1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

معرفی شخصیت های بازی مورتال کمبت

شروع موضوع توسط *Sajjad* ‏6/1/12 در انجمن اخبار و معرفی

  1. Game Developer کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏26/11/10
    ارسال ها:
    23,929
    تشکر شده:
    6,162
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    برنامه نویس بازی های کامپیوتری و موبایل
    [​IMG]


    نام واقعی: Shao Kahn

    سن: نامعلوم ( بالای 10000 سال)

    قد: 2متر و 18 سانتی متر

    وزن: 181.1 کیلوگرم

    مقام: امپراتور

    زادگاه: دنیای خارج

    سکونت: دنیای خارج

    نژاد: اوتولدر

    متحدین:

    Sindel (new timeline)

    Baraka

    Reiko

    Rain

    Goro

    Kintaro

    Sheeva

    Motaro

    Shang Tsung

    Shinnok

    Mileena

    Reptile

    Daegon

    Sektor

    Quan Chi

    Noob Saibot

    Tanya

    Kano

    Skarlet

    Kabal

    Jarek

    دشمنان:

    Sindel (old timeline)

    Raiden

    Liu Kang

    Kung Lao

    Kitana

    Sub Zero

    Onaga

    Jade

    Khameleon

    Taven

    Scorpion

    Kai

    Ermac

    Stryker

    Bo' Rai Cho

    Nightwolf

    Johnny Cage

    Sonya Blade

    Jax

    Li Mei

    Cyrax

    Nitara

    Kenshi

    Smoke

    Fujin

    Kabal

    سلاح ها:

    Wrath Hammer (All appearances)

    سبک های مبارزه:

    Tai Tzu (MK:D, MK:A)

    Lui He (MK:D)

    دسته:

    اهریمن

    ظهور:

    Mortal Kombat II (boss)

    Mortal Kombat 3 (boss)

    Ultimate Mortal Kombat 3 (boss)

    Mortal Kombat Trilogy (boss)

    Mortal Kombat Advance (boss)

    MK: Deadly Alliance (cameo)

    MK: Deception (GameCube exclusive)

    MK: Unchained

    MK: Shaolin Monks (boss)

    MK: Armageddon

    Ultimate Mortal Kombat (boss)

    MK vs DC Universe (boss and playable)
    Mortal Kombat (2011) (boss

    طراح:

    Brian Glynn (MKII, MK3, UMK3, MKT)

    Steve Ritchie (voice) (MKII, MK3, UMK3, MKT)

    Frank Welker (voice) (first movie)

    Brian Thompson (second movie)

    John Vernon and Michael Des Barres (DotR)

    Jeffrey Meek (MK Conquest)

    Aleks Paunovic (MKL)

    Patrick Seitz (MKvsDCU)
    Bob Carter (MK 2011)

    شائوکان یکی از کاراکتر های سری بازی های مبارزه مرگبار هست که در نسخه دوم این سری بازی ها به عنوان رئیس وارد بازی گردید. ولی تا نسخه تریلوژی قابل بازی نبود



    درباره شائوکان:

    شائوکان یه جنگجوی آسیایی غول پیکر بود که به دلیل داشتن توانایی خدا گونه اش رقیب سرسختی برای ریدن، خدای رعد محسوب می شد. او همچنین به سنگ دلی ، جانور خویی و بی رحمی در مبارزات شناخته شده بود. قدرت زیاد شائوکان و هوش زیاد او این تصور رو به اون داده بود تا خودش رو به عنوان تنها فرمانروای یکه تاز قلمداد کنه. او شبیه جادوگر زیر دستش شنگ سانگ (Shang Tsung) دارای قدرت تسخیر ارواح رو داشت.

    شاید بزرگترین نقطه قوت او ، سرسختی در رسیدن به اهدافش و سازماندهی هدف هایش و از طرفی بزرگتری نقطه ضعف او تکبر و اعتماد به نفس بیش از حد او هست. شائوکان نژاد بشر رو حقیر می شمرد؛ بنابراین چندین بار تصمیم گرفت تا بر قلمرو زمین حکمرانی کنه.


