1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مرا ببوس !

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏28/1/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    [h=2]مرا ببوس ![/h] بدان که بی قلب نخواهم رفت. با عشق تو با کس دیگر زندگی نخواهم کرد.
    دوست دارم آن هیچ کسی باشم که نامه هایت را برایش می نویسی و
    ای کاش آن هیچ کس اجازه خواندن نامه هایت را داشته باشد .
    تو به من آموختی که عشق با عشقبازی متفاوت است. عشق دست خود آدم
    نیست. بی خبر و بی اراده می آید. اما عشقبازی دست خود آدم است من از
    آنچه دست ساز آدمی است بدم می آید. عشق مرا چنان بزرگوار کرده که
    نمی توانم راضی باشم، مثل دیگران در بستر معشوقم بخوابم .
    من و عشقم یک وجودیم. ما در هم می خوابیم . دلم برای آنهایی می سوزد که
    پایبند عشقهایی هستند که با عشقبازی اثبات می شود. من عشق را یافته ام،
    معشوق بهانه است . اگر تا هفته دیگر طاقت نیاوردم به خانه ات می آیم...
    زین پس به یاد او به خواب می روم، خواب او را می بینم و با یاد او از خواب
    بر می خیزم . نه من، که دو گلدان این اتاق، به یاد او گل خواهند داد .
    و یاس های سفید بوی او را در فضا منتشر می کنند . نور روشنی او را گسترش
    خواهد داد. و سکوت سنگین این اتاق ، سکوت او را فریاد می کند.
    رفت و نمی دانست که بی او ، برای بوییدن یک گل، برای خواندن یک شعر،
    برای شنیدن یک آواز و برای شلیک یک گلوله چقدر تنها ماندم .