1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

معرفی فیلم _ببر و برف La Tiger e La neve

شروع موضوع توسط *Sajjad* ‏1/2/12 در انجمن سینمای جهان

  1. Game Developer کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏26/11/10
    ارسال ها:
    23,929
    تشکر شده:
    6,162
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    برنامه نویس بازی های کامپیوتری و موبایل
    [h=2]ببر و برف[/h]
    La Tiger e La neve


    ***

    كارگردان : روبرتو بنيني

    فيلمنامه : وينچنزو چرامي ، روبرتو بنيني


    بازيگران : روبرتو بنيني ( آتيليو ) ، نيكولتا براسكي ( ويتوريا ) ، ژان رنو ( فؤاد ) .

    محصول 2005 ايتاليا ، مدت : 118 دقيقه

    ***


    خلاصه داستان :

    رم ، سال 2003 . آتيليو شاعر و استاد دانشگاه ، هر شب خواب ازدواج با ويتوريا ، همسر سابقش را مي بيند كه مدتي ست از او جدا شده . ويتوريا براي نوشتن داستان زندگي فؤاد ، شاعر بزرگ عراقي ، در جريان اشغال عراق توسط آمريكا و متحدانش ، به بغداد سفر مي كند و در بمباران آنجا مجروح مي شود . آتيليو خود را به عنوان يك جراح به عراق مي رساند و در شرايطي سخت و غير قابل تصور از او مراقبت مي كند . فؤاد در بغداد خودكشي مي كند و آتيليو پيش از به هوش آمدن ويتوريا ، اسير آمريكايي ها و به ايتاليا بازگردانده مي شود .
    در رم به ديدار ويتوريا مي رود و او به آتيليو مي گويد در بغداد دكتر جراح ناشناسي جانش را نجات داده است .


    ***



    « تئاتر جنگ »‌

    ببر و برف حال و هوايي غم انگيز ، در عين حال شيرين ، غريب و شاعرانه دارد . انگار كه روبرتو بنيني از دنيا ناراحت است ، اما به نظر مي رسد رنج و بي عدالتي براي يك فيلم كمدي خيلي بزرگ باشند و سلاح خنده ديگر بي فايده است . فيلم مانند جوخۀ اعدام ، آمادۀ از بين بردن خوشي ، شادي و سرگرميست ، ولي تكان دهنده ست ، به خاطر گفتن داستان قهرمان كوچكي كه براي نجات جان يك نفر مي جنگد . بنيني اين جا هر چه بيشتر شبيه چاپلين شده و خود را پيدا كرده است . او دنيايي ساخته كه خنديدن در آن سخت است . به بيان ساده تر ، با وجود لحظه ها و شخصيت هاي كميك در فيلم بنيني ، كمتر باعث خنده مي شوند ؛ درست مانند فيلمهاي چاپلين . لبخند شخصيت هاي فيلم متأثر كننده و گاهي تقريباً مخلوط با گريه است . در فيلم فريادي نهفته است كه به نظر مي رسد آگاهانه خاموش شده و ميل به ادامۀ زندگي با خوش بيني و به هر قيمت را نشان مي دهد . ولي ببر و برف يك فيلم خانوادگي است كه مي شود آن را به همراه خانواده تماشا كرد . بنيني بزرگترين فيلم خانگي تاريخ را ساخته ، با سي ميليون يورو ، صحنه هاي جنگي ، جلوه هاي ويژه و ... و اما آن چه در ذهن و چشم مي ماند ، صحنه هاي باغ كوچك پشت خانه اي ست كه به نظر مي رسد خانه خود بنيني باشد ... براي پرهيز از خطر هاي احتمالي جنگ ، صحنه هاي عراق در تونس فيلم برداري شده ، اما به هر حال ، جدا از تصوير هاي فيلم و آنچه در تلويزيون و اخبار مي بينيم و همه بازي به نظر مي رسند ، جنگ واقعي در جريان است .
    تحسين محتاطانه و از روي احترام مطبوعات براي بنيني اهميتي ندارد . ممكن است شخصي بي تجربه و نا آگاه فيلمش را رد كند و ديگران با محافظه كاري آن را تأييد كنند ، كه البته طبيعي ست . او پس از اولين كارهاي ضعيف كمدي اش ، اكنون سينماگري موفق است و سعي دارد با وجود همۀ مخالفت ها باز هم پيش برود . بنيني در اين فيلم با عشق و شعر ، در روح و احساس نفوذ مي كند .
    آتيليو مانند يك زنداني ست كه دست و پا و دهانش را بسته باشند . او مجبور است رنج بكشد تا بتواند با نيروي عشق معجزه كند و به ويتوريا زندگي ببخشد ، و به همين دليل بايد كاري سخت اما شگفت انگيز و قابل توجه انجام دهد . آتيليو بدبختي و ويراني را مي بيند ، در آن زندگي و آن را حس مي كند ، و همۀ اينها به خاطر عشق زني ست كه به او و اطرافش توجهي ندارد . بمب ها بر سر مردم مي ريزند ، مين ها زير پا منفجر مي شوند ، دارويي براي درمان وجود ندارد ، اما آتيليو تنها يك خواسته دارد ؛
    زندگي داردن دوباره به ويتوريا .