    خط داستانی:

    شائوکان سابقا به عنوان مشاور به اوناگا (Onaga) خدمت می کرد. اوناگا که لقب اون دراگون کینگ بود؛ به عنوان آخرین حکمران دنیای خارج (Outworld)، فرمانروایی می کرد. امپراطوری اوناگا بین قلمروهای دیگه ، اونقدر نیرومند شده بود که او به دنبال راهی می گشت تا فناناپذیر بشه. قبل از این که این هدف تحقق پیدا کنه؛ شائوکان در اقدامی اوناگا رو مسموم کرد و امپراطوری رو بدست گرفت و با هدایت ارتش باقی مانده از سلسله امپراطوری ، برخی از اهداف اوناگا رو دنبال کرد. هدف شائوکان این بود که از طریق یورش یا سری مسابقه مبارزات مرگبار، قلمروهای ضعیف تر دیگه رو تحت تسلط دنیای خارج دربیاره. از جمله تصرف های نظامی او این بود که قلمرو ادنیا (Edenia) با دنیای خارج ادغام شد. پس از پیروزی جنگجویان شائوکان در مبارزات مرگبار، او به این قلمرو حمله کرد و در میدان نبرد شاه جراد ( King Jerrod) رو کشت (نویسنده: ما که ندیدیمش ولی خدا رحمتش کنه!!) و ملکه سیندل (Sindel) رو به همسری برگزید (نویسنده: باور کن دعوا سر همین موضوع سیندل بوده!!) و دخترش، شاهزاده کیتانا (Kitana) رو مانند دختر خودش ، بزرگ کرد. ( نویسنده: فکر کن شائوکان با اون همه ابهت داره پوشک بچه عوض می کنه!!). او کیتانا رو آموزش داد تا به عنوان محافظ شخصی و یه ادمکش ، بهش خدمت کنه.

    از بد شانسی شائوکان، مکله سیندل به دلیل اتفاقات افتاده؛ خودکشی کرد اما شائوکان روح اونو در دنیای خارج نگه داشت تا از رفتن به زندگی پس از مرگ ، جلوگیری بشه. برای شائوکان خوشایند نبود که بذاره به این راحتی ملکه مورد علاقه اش نابود بشه (نویسنده: دیدین گفتم دعوا سر سیندل بوده!! حالا هی بگین نه!)

    سال ها بعد شائوکان قلمروی زمین رو هدف بعدی خودش قرار داد. او شنگ سانگ و گورو (Goro) رو فرستاد تا این قلمرو مورد یورش قرار بگیره و حادثه ای رخ داد که باعث شد گورو به عنوان قهرمان شناخته بشه. این رویداد زمانی اتفاق افتاد که گورو، کنگ لائوی بزرگ ( جد کنگ لائوی فعلی) رو شکست داد و دوره قهرمانی 500 ساله اونا رو از بین برد. شنگ سانگ مستقیما بر این مبارزات نظارت داشت تا اینکه در مسابقه دهم مبارزه مرگبار، او و گورو به دست یکی از راهب های شائولین، یعنی لو کنگ ( Liu Kang) شکست خوردند.

    شنگ سانگ به شائوکان التماس کرد تا زندگیش رو به او ببخشه سپس طرحی ریخت تا با نیرنگ جنگچویان منتخب زمین رو در سری دوم مبارزه مرگبار، به دنیای خارج بکشونه ( نویسنده: من جای شائوکان بودم می دادم این شنگ سانگ رو باهاش آبگوشت درست کنن!!). با اسیر گرفتن کینو ( Kano) و سونیا بلید (Sonya Blade) به عنوان طعمه و فرستادن باراکا (Baraka) و زیر دستانش به منظور تخریب و نابود سازی راهب های شائولین؛ شائوکان منتظر جنگجویان زمینی ماند تا اونا رو در دام بندازه. با وجود قدرت زیاد او، لو کنگ وارد میدان شد و شائوکان رو شکست داد پس از این شکست وی نیروهای زیر دستش رو فراخوند تا جنگجویان زمینی رو نابود کنه؛ بنابراین جنگجویان زمینی بلافاصله به قلمرو زمین برگشتند تا از این حمله مصون بمانند.

    دراین زمان، شنگ سانگ قادر بود تا در قلمرو زمین ، ملکه سیندل رو احیا کنه و به دنبال اون ، شائوکان به همسر دلخواه خودش می رسید (نویسنده: ای بابا! ملکه ملت رو به بازی می گیرن!! خجالت داره!). بار دیگه امپراطور ، شنگ سانگ رو رهسپار قلمرو زمین کرد تا اون رو جزء دنیای خارج کنه. تقریبا تمامی موجودات زنده ، روحشون از بدنشون جدا گردید و از ان شائوکان شد. در آخرین روز خود شائوکان شخصا ظاهر شد و گروه براندازی خودش رو فرستاد تا آخرین بازمانده های زمین رو نابود کنه. اما لرد ریدن از اونا حفاظت کرده بود. این وظیفه بازمانده ها بود تا سعی کنن جلوی شائوکان رو بگیرن و وضعیت زمین رو به حالت طبیعی خودش بازگردونند. در نبرد نهایی کان با کنگ لائو (Kung Lao) یکی دیگر از راهب های شائولین و نواده کنگ لائو بزرگ روبرو شد؛ اما با پرتاب جادوی قدرت مند او، کنگ لائو نزدیک بود که کشته بشه ؛ بنابراین این دوباره لو کنگ بود که شائوکان رو شکست داد. پس از این شکست کان نیروهای براندازی خود رو فراخوند و به طرف دنیای خارج عقب نشینی کرد. با این کار ادغام قلمرو زمین متوقف شد و به وضعیت عادی خود بازگشت. موضوع بدتر واسه شائوکان این بود که تعدادی از افراد وفادار شائوکان تو زرد از آب در اومدند که به دنبال این موضوع کیتانا قادر شد که مادرش رو کنار خودش برگردونه و قلمرو ادنیا رو دوباره به عنوان به قلمرو مستقل احیا کنه.

