1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

چقدر دلم برايت تنگ شده

شروع موضوع توسط ATENA ‏29/1/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : چقدر دلم برايت تنگ شده

    پای رفتن ندارم

    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]

    ​
    [/FONT]
    دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره این دل خسته هوای سفر نداره لبای همیشه بسته ام حرفی واسه گفتن نداره چشمهای همیشه منتظر دیگه بستن نداره گونه های همیشه خیس دیگه شتن نداره تن سردم دیگه جایی واسه خفتن نداره
    پ . ن 1: از وقتی تصمیم گرفتم دیگه نبینم ، خیلی چیزا رو دیدم .پ . ن 2: زیاد دو رنشو می ترسمتو را گم کنم اندوه من ....​

    ​
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : چقدر دلم برايت تنگ شده

    مرا اجازه مردن هم ندادن !!!!!

    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]با که گویم غم خود را ؟ [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]مرا اجازه سخن گفتن ندادن ![/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]دردم را کسی مرهم نبود هیچ [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]نمک هم برزخمم پاشیدن![/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]میانه زمین و آسمان رهایم کردند [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]مرا اجازه نفس کشیدن ندادن![/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]عشق را مقابلم به زنجیر کشیدن [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]مرا اجازه گریستن هم ندادن !!![/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]از زندگی هم استعفا دادم [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]مرا اجازه مردن هم ندادن !!![/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT]

    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]پ . ن 1 : [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif] تو دلت برای نفسهام پناهی پیدا کن تا عشق در جان من فنا شود.[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]پ . ن 2 : [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif] [/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]خدایا ![/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif] آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من ...!...[/FONT]


    [/FONT]
    ​
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : چقدر دلم برايت تنگ شده

    اشک و دلتنگی



    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]ای اشکها ببارید
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]بر دل خسته تنهایم [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]شاید بارش شما [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]آبی باشد بر آتش درونم [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]و شاید هم [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]نمکی بر زخمهای کهنه [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]ای اشکها ببارید بر حال زارم [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]چون بعد از این کسی برای تنهایی من گریه نخواهد کرد[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]ببارید و هر آنچه هست و نیست را از بین ببرید [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]می خواهم از یاد ببرم هر آنچه هست در خاطرم [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]اما خوب می دانم که همه بر دلم حک شده و با هیچ سیلابی پاک نمی شود [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]کدامین شانه محرم اشکهایی است که در فراق تو ریخته می شوند؟؟[/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]پ . ن 1: [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif] دورباره خنده هایم شکلاتی شده اند : زیادی خالص !!! تلخ تلخ [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]پ . ن 2 : [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif] ردپاهایم را پاک می کنم به کسی نگوئید من روزی در این دنیا بوده ام ، خدایا می شود استعفا دهم ؟؟ کم آورده ام
    [/FONT]

    [/FONT]
    ​
     
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : چقدر دلم برايت تنگ شده

    یاد



    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]فرق رفتن و ماندن را نمی دانی ​
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]و [/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]گله داری از رفتن من [/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]تو رفتنی شدی و من ماندم [/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]در این سکوت تلخ انتظار [/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]بر گرد تا ببینی [/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]من همین جا بازگشت تو را به انتظار نشسته ام [/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]آری ...[/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]همین جا بین دوراهی رفتن و ماندن[/FONT]​

    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]پ . ن : [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif] غصه [/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif] نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . . خیلـی که دلـم بگیـرد ، گریـه میکنـم ![/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]پ . ن : [/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
    [/FONT]
    [FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif] [/FONT][FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]از آدم هایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت می دهند ، دلم می گیرد[/FONT]


    [/FONT]
    ​
     
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : چقدر دلم برايت تنگ شده

    کاش می شد غصه را زنجیر کرد

    ذره های عشق را تکثیر کرد

    کاش می شد زخم را مرحم شویم

    یارو غمخوارو انیس هم شویم

    کاش می شد بر خلاف سرنوشت

    قسمت و تقدیر را از سر نوشت

    کاش می شد چشم و دل را باز کرد

    نغمه های دوستی را ساز کرد

    کاش می شد عشق را اغاز کرد

    بی خیال از هر غمی پرواز کرد

    ​

     
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : چقدر دلم برايت تنگ شده

    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]از عذاب رفتن تو می سوزم تو اوج غربت

    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]واسه ی بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت

    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]اینجا اشکه تو چشام به کسی نشون ندادم

