1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آلماني خوب

شروع موضوع توسط *Sajjad* ‏1/2/12 در انجمن سینمای جهان

  1. Game Developer کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏26/11/10
    ارسال ها:
    23,929
    تشکر شده:
    6,162
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    برنامه نویس بازی های کامپیوتری و موبایل
    آلماني خوب

    The Good German ​
    [​IMG]

    کارگردان: استيون سادربرگ. فيلمنامه: پل آتاناسيو بر اساس کتاب جوزف کنون. موسيقي: تامس نيومن. مدير فيلمبرداري: پيتر اندروز. تدوين: مري آن برنارد. طراح صحنه: فيليپ مسينا. بازيگران: جورج کلوني[سروان جيکوب گيسمر]، کيت بلانشت[لنا برانت]، توبي مگوآير[پاتريک تالي]، بو بريجز[سرهنگ مولر]، توني کوران[دني]، للاند اورسر[برني تيتل]، جک تامسون[بريمر]، رابين ويگرت[هانه لور]، راويل ايسانوف[ژنرال سيکورسکي]. ١٠٥ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ آمريکا. نامزد اسکار بهترين موسيقي. نامزد خرس طلاي جشنواره برلين، نامزد جايزه بهترين موسيقي از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها.
    جنگ دوم جهاني به پايان رسيده و برلين به مناطق تحت نفوذ نيروهاي متفقين تقسيم شده است. جيکوب گيسمر به همراه بريمر نماينده کنگره وارد برلين مي شود و در اولين روزهاي ورودش با محبوب پيشين لنا برانت برخورد مي کند. لنا که با پاتريک تالي راننده جيکوب رابطه دارد، مايل به يادآوري گذشته مشترک نيست. ظاهراً شش ماه قبل همسر او کشته شده و لنا ناچار به کار در کافه ها و روسپيگري پرداخته است. لنا در تلاش است تا با کمک تالي مدارک سفر به دست آورده و از آلمان خارج شود. جيکوب بعد از کشته شدن تالي به دست سربازان روسي تحت امر سيکورسکي در پوتسدام، سعي مي کند تا به لنا نزديک شود. اما به زودي خود را تحت تعقيب مامورين اطلاعاتي سرهنگ مولر مي يابد. از شواهد پيداست که شوهر سابق لنا اهميت زيادي براي متفقين دارد و هنوز زنده است. اما لنا همه چيز را انکار مي کند تا اين که جيکوب موفق به پيدا کردن رد برانت شده و درمي يابد که وي براي ناکام ماندن پروژه موشکي و اتمي هيتلر خود را مخفي کرده و اينک هر کدام از نيروهاي متفقين در صدد دستيابي به او و دستنوشته هايش هستند تا پروژه را از آن خود کنند. طرحي که اگر ناکام بماند بايد برانت اين بار و واقعاً با زندگي وداع کند....

    چرا بايد ديد؟
    سادربرگ کارگردان جسور، همه فن حريف و بلندپروازي است و ساختن يک کازابلانکاي ديگر فقط در مخيله چنين کسي مي تواند جاي گيرد آن هم با استفاده از روش هايي کهنه مانند استفاده از بک پروجکشن يا فيلمبرداري به طريقه سياه و سفيد!
    البته همان طور که مي شود حدس زد حاصل کار اثر گيرايي خواهد شد، اما در دوران هجوم رنگ و قصه هاي پرشتاب و خشن امروزي چنين فيلمي تا چه حد مي تواند تماشاگر را به خود جلب کند؟ پاسخ تقريباً منفي است يعني همان کاري که تماشاگر پاپ کورن خور آمريکايي کرده و فيلم ٣٢ ميليون دلاري سادربرگ را از گيشه ها با رقمي زير ميليون به دفاتر پخش برگردانده است. اما بياييد از وجوه مادي اثر بگذريم و به قصه بپردازيم. مطمئناً اگر کازابلانکايي وجود نداشت[بدترين فيلم محبوب تاريخ سينما] فيلمنامه قرص آلماني خوب مي توانست براي تماشاگر چند دهه قبل فيلمي به ياد ماندني با موسيقي سحر انگيز و بازي هايي تکان دهنده را رقم بزند. آلماني خوب بر خلاف کازابلانکا به وحشت هاي پايان جنگ پرداخته، يعني لحظه اي که جنگ سرد ميان شوروي و آمريکا شکل گرفت. انتخاب چنين مقطعي و قرار دادن شخصيت ها در محلي مانند برلين که تحت نفوذ چند دولت متفق قرار دارد[مانند مرد سوم، که ماجراي مرگ دروغين هري لايم نيز بي شباهت به مرگ برانت در اين فيلم نيست] و پر از تنش و آتش زير خاکستر است، آن را به يک تريلر جاسوسي با مايه هاي فيلم نوآر نيز نزديک مي کند. سادربرگ که خود با نام هايي جعلي فيلمبرداري و تدوين آلماني خوب را نيز انجام داده، به گسترش اين ايده رغبت نشان مي دهد که انتخاب آمريکا براي حمايت و بازسازي آلمان غربي در هنگامه جنگ سرد[يعني کنار آمدن با قصاب هاي نازي که بين شان آلماني هاي خوب هم وجود داشت] بهتر از دست دادن با استالين و اقمار شوروي بود. باکي نيست، تاريخ نشان داد که هر دو طرف اشتباه مي کردند!
    سادربرگ متولد ١٩٦٣ آتلانتا و سوئدي تبار از با استعداد ترين کارگردان هاي امروز سينماي آمريکاست. نمايش هر فيلم تازه او حادثه اي محسوب مي شود که منتقدان و تماشاگران را يکسان به شوق مي آورد. پديده کم نظيري که نبوغ خود را در ساختن فيلم هايي دو وجهي[به قول دوستان هنري و تجاري] بسيار نيک به کار گرفته است[ نمونه هاي بارز آن قاچاق و دسته يازده نفري اوشن]. پس بر خلاف تماشاگر آمريکايي آلماني خوب را ببينيد، چون فرصت بي نظيري است تا جورج کلوني و کيت بلانشت را در نقش هايي متفاوت نظاره کنيد. و از همه مهم تر موسيقي خاطره برانگيز و اسکاري تامس نيومن را بشنويد که فقط يک رقيب جدي دارد[ خاوير ناوارت آهنگساز هزار توي پان] و جالب است بدانيد که ابتدا ديويد هولمز براي فيلم موسيقي کاملي تصنيف کرده بود، اما سادربرگ آن را کنار گذاشت!
    ژانر: درام، راز آميز، تريلر.

    ​