    حالا امپراطور بسیار ضعیف شده بود و در جریان حمله شیناک (Shinnok) علیه خدایان ، برای چندین سال ناپدید گشت. ضمنا قلمرو ادنیا که در آرامش به سر می برد؛ قرار داد صلح با شوکان ها (Shokan) که شائوکان همیشه به طور چشمگیری بر اونا تکیه کرده بود؛ امضا کردند. طوری که شوکان ها آماده بودند تا به دنیای خارج حمله کنن ( نویسنده: د....بیا! گورو هم تو زرد از آب در اومد.......!). با درایت و هوش فرمانده جدید ارتش کان یعنی کینو و فعالیت های مخفی همکار ادم کشش، نوب سایبات (Noob-Saibot) ( کسی که گورو رو شکست داد.) ارتش ادنیا شکست خورد و شائوکان بخشی از قدرت خودش رو باریابی کرد. همزمان با این امر اتحاد مرگبار دو جادوگر، شنگ سانگ و کوان چی (Quan Chi) صورت گرفت. این دو وارد اتاق سلطنتی کان شدند وسوگند دروغ برای وفاداری به کان خوردند. اون ها گارد های شائوکان و ظاهرا خود شائوکان رو نابود کردند. البته بعد ها معلوم شد که فرد کشته شده خود کان نبوده بلکه بدل وی به قتل رسیده. (نویسنده: به عبارتی کوان چی و شنگ سانگ رو دست خوردند! بالاخره.....امپراطوره! سیب زمینی که نیست!)

    شائوکان واقعی کمی بعد رویروی گورو مفلوک ظاهر شد و با قدرت کمی که از وی باقی مانده بود؛ گورو رو احیا کرد؛ بنابراین گورو و دیگر شوکان ها دوباره به عنوان متحد به شائوکان پیوستند.
    سال ها بعد و طی واقعه آرماگدون، شائوکان دوباره امپراطور دنیای خارج گشت ؛ هرچند ملینا (Mileena) و شنگ سانگ نیرنگی ترتیب داده بودند تا این امر واقع نشه. بعد ها شائوکان با کوان چی ، شنگ سانگ و اوناگا متحد شد تا بلیز (Blaze) رو شکست بده و قدرت خداگونه وی رو تصرف کنه. کمی بعد کان خودش رو در حال مبارزه با متحدان خودش دید (نویسنده: ای بابا! بازم خیانت!) او حمله ای ناموفق به شنگ سانگ کرد و بلافاصه توسط اوناگا ربوده شد؛ اما او به طریقی خودش رو از دست اوناگا نجات داد. کمی بعد کان خودش و ریدن رو به عنوان آخرین بازمانده های واقعه آرماگدون یافت.

    حوادث Mortal Kombat vs. Dc Universe:

    برای اولین بار شائوکان توسط ریدن شکست خورد و حقیر واقع شد. ریدن مقابل امپراطور قرار گرفت و ظاهرا وی رو کشت؛ اما شائوکان نابود نشد؛ بلکه او با دارک سید (Dark Seid) ترکیب شد و موجودی به نام دارک کان (Dark Kahn) شکل گرفت. سوپرمن به همراه ریدن دارک کان رو شکست دادند. با این شکست. شائوکان در اتاق مخصوص دارک سید بیدار گشت درحالی که فاقد قدرت خودش بود. اما بعد ها قدرت وی برگشت و او هدف خودش یعنی سلطه بر دیگر قلمروها رو ادامه داد.


    برخی از نکات جزئی:

    - شائوکان هیچ وقت بدون ماسک دیده نشد؛ اما در سری بازی" مبارزات مرگبار: راهب های شائولین" پس از پرتاب چکشش به سمت بازیکن و برگرداندن توسط وی، به سر شائوکان اثابت می کنه و باعث می شه که ماسکش به زمین بیفته.

