تقسیم بندی کویرها و بیابانهای ایران کویرها و بیابانهای ایران در سایت کویره و بیابانهای ایران به 5 قسمت تقسیم شده اند. هر بخش شامل اطلاعات دقیقی از نقاط مختلف کویری و بیابانی ایران می باشد که مورد تفکیک قرار گرفته اند. در ذیل به اختصار به این مناطق اشاره می شود : کویر مرکزی از شمال به سلسله جبال البرز شرقی و کوه های بینالود از شرق به شهر عشق آباد و ازبک کوه , از غرب به کویر کوچک و از جنوب به کویر لوت و کویرهای اطراف یزد و خور محدود می شود . کویر کوچک (کویر مسیله ) از شمال به کوههای البرز شرقی و مرکزی , از جنوب به کویر ریگ جن , از غرب به کوههای مرکزی ایران و سلسله جبال کرکس و از غرب به کویر بزرگ محدود می شود . این کویر در بر گیرنده کویرهای مرنجاب , بند ریگ , دره نخجیر , کویر سمنان و دریاچه نمک آران , حوض سلطان و کوههایی همچون سیاه کوه , سفیدآب , کوه طلحه , کوه دم و کوه یخاب می باشد . کویر ریگ جن حد فاصل کویر کوچک و کویرهای طبس و یزد می باشد . این کویر به علت دارا بودن مناطق وسیع باتلاقی , تپه های شنی بلند و ریگزارهای وسیع جزو صعب العبور ترین مناطق جهان می باشد که تا کنون عده محدودی از آن عبور کرده اند . کوه ملا هادی در این کویر قرار دارد . مناطق کویری طبس و یزد جزو دیگر مناطق کویری ایران می باشند که حد فاصلی بین کویر لوت و کویر بزرگ محسوب می شوند .باتلاق گاوخونی در این منطقه واقع شده است . کویر لوت یکی از صعب العبورترین نقاط جهان است . در قسمتهایی از این کویر هیچ موجود زنده ای حتی باکتری هم وجود ندارد . بنا بر گفتهبعضی از کارشناسان (دکتر پرویز کردوانی) گرمترین نقطه کره زمین در این منطقه قرار دارد . شهر کلوت ها در حاشیه غربی این کویر قرار گرفته است . این شهر خیالی حاصل فرسایش شدید زمین در اثر وزش باد می باشد که از دور شباهت زیادی به یک شهر بزرگ دارد .اقتباس از مجله زمین شناسی
پاسخ : بیابان , کویر و صحرا نام انگلیسی : dasht-e kavir نام فارسی : کویر مرکزی ، دشت کویر وسیعترین کویر ایران که از دامنه های جنوبی البرز تا مرکز ایران گسترش دارد . بیابانهای مروست ، دامغان و خارتوران در این منطقه واقع شده اند.طول آن 800 کیلومتر و عرض آن در حدود 600 کیلومتر می باشد. قسمت عمده آن را باتلاقهای وسیع فرا گرفته اند و پوشش گیاهی آن عمدتا در حاشیه باتلاقها و از نوع گیاهان شور پسند (هالوفیت) می باشند. صحرای بزرگ آفریقا صحرای بزرگ آفریقا بزرگترین صحرای گرم جهان در شمال آفریقا با مساحتی حدود ۹ ملیون کیلومتر مربع و قدمتی معادل دو و نیم ملیون سال واقع شده است. این صحرا از غرب به اقیانوس اطلس , از شمال به کوه*های اطلس و دریای مدیترانه, دریای سرخ و مصر در شرق و از جنوب به سودان و درهٔ رود نیل محدود می**شود. صحرای بزرگ آفریقا قاره را به دو قسمت شمال و منطقه زیر صحرا تقسیم می*کند.انسان در لبه*های صحرا به مدت ۵۰۰,۰۰ سال زیسته است.[نیاز به ذکر منبع] در طول آخرین دوره یخبندان این منظقه بسیار مرطوب تر بود، چیزی همانند وضعیت امروزی شرق آفریقا. آثار حکاکی انسان شامل جانوران آبی مثل کروکدیل در این محل یافت شده است.فسیل های دایناسور هم آثار دیگری است که کاوشگران در این بخش یافته اند.اما امروزه به جز نواحی کوچکی در اطراف درهٔ رود نیل و بخشهای مجزای کوچک دیگر, این ناحیه عاری از پوشش گیاهی سبز است.حدود دو و نیم ملیون نفر در این ناحیه زندگی می*کنند که اکثرا مردمان کشورهای موریتانی,مراکش و الجزیره هستند.
