1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

عجب صبری خدادارد

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏28/1/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    [h=2]عجب صبری خدادارد[/h] عجب صبری خدادارد [​IMG]عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم:

    برای خاطر تنهایی یکی مجنون صحراگرد بی سامان هزاران
    سیلی نازآفرین را کوه به کوه آواره و دیوانه می کردم.


    عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم:

    به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان، سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم.

    عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم:

    به عرش کبریایی، با همه صبر خدایی، تا که می دیدم عزیز نابجایی ناز بر یک
    ناروا کرده خاری می فروشد، گردش این چرخ وارونه را بی صبرانه می کردم.


    عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم:

    که می دیدم معشوق عارف و عاصی ز برق فتنه ی این علم عالم سوز مردم کش،
    بجز اندیشه ی عشق و وفا معدوم هر فکری در این دنیای پر افسانه می کردم.


    عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم:

    که در همسایگی یک گرسنه چند نفر را گرم عیش و نوش می دیدم،
    نخستین نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پیمانه می کردم.


    عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم:

    که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان، همان یک لحظه ی اول جهان را
    با همه زیبایی و زشتی به روی یکدگر ویرانه می کردم.


    عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم:

    که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین،
    زمین و آسمان را واژگون مستانه می کردم.


    عجب صبری خدا دارد؛

    چرا من جای او باشم،

    همین بهتر که او جای خود بنشیند و تاب تماشای تمام زشت کاری های این مخلوق را دارد،

    و گرنه من به جای او چو بودم یک نفس کی عادلانه سازشی با جهل و با فرزانه می کردم