    - در سری دوم بازی مبارزات مرگبار، کاراکتر شائوکان به صورت دیجیتالی ریسایز شده ؛ به عبارتی بازیکن نقش شائوکان در این بازی واقعا غول پیکر نیست بلکه اندازه نرمالی داره؛ اما با تکنینک های کامپیوتر اندازه وی رو غول پیکر طراحی کردند.

    - با اینکه در برخی از سری بازی های مبارزات مرگبار حضور نداره؛ اما صدای شائوکان در بازی هنگام مبارزه هست. که کلمات معروف "Exellent"، "Well done"، "Superb" و... به خوبی برای بازیکنان مبارزات مرگبار آشناست. جالب این جاست که در بازی Unreal Championship2: The Liandri Conflic صدای اون به خوبی میان مبارزات شنیده می شه.

    - طراحی ماسک اسکلتی شائوکان ، از کلاه خود سامورایی های ژاپن سر چشمه گرفته شد.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. Game Developer کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏26/11/10
    ارسال ها:
    23,929
    تشکر شده:
    6,162
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    برنامه نویس بازی های کامپیوتری و موبایل
    پاسخ : معرفی شخصیت های بازی مورتال کمبت

    [​IMG]

    نام واقعی: Kuai Liang

    سن: 32

    قد: 188 سانتی متر

    وزن: 95 کیلوگرم

    زادگاه: قلمروی زمین ، چین

    سکونت: قلمروی زمین

    نژاد: انسان / کرایمنسر

    سلاح ها:

    Ice Scepter (MK4, MKG)
    Kori Blade (MK:DA, MK:D,

    سبک های مبارزه:

    Shotokan (MK:DA, MK:D, MK:A)
    Dragon (MK:DA, MK:D)

    دسته: خوب

    ظهور:

    Mortal Kombat II
    Mortal Kombat 3
    Ultimate Mortal Kombat 3
    Mortal Kombat Trilogy
    Mortal Kombat 4
    Mortal Kombat Gold
    MK: Deadly Alliance
    MK: Deception
    MK: Shaolin Monks
    MK: Unchained
    MK: Armageddon
    MK vs. DC Universe
    Mortal Kombat (2011)

    متحدین:

    Smoke
    Raiden
    Shujinko
    Liu Kang
    Kung Lao
    Kenshi

    دشمنان:

    Quan Chi
    Hotaru
    Scorpion
    Sektor
    طراح:
    Daniel Pesina (MKII)
    John Turk (MK3, UMK3, MKT, MK4, MKG)
    Keith Cooke (second film)
    Ryan Watson (Live Tour)
    J.J. Perry (Conquest)
    Kevan Ohtsji (MKL)
    Luke Perry (DotR)
    Jim Miller (MK 2011)

    ساب زیرو ( زیر صفر) ، با نام واقعی کوای لیانگ ، یکی از اعضای گروه لین کوئی (Lin Kuei) هست که در سری بازی های مبارزه مرگبار حضور یافت. او برادر کوچکتر نوب سایبات (Noob-Saibot) یا به عبارتی ساب زیرو اصلی هست. از نسخه دوم این سری بازی ساب زیرو در تمامی نسخه های مبارزه مرگبار حضور پیدا کرده. (نویسنده: البته معلوم نیست که این زیر صفر درجش سانتی گراده یا کلوینه یا فارنهایته!!!!!!!!!!)

    درباره ساب زیرو:

    ساب زیرو یکی از محبوب ترین کاراکترهای سری بازی مبارزه مرگبار هست. در واقع دو ساب زیرو وجود داره که هردو باهم برادرند: برادر بزرگتر بی هان (Bi-Han) و برادر کوچکتر کوای لیانگ که هردوی اونا لباس آبی رنگ به تن دارند و جزء گروه لین کوئی و جزء نژاد کرایمنسر (Cryomancer) هستند. ( این نژاد یه نژاد وابسته به دنیای خارج هست که توانایی کنترل یخ رو داره؛ با این حال هردوی اونا در قلمرو زمین به دنیا اومدند.) در ماجراهایی که بین مورتال کامبت 2 و3 اتفاق افتاد ، کوای لیانگ زخمی بر چسم راستش وارد شد؛ اگرچه این زخم در نسخه دیسپشن محو گشت که ممکنه به دلیل تاثیر مدال اژدهای (Dragon Medallion) همراهش باشه.
    در زندگی نامه این دو برادر این به خوبی مشخصه که پدر اون ها یه کرایمنسر چینی و مادرشون یه انسان معمولی بوده. (نویسنده: به عبارتی دو رگه هستند!)