پاسخ : بیابان , کویر و صحرا بیابان گبی بیابان گبی یک منطقه بیابانی بزرگ در شمال چین و جنوب مغولستان است. لغت گبی در زبان مغولی به معنای بیابان می*باشد. این بیابان از اطراف با رشته کوه آلتای و چمنزارها و استپ های مغولستان در شمال، فلات تبت در جنوب غربی و دشت چین شمالی در جنوب شرقی احاطه شده و از دیدگاه بوم*شناسی و جغرافیایی به چند منطقهٔ متمایز و منفک تقسیم می*شود که از نظر تغییرات جوی و نیز از لحاظ موقعیت مکانی با یکدیگر متفاوت هستند. این بیابان به عنوان خاستگاه امپراتوری بزرگ مغول و در بر دارندهٔ چند شهر مهم واقع در جاده ابریشم در طول تاریخ حائز اهمیت فراوان بوده است.
پاسخ : بیابان , کویر و صحرا درباره ی بیابان زایی محمد خسروشاهی اجازه مي خواهم از تشريح عوامل بيابان زايي نظير بوته كني، چرای مفرط و خارج از فصل دام در مراتع ، تبديل مراتع به ديمزار، برداشت بي رويه آب از سفره هاي آب زيرزميني، معدن كاوي و بهره برداري از معادن، جاده سازي و توسعة شهرها و روستاها و امثال آن كه ساليان سال گفتيم و نوشتيم خودداري كنم و به يكي دو مورد از موارد حاد آن بپردازم و سپس راههاي مهار و كنترل آن را از نگاهي ديگر (اگر نگويم جديدتر) بيان كنم. اگر بيابان زايي را بر اساس تعريف كنوانسيون بيابان زايي تعريف كنيم؛ مي گويد تخريب سرزمين در مناطق خشك و نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب در اثر عواملي مانند عوامل انساني و عوامل طبيعي. در زمان حاضر عوامل طبيعي، آنچنان نقشي در بيابان زايي ندارند البته خشك سالي*هايي كه به وقوع مي*پيوندد بيابان زايي را تشديد مي*كند ولي در ايران ما اين عوامل انساني هست كه بيشتر باعث بيابان زايي ميشود و شايد مهمترينش افزايش جمعيت باشد. ما در سي چهل سال پيش اين جمعيت را نداشتيم. ببينيد جمعيت ما در چهل سال پيش چقدر بوده و الان چقدر است؟ فشار اين جمعيت هم مخصوصا جمعيت روستايي روي زمين هست . اجازه بدهيد مثال ملموس تري در ارتباط با اين موضوع و ارتباطش با بيابان زايي ارايه كنم. هرچند امكانات روستا ها در حال حاضر نسبت به چند دهه پيش تغييرات قابل توجهي داشته است و حقيقتا از لحاظ تامين آب و برق و امكانات مشابه با قبل قابل مقايسه نيست ولي آيا در همين مناطق، بيابان زايي نسبت به قبل كمتر شده است ؟ 20-30 سال قبل روستايي كه 20 يا 30 خانوار جمعيت داشت اكنون دو برابر شده است مسلما اين تعداد افراد در روستا به كار كشاورزي يا دامداري مشغولند. از طرفي براي كشاورزي در مناطق بياباني زمين و آب محدود است پس با اين وجود روستايي يا بايد به شهر بيايد و جذب كارهاي كاذب شود و يا در روستا زمين بيشتري اضافه كند و كار كشاورزي كند. زمين بيشتر هم آب بيشتر مي خواهد در بيابان كه نمي شود ديم كاري كرد! آنگاه بدون توجه به امكانات سفره آب زيرزميني و آبخوان ها اقدام به حفر چاه عميق مي كنيم! آب پمپاژ مي شود ، با پمپاژ بي رويه آب، علاوه بر آنكه سطح آب زيرزميني پائين ميرود ، تعادل هيدرو استاتيك بين آب شور و آب شيرين بهم مي*خورد. آب شيرين كه پمپاژ شد آب شور زير زمين به طرف سفره*ي آب شيرين هجوم مي آورد و در پمپاژ*هاي بعدي يواش يواش آب شور ميشود، آب شور كه بالا آمد در سطح زمين خاك