1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اندكي شبيه دريا شده ام

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏28/1/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    [h=2]اندكي شبيه دريا شده ام[/h]
    اندكي شبيه دريا شده ام
    همين دريايي كه در حوض خانه ي همسايه است
    دهانم طعم آبي گرفته
    پاهايم جلبك بسته
    و در دلم هزار ماهي بي نام و نشان آشيانه كرده
    باز هم نيستي
    غروب چهارشنبه
    و كسي ناشناس واژه هاي علاقه را سر مي برد
    و كنج آواز مردگان مي اندازد
    نمي دانم
    شايد آخر دنياست
    كه عقربه ها به بن بست رسيده اند
    كاش بيايي
    سر بر شانه ات بگذارم
    و عريان ترين حرف هايم را
    شبيه هق هق پرنده هاي پر شكسته
    يادت بياورم
    هيچ لازم نيست دلهره ي آيينه
    از روييدن باد را به رخم بكشي
    من آن قدر طعم گس آيينه را چشيده ام
    كه محرم ترين آشناي باران شده ام
    آه ، عزيزم ، رايحه ات پيچيده
    بگو كجاي سه شنبه اي
    هنوز اما خيلي صبورم
    كه مي نشينم و از ته آيينه برايت انار مي چينم
    تا كي بگويم برگرد
    و تو بادبادكي را كه ته دريا به جلبك ها گير كرده
    بهانه بياوري براي نيامدنت
    اصلا بگذار طعم خاكستري شب رابچشم
    بگذار آن قدر شبيه دريا شوم
    كه تو ديگر به چشم نيايي
    بگذار بميرم ... ​