    در اين بين دوستش فؤاد شاعر جلوي چشمان او خودكشي مي كند و آتيليو حتي نمي تواند و نمي داند چيزي بگويد يا كاري بكند . و اين همان تناقض وجود بنيني است كه نميدانيم آيا آگاهانه است يا نه .




    بنيني در باغ كوچكش مي خواهد به مسائل پيچيده و حل نشدني خانوادگي بپردازد . شايد ما دلمان مي خواست آتيليو واقعاً به عنوان يك جراح واقعي ( كه در عراق خود را اينگونه معرفي مي كند ) در بيمارستان و در « تئاتر جنگ » بماند و به بقيه كمك كند ، اما خانواده هاي امروز هم خود به نوعي مثل يك تئاتر جنگي پر از خطرند ... بنيني با توانايي ، به زيبايي آسمان پر ستارۀ زير بمب را به ما نشان مي دهد . كمبود نقص هاي فيلم را مانند كسي كه دوستش داريم مي پذيريم ؛ بدا به حال كسي كه از مبارزۀ آتيليو در برابر بدبياري ها براي نجات جان حتي يك انسان لذتي نبرد ، هر چند كه بايد چنين تلاشي را براي نجات جان هاي بيشتري به كار برد .

    " فدريكو كياكياري "


    [​IMG]


    * حرف هاي روبرتو بنيني

    «‌ مرگ آخرين كاري ست كه انجام خواهم داد !! »


    " ببر و برف فيلمي در نكوهش وحشت و زشتي جنگ ، و مقابلۀ با آن زيبايي زندگي و عشق است . به نظر بنيني اشخاصي مانند مايكل مور ، روش ضعيفي براي مخالفت با جرج برش دارند ، چون براي نشان دادن آن سراغ ذهن آدم ها مي روند ، نه قلب شان . او وظيفه اش را اين مي داند كه بدون صدور بيانيه و با داستان گويي ، مسائل جنگ را به مردم نشان دهد . "

    ** ببر و برف ايدئولوژي خاصي ندارد ، و بر خلاف فيلم هاي ديگري كه دربارۀ جنگ مي سازند ، مثل فيلمهاي مستند كه با ذهن سر و كار دارند ، اين فيلم با قلب ها صحبت مي كند . نفوذ به قلب راحت تر از عقل است . ايدۀ فيلم مخالفت شديد با جنگ بود ، و به نظر من اين فيلم دربارۀ قدرت احساسات و اساسي ترين نيروي دنيا ، يعني « عشق » است .

    شخصاً معتقدم سخن راني عليه جنگ نتيجۀ مع*** خواهد داشت و ريسك كردن هم باعث پس رفتن مي شود . من روش غير مستقيم و در عين حال عاطفي را ترجيح مي دهم . جنگ با همۀ زشتي و بيهودگي اش وجود دارد ، و فيلم اين را نشان داده . زيبايي كمدي در اين است كه با ظرافت و بي رحمي با دنيا صحبت مي كند ، مثل نفوذ در منطقه اي ناشناخته مي ماند . اين فيلم را ساختم چون دلم مي خواست چيزي عميق به جا بگذارم و داستان عاشقانه اي را تعريف كنم كه ابتدا باعث گريه شود و بعد سرگرم كننده هم باشد .