را شور مي*كند خاك كه شور شد محصول كم ميشود كيفيت محصول كه پايين آمد زمين همجوار و جديد بزير كشت مي رود و اين روند ادامه مي يابد تا وقتي كه به خود مي آييم و مي بينيم كه در روي زمين شوره زار و كوير درست كرده ايم و در زير زمين سطح سفره آب آنچنان افت كرده كه بايد چاه را كف شكني كنيم. ايكاش كه كار به همين جا ختم مي شد. (همه حرف من اين است كه دولتي كه مي گويد مردم در روستا بمانيد و به شهر نياييد و روستا را آباد كنيد اگر برنامه ريزي درستي براي روستايي نداشته باشد عاقبتش اين است. پس بايد اشتغال ديگري براي روستائيان ايجاد كند تا فشار آنها از مرتع و منابع طبيعي برداشته شود). در حال حاضر اين پديده بيابانزايي و كوير زايي در بسياري از مناطق ايران بصورت يك چالش*اساسي و جدي بروز كرده است كه نمونه بارز آن را مي توان در استان كرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان كه در اوايل انقلاب پمپاژ چاه*ها در عمق 50 تا 80 متري از سطح زمين قرار داشت اكنون به 300 متر و بيشتر افزايش يافته و كيفيت آن نيز در بسياري از مناطق در نتيجه نفوذ آب*هاي شور مورد تهديد جدي قرار گرفته و از بد به بدتر تبديل شده است. كارشناسان پيش بيني مي كنند در صورتي كه چاره*اي براي انتقال آب به اين دشت صورت نگيرد (انتقال بين حوضه*اي آب) تخريب باغات و سفره*هاي آب زير زميني ادامه مي يابد و سالانه حدود پنج هزار هكتار از باغهاي پسته با شيرابه كوير كه از اعماق بيش از 300 متر پمپاژ مي شود, شور و قليايي مي شود. به اين ترتيب در يك مقطع زماني بيست ساله كليه اين باغات به شهر سوخته*اي تبديل خواهد شد كه شايد اصلاح آنها حتي با انتقال آب كافي و با كيفيت مطلوب هم ديگر امكانپذير نباشد و در يك كلام تبديل به بيابان خواهند شد. پس در اين بخش ما دو معضل داريم يعني با افزايش سطح كشاورزي ، سطح بيابانها و شوره زارها را گسترده تر كرده ايم ؛ دوم اينكه علاوه بر افت سطح آبخوانها، كيفيت آب را هم بدتر كرده ايم و خواسته يا ناخواسته در جهت بيابان زايي گام برداشته ايم. در اين مورد وزارت نيرو آماري ارايه كرده است كه بر اساس آن از 400 دشتي كه در كشور داريم حدود 176 دشت با تراز منفي آب روبرو هست و در جاي ديگري گفته است 67 درصد آبخانه*هاي كشور با تراز منفي آب روبروست. تاسف بار تر از آن اين است كه 70 درصد اين آب كمياب و پر هزينه تا رسدن به سر مزرعه تلف مي شود بعبارت ديگر راندمان آب كشاورزي در كشور ما حدود 30 درصد برآورد مي شود . از طرفي در طول اين سي چهل سال كه حدود 9 متر افت آب داشته ايم متاسفانه تعداد سيلاب*ها از 202 مورد در دهه*ي سي به حدود2000 در دهه ۸۰ رسيده است يعني بر خلاف اين كه ما افت آب در زير زمين داريم در روي زمين سيلاب داريم و اين حكايت از مسائلي ميكند كه به هر حال اين آبي كه بايد در عرصه نفوذ بكند و آبخانه*ها را تغذيه كند منجر به سيلاب شده است پس يك شاخص ديگر هم از آثار و عوارض بيابان زايي پيدا شد. سيلخيزي !! دليلش چه چيزي مي تواند باشد؟ کاربری نادرست اراضی و تخريب پوشش گياهي!! متاسفانه آمار دامي هم كه الان در كشورمان ارايه مي شود تقريبا سه برابر ظرفيت چرايي مراتع است چيزي حدود 107 ميليون راس واحد دامي و در طول مدت هفت يا هشت ماه از مراتع استفاده مي*كنند. به اين ترتيب مهمترين عوامل بيابان زايي و يا موثرترين آنها شناخته شد. البته تمام تقصير را نبايد به گردن جامعه روستايي گذاشت بلكه در اطراف همين پايتخت (پاياب حوضه) آثار بيابان زايي كاملا مشهود است.