    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نمیارم

    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]وقتی نیستی هر چی غصه است تو صدامه

    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه

    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه ی رفتنت می سوزم

    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]کاشکی بودی و می دیدی که چی آوردی به روزم

    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]حالا عکست تنها یادگاره از تو

    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]خاطراتت تنها باقیمونده از تو

    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجودم

    [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]کاش از اول نمی دونستی من عاشق تو بودم[/FONT]
    ​
     
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : چقدر دلم برايت تنگ شده

    هرگز تو را فراموش نخواهم کرد حتی اگه بین ما فاصله باشه ... حتی اگه منو از یاد ببری هرگز از تو رنجور نخواهم شد . چرا که تو را دوست دارم . دیوانه وار عاشقت شدم چرا که مهربانی را در وجودت دیدم . با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم . سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است و اگر اشاره کنی فرسنگها راه خواهم پیمود . چرا که شب عشق بسیار طولانی است و قلبم در آرزوی تو میسوزد آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی خورشید وجودم پنهان میگردد و ابرهای غم واندوه ما را در بر میگیرد و به دنیای غریبی می برند . همیشه در قلبم حضور داری و عشقت زندگیم را گل باران کرده است و تمامیه این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز بدنبالت طی کردم .... همیشه به انتظار بازگشتت خواهم بو
     
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : چقدر دلم برايت تنگ شده

    رفتی و ازم گرفتی اون نگاه آشنا تو​
    واسه من گاهی گذاشتی التهاب لحظه ها تو ​
    حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی ​
    چه غریبم بی تو اینجا ​
     
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : چقدر دلم برايت تنگ شده

    از کوچه های حادثه به آرامی می گذرم ، با دستهایم چشمانم را محو می کنم تا ببینم آن کوچه بن بست تنهایی عشق را...





    دلم عجیب هوای دیدنت را کرده است ، دستانم را کمی کنار می زنم و از لا‌ به لا‌ی انگشتان لرزانم نیم نگاهی به گذشته ناتمامم می اندازم ، چیز زیادی نیست و از من نیز چیزی نمانده است جز آیینه زلا‌لی که از آن گله دارم که چرا حقیقت زندگی را از من پنهان کرد... !؟ و تو ای سنگ صبور لحظه لحظه های عمر کوتاه من ، چقدر





    بی کس و تنها ماندی ! جواب صفحه های سفیدت را چه دهم که من نیز بی وفایی را از زمانه آموختم.





    می دانم دلت آنقدر بزرگ و دریایی است که مرهم زخم های بی کس ام باقی بمانی و یک امشب دیگر را با من تا سحرگاهان همنوا شوی.





    به سراغت نیامدم چون روح باران زده شیدای روزهای آشنایی گرفتار تگرگی بی پایان شد و اینگونه سیلا‌ب عشق در مسیر طغیان آمال و آرزوهایم تبدیل به سرابی شد.





    نبودی تا ببینی که چگونه غزل در تاب یاسمن تب کرد و تا صبح نالید ، نبودی تا ببینی که آسمان چه بی قرار و معصومانه اشک می ریخت و تن سرد مرا نوازش می کرد ، نبودی تا ببینی که چگونه چشمانم در انتظارت ماند و نیامدی...





    تو خود گفتی که دنیا فدای تو و چشمانت ، تو خود گفتی آبیِِِ آرامشِ دریا فدای نگاهت ، تو خود گفتی سرخی آتشین شقایق ها فدای قلب کوچکت...





    حالا‌ از آن حرفهای رنگین اثری نیست و تمام آبی ها و قرمزها برایم رنگ باخته اند ، از تو نیز به خاطر دو رنگ بودنت شکوه ای ندارم ، چون دیگر دنیا برای من بی رنگ است!





    و اما باز هم تو ای حریم پاک و بی آ لا‌یشم! می خواهم ترکت کنم و هیچ گاه به سوی صفحه های قلم خورده ای که خود بر رویت حک کردم ، باز نگردم . شاید اینگونه مجبور نباشی دستهای سفیدت را به زیر چکه های دلتنگی ام بگیری و له شوی و گیسوانم را بر تن لطیفت احساس کنی.





    لحظه ، لحظه ای است جادوئی... ! در کنج خلوت این اتاق دستهای دختری ، آرام صندوقچه ای را مهر می کند و زمزمه ای در زیر لب دارد . نوایش ضعیف نیست اما هیچ کس نمی تواند بفهمد او چه می گفت و دیگر نمی گوید...