    پدر این دو ساب زیرو ، یه عامل نفوذی لین کوئی در ایالت متحده بود؛ او در اونجا با زنی آمریکایی آشنا شد و با وی ازدواج نمود که ثمره این ازدواج هم به دو پسر بود. علی رغم میل مادر، پدر دو فرزند رو با خودش به چین برد تا زیر نظر لین کوئی آموزش دیده و جزء گروه قاتلین بشوند. ( نویسنده: ای بابا! مگه فیلم هندیه!!!؟؟؟ خوب مرض داری مادر رو از بچه هاشون جدا می کنی!!؟؟ بیرحم!!)

    بیهان با نام مستعار ساب زیرو در اولین مسابقه مرگبار ظاهر شد؛ در حالی که نام مستعار کوای لیانگ توندرا(Tundra) بود. (نویسنده: اگه یادتون باشه در درس جغرافیا ، تندرا به دشتی می گن که گلسنگ های قطبی درش رشد می کنه ؛ حالا چرا اسم این کوای لیانگ رو این گذاشتند؛ از بی سلیقگی لین کوای هست!!!!!!! من اگه بودم می ذاشتم فریزر (Freezer)!!)

    بعد از اینکه بی هان توسط اسکورپیون کشته شد؛ کوای لیانگ جایگزین وی گردید و نام مستعار ساب زیرو از آن او شد. بعدها بی هان در قلمرو زیرین (Netherrealm) تبدیل به شبحی با نام نوب سایبات شد.
    کوای لیانگ تمام ویژگی های اخلاقی و ویژه برادرش بی هان رو داشت به طوری که مانند برادرش آدم خشک و بی احساس و غیر صمیمی بود و فقط به دنبال این بود که کارش رو در خفا، بدون کوچکترین توجهی انجام بده. ( نویسنده: یه بارگی بگو آب زیر کاه کن!!!!) اما با گذشت زمان و بزگتر شدن او و همچینین پیشرفت در هنرهای رزمی و حرکات ویژه اش ، روحیه جوانمردی و انسانیت جایگزین اخلاق قبلی وی گردید. (نویسنده: حرف قبلیم رو پس می گیرم!!)

    این روحیه علاوه بر اینکه سبب می شد تا او یه جنگجوی با اراده و نیرومند بشه؛ سبب جدایی او از دیگر اعضای لین کوئی می گردید. او بعدها به کمک ریدن (Rayden) و لو کنگ (Liu Kang) برای مبارزه علیه شائوکان (Shao Kahn) شتافت و در نسخه گلد با شسکت سکتور(Sektor) ، که از اعضای لین کوئی و به صورت روبوت دراومده بود؛ رهبری گروه لین کوئی رو بدست گرفت.
    او یه متحد قابل اعتماد قلمروی زمین بود که هرجا نیاز بود؛ به طور داوطلب کمک می کرد؛ مخصوصا زمانی که ریدن اون رو فرا می خوند. (نویسنده: اشکم دراومد!!!!!). بی شک او یکی از بهترین جنگجویان قلمرو زمین هست.

    خط داستانی:

    :Mortal Kombat 2

    در پی ماجرای ناکام ماندن بی هان در به قتل رساندن شنگ سانگ (Shang Tsung) در اولین مسابقه مرگبار و کشته شدن او توسط اسکورپیون ، توندرا بعد از اعلام سری دوم مسابقات مرگبار بوسیله شائوکان، نام مستعار برادرش رو گرفت و به همراه یکی از اعضای لین کوئی به نام اسموک که دوست دوران کودکیش بود؛ به دنیای خارج فرستاده شد تا ماموریت بی هان رو انجام بده.
    ساب زیرو خیلی زود متوجه دشمنی خونی اسکورپیون با برادرش شد. اسکورپیون با شنیدن این که ساب زیرو زنده هست بار دیگه از قلمرو زیرین به زمین اومده بود تا با او روبرو بشه و برای همیشه اون رو نابود کنه. با این حال ، اتفاقی افتاد که باعث سردرگمی و حیرت اسکورپیون شد و اون این بود که ساب زیرو پس از شکست دادن رقیب خود در مبارزه اول ، اون رو نکشت و زندگیش رو بخشید. اسکورپیون دلیل این رحم رو نمی دونست تا اینکه فهمید این ساب زیرو ، برادر کوچک دشمن خونی خودش هست و پس از این تصمیم گرفت تا از این برادر کوچکتر محافظت کنه.
    با وجود تلاش های زیاد ساب زیرو و اسموک، اون ها نتونستند ماموریتی رو که از طرف لین کوئی بهشون داده شده بود رو انجام بدن چرا که شنگ سانگ زنده مانده بود. اونا حتی با ریدن و لوکنگ متحد شدند و علیه شائوکان جنگیدند؛ ولی با این حال با دست خالی به گروه برگشتند.