پاسخ : بیابان , کویر و صحرا كنترل بيابان زايي در اين زمينه روش هايي براي كنترل بيابان اعم از نهالكاري، بذرپاشي، قرق و امثال آن تا كنون بسيار گفته شده و نوشته شده است، ولي آيا با استفاده از اين روش ها توانسته ايم بر مشكلات بيابانزايي غلبه كنيم؟ مي بينيم بازخورد آنها آنچنانكه شايسته است نتيجه زضايت بخشي نداشته است. البته اين مسئله را نبايد كتمان كرد كه كار در مناطق بياباني بسيار سخت و طاقت فرساست چرا كه سالها در اينگونه مناطق بياباني كار كرده ام و سختي و مرارت كار را از نزديك با گوشت و پوست و استخوان لمس كرده ام اما از برآيند كار راضي نيستم هر چند كه موفقيت هاي خوبي هم داشته ايم. شايد يكي از دلايل موفقيت كمتر كارهاي بيابان زدايي توجه بيشتر به امور فني و توجه نكردن يا به عبارتي توجه كمتر به مسايل اجتماعي و اقتصادي و بافت جامعه حاكم در مناطق كاري بوده است و حتي فراتر از آن شايد بتوان گفت ما تك بعدي كار كرده ايم چه بسا منابع طبيعي كار خودش را و كشاورزي نيز كار خودش را بدون توجه به اشتراكات بسيار نزديك اين دو بخش از بدنه يك وزارتخانه براي رفع مشكلات بيابان زايي انجام داده اند. در اين مورد اگر به توضيحات قبلي رجوع كنيم آثار مديريت درست امور كشاورزي و آبياري در كاهش اثرات بيابان زايي كاملا قابل درك است يعني مي توان گفت در امور كشاورزي هر طرح و برنامه اي كه در جهت ارتقا و بهبود كيفيت و كميت آبياري براي جلوگيري از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غير مستقيم راهكاري در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود. بنا بر اين با اجراي برنامه هايي براي افزايش راندمان آبياري در بخش كشاورزي با استفاده از روشهاي علمي و مدرن آبياري (كوزه اي ، قطره اي، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جويي در مصرف آب، كنترل و استفاده بهينه از منابع آبهاي سطحي موجود، مطالعه و اجراي طرح هاي آبخوانداري و پخش سيلاب و تغذيه مصنوعي و همچنين برخي اقداماتي كه مستقيما در اختيار وزارت نيرو مي باشد از جمله جلوگيري از بهره برداري و انسداد چاههاي غير مجاز، كنترل بهره برداري چاههاي داراي پروانه و امثال آن راهكارهايي براي تقويت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگيري از پديده بيابان زايي محسوب مي شوند. در ارتباط با مسايل اجتماعي و اقتصادي بيابان زايي نيز اين واقعيت را بايد قبول كرد كه مسايل و مشكلات فعلي بيابان و بيابان زايي در ايران صرفا مشكلات فني و تكنيكي نيست بلكه مسايل ساختاري و اجتماعي و چه بسا سياسي است. در حوزه وسيع و گسترده بيابان سر و كار ما بيشتر با جامعه روستائي است بنابراين شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه روستایی از جمله توفيقات كاري محسوب مي شود. وضع جوامع روستائي در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي ويژگيهاي خاص خود را دارد ارتباط اين جامعه با محيط اطراف خود در طول زمان باعث بوجود آمدن روابط و عرف خاصي در سطح روستا گرديده كه بسته به شرايط محيط در مناطق مختلف متفاوت است. بنابراين در هر برنامه اي كه در ارتباط با جامعة روستايي باشد، شناخت ساختار اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي روستا و عملكرد آن ضرورت دارد و بدون توجه به آن هر گونه طرحي نه تنها با موفقيت همراه نخواهد بود بلكه باعث بروز ناهماهنگي و بر هم زدن ساختار سنتی اجتماعی و اقتصادی روستا نیز خواهد شد، فعاليتهاي چند دهه اخير بيابان زدايي تا حدودي گوياي اين واقعيت است زيرا در اغلب طرحهايي كه تاكنون به مرحله اجرا در آمده به وضعيت اجتماعي و اقتصادي مردم كمتر توجه شده است به طوري كه مردم در مقام معارضه با منابع طبيعي بوده اند. در این زمینه بايستي خلاء ناشي از ضعف فرهنگی بویژه فرهنگ منابع طبیعی به طریقی پر شود ضمن آنكه اقدامات قانوني در برابر متجاوزين به منابع طبيعي براي هر قشري از جامعه با قاطعيت اجرا شود. - اصلاح روش تامین انرژی در مناطق مستعد بیابان زایی: در ايران با زمينه مناسب اقليمي و تابش آفتاب در بيشتر مناطق و در اكثر فصول سال همچنين وجود مناطق واجد پتانسيل بالاي باد و قابليت هاي توليد انرژي زمين گرمايي زمينه لازم و مناسبي براي استفاده و گسترش انرژيهاي نو و پاك فراهم است. انرژی خورشیدی و باد ، از جمله منابعی هستند که در كشور ما بویژه در مناطق بیابانی به فراواني یافت می شوند، با شناخت مكانهاي مناسب اين منابع و بكارگيري ابزار مناسب براي تبديل آنها به انرژی هاي ديگر مي توان از اين منابع غني به عنوان يك نيروي تكميل كننده و ياري رسان برای تامین انرژی گرمایی و سرمایی استفاده کرد. در صورت توسعه بیشتر و بهتر این انرژی ها می توان قسمت اعظم نیازمندیهای شهری و روستايي را در مناطق مناسب از این طریق تامین کرد. می توان گفت حل مشکل انرژی در نواحی روستایی مواجه با پدیده بیابان زایی از طریق کنترل مصرف منابع انرژی موجود و توسعه منابع جدید انرژی ، در خاتمه بخشیدن به قطع درختان و تخریب پوشش گیاهی موثر بوده و انجام این دو ، تضمینی برای اصلاح تعادل اکولوژیک و کنترل گسترش بیابان زایی می باشد - بهبود وضعیت معیشت اقتصادی ساکنان بیابان: اكنون در مجامع ذيربط بين المللي فقر بعنوان يك عامل بيابان زايي شناخته شده است بنا براين براي مبارزه با بيابانزايي، اهميت عوامل اقتصادي را نيز بايد مد نظر داشت. كشاورزي و دامداراي در اراضي خشك يا وجود ندارد و يا اينكه مانند كشاورزي و دامداري در اراضي حاصلخيز، پر منفعت نيست. در اين مناطق دولت بايد به مردمي كه در كوير و بيابان زندگي مي كنند كمك كند و از لحاظ اقتصادي زندگي اين مردم را در سطح معقولي تامين كند. اين كمك هاي اقتصادي شامل وام بلاعوض، *معاضدت در تهيه علوفه ارزان براي دامهاي آنان و رساندن تجهيزات و لوازمات لازمه مي باشد. امروزه از پتانسيل هاي موجود در بيابان و ايجاد درآمد براي ساكنين اين مناطق در بسياري از كشورها برنامه ريزي هاي خوبي انجام گرفته است كه يك نمونه آن بحث اكوتوريسم يا طبيعت گردي است مناطق بياباني ايران سرشار از جاذبه هاي توريستي و گردشگري هستند. شايد بتوان گفت اكثر شهرها و يا حتي برخي از مناطق روستايي واقع در نواحي بياباني داراي آثار فرهنگي و يا جاذبه هاي تاريخي و طبيعي منحصر به فرد هستند. از يزد و كاشان و اصفهان گرفته تا كرمان و خراسان و سمنان و... كه همگي در محدوده مناطق بياباني ايران قرار گرفته اند و هريك از شهرهاي اين استانها ويژگيهاي خاص تاريخي-فرهنگي و طبيعي خود را دارند كه مي توانند در جذب گردشگران