1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دعایت میکنم امشب

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏28/1/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    [h=2]دعایت میکنم امشب[/h]
    ​
    [​IMG]​
    دعایت می کنم، عاشق شوی روزی​
    بفهمی زندگی بی عشق نازیباست​
    دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی​
    به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی​
    بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها​
    بخوانی نغمه ای با مهر​
    دعایت می کنم، در آسمان سینه ات​
    خورشید مهری رخ بتاباند​
    دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی​
    بیاید راه چشمت را​
    سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر​
    دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی​
    با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را​
    دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا​
    تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری​
    و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد​
    مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی​
    دعایت می کنم، روزی بفهمی​
    گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است​
    دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد​
    با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست​
    شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا​
    بخوانی خالق خود را​
    اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور​
    ببوسی سجده گاه خالق خود را​
    دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی​
    پیدا شوی در او​
    دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و​
    با او بگویی:​
    بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست​
    دعایت می کنم، روزی​
    نسیمی خوشه اندیشه ات را​
    گرد و خاک غم بروباند​
    کلام گرم محبوبی​
    تو را عاشق کند بر نور​
    دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی​
    با موج های آبی دریا به رقص آیی​
    و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی​
    بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی​
    لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی​
    به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی​
    دعایت می کنم، روزی بفهمی​
    در میان هستی بی انتها باید تو می بودی​
    بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا​
    برایت آرزو دارم​
    که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو​
    اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد​
    دعایت می کنم، عاشق شوی روزی​
    بگیرد آن زبانت​
    دست و پایت گم شود​
    رخساره ات گلگون شود​
    آهسته زیر لب بگویی، آمدم​
    به هنگام سلام گرم محبوبت​
    و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را​
    ندانی کیستی​
    معشوق عاشق؟​
    عاشق معشوق؟​
    آری، بگویی هیچ کس​
    دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی​
    ببندی کوله بارت را​
    تو را در لحظه های روشن با او​
    دعایت می کنم ای مهربان همراه​
    تو هم ای خوب من​
    گاهی دعایم کن​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.