    : Mortal Kombat 3 /Ultimate Mortal Kombat 3 /Mortal Kombat Trilogy

    در این زمان، گروه لین کوئی به تکنولوژی دست یافته بود تا از طریق اون بتونه که عملکرد جنگجویان خودش رو به طور چشم گیری بهبود ببخشه. اون ها 4 تا از جنگجویان سرآمد خودشون رو انتخاب کردن تا این تکنولوژی رو روی اون ها اعمال کنن و این تکنولوژی چیزی نبود جز این که این 4 جنگجو به روبوت تبدیل بشن. این 4 جنگجو عبارت بودند از: ساب زیرو ، اسموک ، سکتور و سایرکس (Cyrax). (نویسنده: آخه ای کیو ها ! خوب برین یه چند تا ارتش روبوت بسازین ؛ چیکار به این بنده خداها دارین که اسباب بازی بشن؛ نمی گین یهو ویروسی می شن ؛ شارژ باتریشون تموم می شه و کار دست خودشون می دن!)

    ساب زیرو به همراه اسموک از این امر سرباز زدند و فرار کردند. این کار باعث شد که از طرف گروه خیانت کار شناخته بشند. با این که ساب زیرو موفق به فرار شد؛ اما اسموک گیر افتاد و تبدیل به روبوت گشت. لین کوئی 3 روبوت رو برنامه ریزی کرده بود تا وی رو پیدا کرده و نابود کنند. هم زمان با این امر ریدن از ساب زیرو دعوت کرد تا علیه سیاست جدید شائوکان، به نیروهای مدافع قلمرو زمین بپیونده.

    زمانی که ارتش و نیروهای نابودگر شائوکان به قلمرو زمین حمله کردند؛ ساب زیرو جز معدود جنگجویانی بود که از جونش مضایقه کرد و به همراه دیگر جنگجویان مقابل او ایستاد که این نشون دهنده روحیه انسان دوستی او هست. با این حال از شانس بد او در این حمله روبوت ها ی قاتل لین کوئی که دیگه فاقد روح بودند نیز جون سالم به در بردند؛ طوریکه در نهایت او با اسموک روبرو شد اما ساب زیروی ، اسموک رو متقاعد کرد که وی دارای روحیه انسانیت هست. این کار او باعث غلبه بر برنامه ای شد که لین کوئی روی اسموک انجام داده بود. حالا ساب زیرو با متحد جدید خودش به راحتی می تونست که سایرکس و سکتور رو شکست بده. اما او به جای نابود کردن سی پی یو سایرکس ، اون رو دوباره برنامه ریزی کرد تا سایرکس علیه شائوکان مبارزه کنه. (نویسنده: باریک ا... معلومه این لین کوئیی ها برنامه نویسی هم بلد بودند!!!!) با این حال سایرکس در این امر ناکام ماند و در پایان در صحرایی آواره و سرگردان شد تا اینکه از کار افتاد. وضعیت اسموک بهتر از سایرکس نبود چرا که او بوسیله نیروهای شائوکان دستگیر شد و به دنیای خارج فرستاده شد؛ با این که نیروهای زمینی شائوکان رو شکست داده بودند و وضعیت قلمرو زمین به حالت عادی خودش برگشته بود.

    : Mortal Kombat 4/ Gold

    وقتی خدای ارشد مرطود شده ، شیناک قلمرو زمین رو مورد تهدید و خطر قرار داد ؛ ریدن بار دیگه از ساب زیرو خواست تا به نیروهای مدافع قلمرو زمین بپیونده. او به احترام و افتخار برادر بزرگش بی هان ، لباس وی رو بر تن کرد. همزمان کوان چی اسکورپیون رو متقاعد کرده بود که ساب زیرو قصد نابودی بازمانده های گروه شیرای ریو و خانواده وی رو داره؛ این کار باعث شد که اسکورپیون روی ساب زیرو متمرکز بشه و در نهایت در پناهگاه گورو (Goro's Lair) در مبارزه ای او ساب زیرو رو شکست داد و نزدیک بود وی و بکشه که معلوم شد او در قتل خانواده و قبیله اش هیچ نقشی رو نداشته ؛ چرا که کوان چی ظاهر گشت و اظهار کرد که تمامی این ماجرا ها از وی نشئت گرفته. کوان چی قصد فرستادن اسکورپیون به قلمرو زیرین رو داشت که اسکورپیون با زیرکی خود کوان چی رو هم با خود در قلمرو زیرین به اسارت کشید. این آخرین مبارزه بین ساب زیرو و اسکورپیون بود تا این که واقعه آرماگدون اتفاق افتاد.