داخلي و خارجي بخوبي نقش ايفا كنند. از كويرهاي نمك بيابانهاي مركزي تا شهر افسانه اي كالوت هاي لوت و تپه هاي شني اطراف هر يك از شهرها و روستاهاي مناطق فوق با برنامه ريزي و مديريت درست مي توان درآمد قابل توجهي براي عمران و آباداني مردم همان سرزمين كسب كرد كه خود راهي در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود. - کنترل جمعیت و تولید اشتغال: از آن جائي كه رشد جمعيت در روستاها بيشتر است و از طرفي سطح اراضي زير كشت نيز محدود مي باشد با افزايش جمعيت دو مسئله پيش ميايد یا فشار روي زمين زياد مي شود و ممكن است همين امر موجب فرسايش خاك و بياباني شدن اراضی شود يا اینکه عده اي به شهرها هجوم بياورند و مشکلات حاد اجتماعی یا سیاسی دیگری را سبب شوند. براي رفع اين مشكل دولت مي تواند با آوردن صنايع سبك و ديگر صنايع مربوطه در مناطق روستايي اقدامات مناسبی انجام دهد به اين ترتيب نه تنها شغل و كار و حرفه براي مردم مناطق خشك و بياباني ايجاد مي شود بلكه از فشار آنها به مراتع نیز كاسته می شود مسلما تشويق مردم در جهت كنترل جمعيت براي زندگي بهتر نيز بايد همواره در سرلوحه برنامه هاي دولت قرار داشته باشد. - استفاده از تکنیک های جدید و مناسب برای کشاورزی در بیابان: قبلا اشاره كردم كه دو مسئله مهم و اساسي براي كشاورزي در بيابان كمبود آب و تبخير شديد آفتاب است. يعني در اين مناطق آب و خاك مناسب براي كشاورزي كم (و شور ) است، بنا بر اين براي رهايي از اين وضعيت بايد شرايط بصورتي فراهم شود كه تا آنجا كه ممكن است از هدر رفت آب در اين مناطق جلوگيري شود. بعبارت ديگر بايد از کمترین فضا بیشترین و بهترین تولید حاصل شود كه در اين زمينه مي توان استفاده از گلخانه و كشت گلخانه اي را توسعه داد. كما اينكه در سالهاي اخير برای استفاده بهینه از آب و زمين براي کشت انواع محصولات در بعضي از مناطق بياباني كشور به كشت گلخانه اي مبادرت شده است. اين كار را بايد به فال نيك گرفته و سايرين را تشويق به اين كار كرد. اين كار در شهرك گلخانه اي استان قم صورت گرفته است كه بايد مورد حمايت بيشتر كارشناسان و مسئولين مربوطه قرار گيرد زيرا در حال حاضر گلخانه ها در وضعيت مطلوبي نيستند. اين روش ها در پاره ای از كشور ها همراه با تحقيقات كافي انجام شده است كه بايد از تجربيات خوب آنها استفاده كرد. قصد بنده از اين قسمت بحث معرفي راهكارهاي مناسب براي حداكثر استفاده از محدوديت هاي خاك و آب در بيابان و جلوگيري از توسعه سطح كشت در مناطق بياباني است.
پاسخ : بیابان , کویر و صحرا نام فارسی : کویرها و بیابانهای خور ، یزد و طبس در حد فاصل کویر لوت و کویر مرکزی ایران ، کویرها و بیابانهای پراکندهای وجود دارند که جهتی شمال غربی - جنوب شرقی دارند . از جمله آنها می توان به کویر سیاه کوه ، کویر روح مرغوم ، کویر زرین و باتلاق گاوخونی اشاره کرد. کویر های اطراف یزد در ميان منابع متنوع جهانگردى در ايران، بى*شک کوير از جاذبه*اى خاص برخوردار است. خصوصاً اينکه بعضى از کويرهاى ايران در نوع خود منحصر به فرد هستند و از جالب*ترين مناظر و ديدنى*هاى دنيا محسوب مى*شوند. گشت و گذار در ميان فضاهاى وسيعى که نگاه را تا دوردست مى*کشاند، غافلگير شدن در چشم*انداز شن*هاى روان و شوره*زارهاى خشک و سوزان، ابنيهٔ تاريخى، سايهٔ تک*آبادى*ها، بناهاى آجرى رنگ، ساختمان*هاى