[h=2]بايد که تو هم باشي[/h] آغوش جهان تنگ است، بايد که تو هم باشي در پاي زمان سنگ است، بايد که تو هم باشي در سفره ي رنگينم، يک شمع و يک... افسوس! اين سفره که بي رنگ است، بايد که تو هم باشي مي لرزد و مي نالد، هر تار دلم بي تو بي نظم و بدآهنگ است، بايد که تو هم باشي من صلح نخواهم کرد، با بودن دور از تو تا روز ابد جنگ است، بايد که تو هم باشي بيتي که نمي آيد، پايان غزل ها شد رهوار غزل لنگ است، بايد که تو هم باشي