اما نشد که تو را از پشت دیوار بلند تنهاییم بیابم من هر روز برای آدم هایی می خوانم که هنوز مرا از پشت شیشه نگاهم دیدار نکردند من عاشقانه دیدار تو را جستم ودر انتها چیزی جز مفهومی پوچ نیافتم من روبه روی خیابان تکرار آدم هایی را عشق ورزیدم که حضور مرا بخاطر نگاه کودکانه ام نادیده گرفتند آدم هایی که چه صمیمانه به من گفتند که در این خیابان عشق من بن بست است خواستم دیدار تو راه فراری باشد خواستم خواستن من گریز گاهی باشد گریزی از روی نا گزیری... و انسان چه پوچ می شود وقتی می گریزد سقوطم از عشق نیست سقوطم از گریز نیست سقوطم از طرد شدن نیست سقوط من همه از ترس است و چه سرد بود وقتی فهمیدم هنوز من ترسم ترس از گم شدنها ترس از هیاهوی آدم هایی که هرگز تو را این چنین پاک نخواهند نگریست با من کمی مهربان باش.....همین
پاسخ : متون زیبا بچهکه بودم اغوش مادرم را دوست داشتم"چون انجا بهترین مکان برای من بود. بچهکه بودم پول را اصلا نمیشناختم. بچهکه بودم چیزی به نام فردا را نمیشناختم. بچهکه بودم فکر میکردم فقط یک حرف است ان هم حرف راست. بچهکه بودم تنهااز یک چیز بیزار بودم ان هم دادوفریادبود. بچهکه بودم قهرهایم فقط یک دقیقه طول میکشید. بچهکه بودم فقط عاشق بودم و از همه چیز لذت میبردم. بچهکه بودم گریه های من کوتاه بود وخنده هایم بلند حالا که بزرگ شدم میبینم دنیایبچگی چه سرمایه بزرگی بوده.
پاسخ : متون زیبا زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم، هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم غافل از اينكه عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا در ضمن وقتي كه برايمان ديكته ميگن،فكرمان همه جا هست به جز... .وقتي كه ديكته تمام شد ما به فكر نوشتن آن هستيم...!
پاسخ : متون زیبا مراقب افکارت باش ، آنها به گفتــــــــار تبدیل می شوند. مراقب گفتارت باش ، آنها به کــــــــردار تبدیل می شوند. مراقب کردارت باش ، آنها به عــــــــادت تبدیل می شوند. مراقب عادتهایت باش، آنها به شخصیت تبدیل می شوند. مراقب شخصیتت باش ، که ســــــــرنوشت تـــــو است.
پاسخ : متون زیبا پازل دله یکی رابهم ریختن هنر نیست. هروقت با تیکه های شکسته ی دله یه نفر یه پازل دله جدید براش ساختی هنر کردی...
پاسخ : متون زیبا امروز باهم بودن را تجربه میکنیم وشاید فردا به یاد هم بودن را پس امروز را زیبا کنیم به حرمت خاطرات فردا....
پاسخ : متون زیبا کاش آلان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بوددو تا چشمات پر از اندوهواسه دل شکستگیم بودآرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشهتنگیه این دل عاشق با نوازش تو واشه کاش آلان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بوددو تا چشمات پر از اندوهواسه دل شکستگیم بودآرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشهتنگیه این دل عاشق با نوازش تو واشهواسه چیخدا نخواستهمن تو آغوشتو باشمقول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشمهمه هستی قلبم تو دو حرف خلاصه میشهعشق تو بودن با تودو نیاز زندگیشهپرم از ترانه ی تو گر چه واژه ها حقیرن خوبه وقتی نیستی پیشماونا دستمو میگیرنراز عشق من و هیچ کس غیر مهتاب نمیدونهتنها شاهد واسه غصه، گریه و تنهاییم اونه وای اگر من این نبودم کاش میشد پرنده باشمتا از این دور بودن از تو بتونم بلکه رها شم یه پرنده شم شبونهبکشم پر به خیالتبرسم به لونه توبگیرم سر زیر بالتزندگیم رنگ خدا بوداگه تنها تو رو داشتماگه میشد واسه گریهرو شونت سر میگذاشتم
پاسخ : متون زیبا دارم میرم نگو نروهوا هوای رفتنه هرچی بوده تموم شده چاره ی ما گذشتنه دارم میرم تا سرنوشت ، مار و به بازی نگیره خوب میدونم این عاشقی ، از یاد هردومون میره....از یاد هردومون میره دارم میرم نگو نرو دارم میرم نگو بمون وقت خداحافظیه قصه ی عاشقی نخون تورو خدا گریه نکن ، غصه ی رفتنو نخور بهتره که تموم کنیم ، تو هم دلو ازم ببر....تو هم دلو ازم ببر یادم میاد روزی رو که ، ما دوتا دل داده بودیم اما حالا میخندمو ، میگم چقدر ساده بودیم یادم میاد روزیرو که پرمیکشیدیم واسه هم اما حالا نشسته جاش یه عالمه غصه و غم شاید دیگه نبینمت ، شاید نگاه آخره چشمای بی گناه تو آتیش به جونم میزنه سادگی اشتباه ما ، گناه ما دل بستنه جدایی سرنوشت تو ، تنهایی تقدیر منه....تنهایی تقدیر منه