1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

بشکن مرا....

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏28/1/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    [h=2]بشکن مرا....[/h] دلم را که از دست می دادم. نه، نه، خودم راکه از دست می دادم، خیال میکردم
    تمام دنیا را به دست خواهم آورد و تو مال من خواهی شد. اما چه زود فهمیدم
    که دیر شده است و چقدر دیر شده بود.
    دیگر نه خودم را داشتم، نه تو را و نه تمام دنیا را.همه چیز را از دست داده بودم،
    همه چیز. و چقدر دنبال تمام آن چیزهایی گشتم که گم کرده بودم اما دیگر یادم
    نمی آمدچه چیزهایی را گم کرده ام . حالا مات و مبهوت و حیران نمی دانم سر
    از کجا دراورده ام و نمی دانم چه چیزی جای منی را که گم گشته ام گرفته است.
    بیا و ویران کن وجودم را ، آجرهای سنگی بی احساس را بردار و مرا از نو بساز ،
    زیر پایم سیمان بریز تا از جایم تکان نخورم . جای چشمهایم آینه ای بگذار تا من
    کور شوم و تمام دنیا خودشان را ببینند. و آونگ ساعتی راپیدا کن و در دلم بگذار
    تا لحظه های باقیمانده عمرم را به لحظه های فراموش شده خاطراتم پیوند دهد.
    دستها، گوشها و لبانم را... . فقط از پشت آینه ها جایی بگذار برای اشک
    ریختنم تا هیچکس گریه کردنم را نبیند و باز پتک بی اعتناییت را بردار و بر سرم
    بکوب ، بیل و کلنگ ات را بر دار و بشکن مرا .
    نمی دانم ! این من نیستم ، بیا و مرا در هم شکن . بیا و ...