    **‌ مي گويند ببر و برف تكان دهنده است ، و همچنين از لحاظ سينمايي پخته و پيچيده تر از فيلمهاي قبلي ام . خب به هر حال انسان رشد مي كند . هر داستاني لازم است به سبك خودش تعريف شود . و من معتقدم بهترين پيامي كه يك فيلم مي تواند داشته باشد اين است كه آدم ها را به تماشاي دوبارۀ آن بكشاند . داستان گويي كمي مثل عريان كردن است . كارگرداني هم نشان دادن آن عرياني به تماشاگر ، نشان دادن درون و روح است . هر شخصي چيزي را به روش خودش تعريف مي كند . از نظر زيبايي شناسي هنوز در كارم خيلي وارد نيستم ، ولي هرگز چيزي نساختم كه دوست نداشته باشم و دلم مي خواهد همه چيز بسازم . سعي مي كنم همه جا حضور داشته باشم اما نامرئي باشم . استعداد برتولوچي در حركت دادن دوربين فوق العاده است ، اما قابل تقليد نيست ، چون درونيست . به او حسادت مي كنم . اين داستان ها با دوربين هاي فيلمبرداري ، به روشي ديگر بايد نقل شوند ، و بايد شخصيت ها به دقت انتخاب شوند . يك كارگردان تا بي نهايت را بايد ببيند ، چون دوربين همه جا مي تواند برود . براي من سينما داستان گويي ست . سخت ترين كارها هدايت بازيگران به روشي ست كه نكتۀ اساسي داستان را بازگو كند . بازيگران نقش مهمي دارند .

    ** ببر و برف پر است از استعاره ... و همين زيباست كه تماشاگر مي تواند بدون اينكه كه من به آن ها اشاره اي كنم ، خود آن ها را پيدا و كشف كند . در عين حال فكر مي كنم جست و جو براي اين همه معني بيش از حد و بيهوده باشد . فيلم همان چيزي است كه بايد باشد ، همان چيزي كه بايد ديده شود : هنرمندان مانند خواب گرد هايند . ولي مشغول انجام كاري هستند ، ظرافتي آزار دهنده دارند كه باعث پيش روي و پذيرفتن خطر ها مي شود . اگر بيدار شوند ، ناشي و پر از خطا خواهند بود . هنر يك ابتكار معجزه آساست كه بيداري شتاب زدۀ هنرمند را منطقي جلوه مي دهد .

    ** يكي از مضمون هاي فيلم ، سادگي شعر در برابر دنيا و وحشت جنگ است ... شعر ، قافيه ، آهنگ و ريتم را دوست دارم . فكر مي كنم شاعر مي تواند همه چيز را ظريف و فوق العاده بيان كند و وظيفۀ هر هنرمند برانگيختن مخاطب است . يك شخصيت زماني شكل مي گيرد كه انتخابي شده باشد ، و اين جاست كه شخصيت رشد مي كند . در شعر بايد انتخاب صورت بگيرد . آن چه برايم جالب بود ، نشان دادن شعر حتي از لحاظ تكنيكي بود ، چون كار بزرگي ست . كنار هم گذاشتن كلمه ها مثل نجاري يا آهنگري است . يادم مي آيد زماني كه هيولاي كوچك را مي نوشتم ، فدريكو فليني پيشنهاد داد به سراغ آندره زانتزوتوي ِ شاعر بروم و فيلمنامه را با او بنويسم . به او تلفن كرد و گوشي را به من داد . با خجالت پرسيدم چه قدر وقت مي خواهد ، گفت براي پيدا كردن يك كلمه ، گاهي نه ماه زمان لازم است . پس از تشكر و خداحافظي گوشي را گذاشتم . نه فقط براي نوشتن يك صفحه ، بلكه براي پيدا كردن يك كلمه ، ماه ها وقت مي خواستيم !!

    خلق كردن فوق العاده است . شاعران احساس و اشتياق به وجود مي آورند . شعر گفتن ، حقيقت همراه با دروغ هاي زيباست .

    ** ببر و برف هم سروديست براي زندگي ... فيلمي ست دربارۀ ميل به زندگي . به مرگ هيچ علاقه اي ندارم و آخرين كاري است كه انجام خواهد داد !!

    ​