ساده و خشن، کاروان*سراها و رباط*هاى قديمى براى هر جهانگردى جذاب و ديدنى است. از ميان جهانگردانى که در نيمه راه شرق و غرب از ايران ديدن کرده*اند، «سون هدين» سياح سوئدى به خاطر کار بزرگ و ژرف خود، * جايگاهى والا دارد. او ماه*ها و سال*ها بر پشت شتر در کوره*راه*هاى ايران، به ويژه در کوره*راه*هاى کويرى، هزاران کيلومتر راه را درنورديد و از ديده*هاى خود گزارشى جامع تهيه کرد که اثرى مهم در شناخت يکى از مهم*ترين جاذبه*هاى جهانگردى ايران به شمار مى*رود. اين جاذبه، کويرهاى ايران است. انواع گياهان کويرى در کنار تپه*هاى شن روان و بقاياى قلعه*هايى که بر اثر پيشروى کوير ويران شده*اند در کنار روستاهاى آباد و گزستان*هايى که اين*جا و آن*جا پيشروى کوير را مهار کرده*اند و به صورت بيشه*اى در اقيانوسى بى*انتها پديد آمده*اند، توجه هر تازه* واردى را به خود جلب مى*کنند. جاذبه*هاى اين بخش در استان يزد از طريق دو محور مورد توجه قرار گرفته است: اول محور يزد به بافق که با گذر از مسجد کهن فهرج در حاشيهٔ کوير تا بافق ادامه مى*يابد. در طول راه، جنگل*هاى گز که جابه*جاى حاشيه*هاى کوير را تسخير کرده و زيبايى و جذابيت خاصى به اين مسير بخشيده است وجود دارد. در انتهاى مسير بافق، پارک بسيار زيباى آهن*شهر وجود دارد که در حدود ۲۰ هکتار وسعت آن است و از نخل*هاى کهنسال و انواع گل*ها پوشيده شده است و همچون بهشتى موعود در انتهاى راه کويرى خودنمايى مى*کند. مسير ديگر، محورِ يزد، خرانق، بياضه تا خور بيابانک است که سرشار از تپه*هاى گنبدى شکل شنى پوشيده از تاق و بوته*هاى صحرايى و کويرى است. جابه*جاى اين مسير، * رباط**هايى زيبا و متعدد با پنجره*هايى قوسى و معمارى شگفت*انگيز قرار گرفته و مجموعه*اى ديدنى و جذاب را پديد آورده است. از آن جمله قلعهٔ بياضه که بدون شک يکى از ديدنى*ترين قلعه*هاى نظامى نسبتاً سالم کهن است که در کنار باغ*هاى زيباى آباديِ خوربيابانک در جوار درختان نخل و سنجد و انواع ميوه و مرکبات قرار گرفته است و جاذبهٔ* بى*مانند اين مسير را کامل مى*کند. قلعهٔ بياضه که حکيم ناصر خسرو قباديانى نيز از آن ديدن کرده، يادگار دليرى*ها و مقاومت*هاى گستردهٔ مردم اين خطه در مقابل چپاولگران و زورمندان است. اين قلعه، از جمله مکان*هايى است که از ديدگاه باستان*شناختى و مطالعهٔ احوال گذشتهٔ مردم اين ناحيه، بايد بيش از پيش مورد بررسى و تحقيق دقيق قرار گيرد. از ديدنى*هاى ديگر اين محل، * درخت زيتون تناورى است که عمر آن به بيش از يک هزار سال مى*رسد. مناطق کويرى استان يزد را مى*توان به نواحى زير تقسيم کرد: کوير اردکان (سياه *کوه) که مهم*ترين کوير منطقه به شمار مى*رود و به شکل يک نعل اسب با جهت شمال غربى - جنوب شرقى در شمال اردکان قرار دارد. اين منطقهٔ* کويرى بين دو کوه منفرد «هرش» به ارتفاع ۱۹۳۹ متر در جنوب و «سياه**کوه» به ارتفاع ۲۰۵۰ متر در شمال قرار دارد و مکانى مناسب براى جذب جريان*هاى آبى و سيلابى است که از دامنهٔ* اين دو کوه سرازير مى*شود. کوير ابرقو که يکى از معروف*ترين مناطق کويرى کشور محسوب مى*شود به شکل دايره بين دو رشته کوه قرار گرفته و به فاصلهٔ* کمى از آن کوير تاغستان واقع شده است. کوير در انجير که سومين منطقهٔ مهم کويرى يزد به شمار مى*رود با مساحت تقريبى ۱۵۰۰ کيلومتر مربع در شرق استان قرار گرفته است.