    : Mortal Kombat: Deadly Alliance

    بعد از این ماجرا ساب زیرو به معبد لین کوئی برگشت و اون جا مشاهده کرد که رئیس گروه توسط سکتور سلاخی شده؛ چرا که سکتور فکر می کرد رئیس دیگه برای رهبری گروه کارایی خودش رو از دست داده و لین کوئی به رهبری جدید و نیرومند احتیاج داره ( نویسنده: بیا تحول بگیر جناب گرند مستر!!! تا تو باشی بچه های مردم رو اسباب بازی نکنی!!!!) اما سکتور نتونست که مدال اژدهای رئیس گروه رو بدست بیاره؛ چرا که در یه درگیری شدید از ساب زیرو شکست خورد. بعد از این ماجرا سکتور به ژاپن فرار کرد. (نویسنده: احتمالا رفته بوده مادربرد ایسوز واسه خودش بخره!!!!! بی مزه بود نه!؟)

    ساب زیرو مدال اژدها رو بدست اورد که با این کار تحول شدیدی در افزایش قدرت وی صورت گرفت؛ حتی چهره و قیافه وی کمی تغییر کرد. با پیروزی اون تحول زیادی در گروه لین کوئی شکل گرفت. او گروه رو به مکانی دور دست در ناحیه قطب شمال انتقال داد و شروع کرد به تربیت نیروهای جدید.
    او به نیروهای خود علاوه بر مهارت رزمی و حرکات ویژه ، پاکی و درستی و جوانمردی رو یاد داد و این که اونا مانند نیروهای قبلی لین کوئی یه قاتل متعصب و خشک مغز نیستند.
    ساب زیرو مسابقه ای رو ترتبیت داد تا از طریق اون قویترین شخص رو به عنوان کارآموز به خدمت بگیره. در کمال شگفتی قهرمان این مسابقه زنی بود به نام فراست ( Frost) (نوسنده: همون شبنم خودمون!!!) که قدرت کنترل یخ رو همانند ساب زیرو داشت . ساب زیرو وی رو به شاگردی خودش پذیرفت؛ اما زمانی که وی یه جنگجوی تمام عیار شد یه جای پذیرش باورهای ساب زیرو از قبیل فلسفه زندگی، روحیه متضاد اون رو در خود پرورید نظیر غرور که سرانجام کار دستش داد. او با این روحیه با متحدین ساب زیرو مخصوصا سونیا بلید اختلاف و مشکل پیدا کرد. (نویسنده: بزرگ ترین اشتباه ساب زیرو اینه که اول روحیه خانه داری و کدبانو گری رو به این فراست خانم چشم سفید ، آموزش نداد!!!!)

    بعد از اینکه لو کنگ توسط اتحاد مرگبار کشته شد. ریدن از ساب زیرو خواست تا برای بقای قلمرو زمین به وی ملحق بشه. ساب زیرو درخواست ریدن رو پذیرفت اما این بار متاسفانه به دلایل شخصی که به لین کوئی مربوط می شد. او می خواست با این کار سبب درخشان نشون دادن لین کوئی و زیردستانش بشه تا دیگران از اون ها با احترام یاد کنند. (نویسنده: ا...ا... ساب زیرو جون از تو دیگه بعیده!!!!!؟؟؟)
    زمانی که بین ساب زیرو و فراست بوسیله جنجویان زمینی در دنای بیرون فاصله افتاد؛ فراست موفق شد که مدال اژدها رو بدزده اما چون توانایی کنترل اون رو نداشت با قدرت یخ خودش، از پای در اومد و ظاهرا کشته شد. ( نویسنده: جیگرم خنک شد!!) ساب زیرو خودش رو در این امر مقصر دونست چرا که نتوانسته بود فلسفه سالم زیستن رو به او آموزش بده و غرور و تکبر در فراست رخنه کرده بود. (نویسنده: یه چیزی رو فهمیدین.......این لین کوئی ها هم رزمی کارن، هم مهندس کامپیوتر ، برق، مکانیک و مکاترونیک خوندن و بلدن روبوت بسازن و برنامه ریزی شون کنن و هم فیلسوفند که این آخری از همه جالب تره!!!!)

