوآل را در چشمان باز بسته فرياد كشيده است: "بي غيرتي" . مردان بي غيرت،جامعه بي غيرت و فرهنگي كه غيرت را پس مي افكند فضا را به گونه اي مي كنند كه ديگر عشق هم در امان نيست.و هر آن ممكن است به باد فراموشي سپرده شود.كوبريك بدرستي اشكال را بي غيرتي مي داند،زيرا وقتي رايحه خوش غيرت در جامعه باشد هم زني كه دوستدار شوهرش هست كاري نمي كند كه باعث آزار شوهرش شود، و هم مردان ديگر به خود اجازه نمي دهند به ناموس ديگران نظر داشته باشند.عشق براي اينكه پناه تنهايي عشاق باشد بايد در پناه غيرت از آماج پليدي ها در امان بماند "بي وفا" به دليل غير قابل فهمي مي خواهد قضيه را به خوبي و خوشي فيصله دهد.مي خواهد همه را راضي نگه دارد.اما مگر مي شود در عشقي به اين شدت خيانتي صورت گيرد و مسئله به سادگي حل شود؟ با وجود اين اشكالات، "بي وفا" فيلمي ديدني است با بازي هاي خوب.چند سكانس به يادماندني دارد: يكي سكانس قطار، هنگام بازگشت زن به خانه بعد از اولين رابطه با پسرفرانسوي.يادآوري خيانت،گريه و خنده توامان و پريشاني زن.بازي عالي" دايان لين " اين سكانس را فراموش نشدني كرده است.ديگری سكانسي است كه آنچه بر زن ، و پسر فرانسوي در ديدارهاي بعدي مي گذرد را نشان مي دهد.تدوين عالي،باتعمدي شيرين روابط زن با پسر فرانسوي را باخاطرات زن و شوهرش در جواني مقايسه مي كند