    : Mortal Kombat: Deception / Unchained

    همون طور که ساب زیرو دنبال یه جایی می گشت تا فراست رو به خاک بسپره ؛ او به خرابه ای رسید که به تمدنی متعلق بود که به نوعی قدرت سرما رو داشتند. او با بررسی دقیق فهمید که وی و فراست به جز نوادگان و نسل زاده های این نژاد که کریمنسر نامیده می شوند ؛هستند. او فراست رو به خاک سپرد و اون رو به خاطر خیانتش بخشید تا در آرامش باشه. او لباسی رو پوشید که از لباس های باستانی این نژاد بود و اون رو در همین خرابه پیدا کرده بود و بار دیگه قدرت خودش رو احیا کرد. او تصمیم گرفت تا به پاتوق ریدن و متحدینش بره که در بازگشت با گروهی از تارکاتان ها مواجه شد که قصد حمله به وی رو داشتند؛ بعد از نایود کردن اون ها در جنگل زنده (Living Forest) متحد جدید تارکاتان ها یعنی هوتارو (Hotaru) به تعقیب ساب زیرو پرداخت. کمی بعد وی شمشیر زن قهاری به نام کنشی (Kenshi) رو پیدا کرد و جان اون رو نجات داد. کنشی ماجرای شکست ریدن و متحدینش رو برای ساب زیرو شرح داد. او به همراه کنشی تصمیم گرفتند تا به قلمرو زمین بازگردند که هوتارو ظاهر گشت و به طور موقت با حمله ای ساب زیرو رو کور کرد. این بار کنشی بود که جان ساب زیرو رو نجات داد و همراه او به هوتارو شکست سختی وارد ساخت. (نویسنده: به این می گن اتحاد کنشی- زیرو!!!)
    زمانی که شوجینکو (Shujinko) با بازمانده جنگجویان قلمرو زمین متحد شده بود تا خطر اوناگا (Onaga) رو برطرف کنه ؛ ساب زیرو با دیگه به دنیای خارج رفت که کمی بعد در اونجا با سارینا (Sareena) روبرو گشت. چون سارینا به برادرش کمک کرده بود تا از قلمرو زیرین آزاد بشه و همچنین سال ها قبل از اون ، بی هان رو یاری کرده بود که کوان چی رو شکست بده ؛ ساب زیرو به سارینا پیشنهاد داد تا به معبد لین کوئی پناهنده بشه و به همین منظور شئ فلزی شکل رو به او داد تا با اون بتونه به معبد مخفی لین کوئی دسترسی پیدا کنه. ساب زیرو و سارینا در مسیر بازگشت ؛ اون ها دو تن از بازماندهای نیروهای تاریکی شائوکان رو مشاهده کردند که این دو کسی نبودند جز برادرش نوب سایبات و دوست صمیمی اش اسموک.

    این دو به سمت قلمرو زیرین رفتند ؛ ساب زیرو نیز به دنبال اون ها رفت و به سارینا گفت که در معبد لین کوئی منتظر وی بمونه تا برگرده. با این حال نوب سایبات و اسموک می دونستند که ساب زیرو داره اون ها رو تعقیب می کنه و سرانجام در مرحله ای به ساب زیرو حمله کردند ؛ اما قدرت رئیس لین کوئی بیشتر از این حرف ها بود که شکست بخوره.
    پس از بازگشت ساب زیرو به لین کوئی، او متوجه شد که تعدادی از افراد زیردستش به طور وحشیانه توسط فراست سلاخی شدند. اون جا بود که وی دریافت فراست به نوعی زنده مانده و از قبر خود فرار کرده. (نویسنده: یه نفر نیست به این فراست بگه مگه لین کوئی و مدال اژدها ارث بابات هست که اینجوری می کنی!!!؟؟؟) ساب زیرو وی رو منجمد کرد و در آرامگاهی در معبد لین کوئی قرار داد با این فرض که روزی اون دوباره هوشیار می شه و تاوان جنایت خودش رو میده. ( نویسنده: اشتباه دوم ساب زیرو!!!)

    : Mortal Kombat :Armageddon

    مدتی بعد ، تیون( Taven) نیمه خدا به معبد لین کوئی آمد تا هدیه ای رو که مادرش به او داده بود رو پیدا کنه. تیون تعدادی از جنگجویان لین کوئی رو شکست داد و همچنین فراست رو از زندان یخی آزاد کرد. ( نویسنده: این دوشیزه فراست اینقدره تو کف این مدال اژدها و ریاست لین کوئی بود که تیون رو با ساب زیرو اشتباه گرفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!). بعد از اون ساب زیرو متوجه شد و تیون رو به مبارزه دعوت کرد اما حین مبارزه متوجه خالکوبی روی صورت تیون شد که شکل اژدها بود. مبارزه متوقف شد و ساب زیرو به تیون گفت که این شکل روی صورت وی دقیقا بر روی دری قفل در این مکان حک شده ؛ تیون با مشاهده و بازکردن این در تونست که لباس جنگی رو که مادرش برایش گذاشته بود ؛ بدست بیاره.

    در این زمان بود که ناگهان نوب سایبات به همراه اسموک به لین کوئی حمله کردند و تعدادی از جنگجویان رو به روبوت اهریمنی تبدیل کردند. تیون به ساب زیرو کمک کرد و شیاطین رو نابود کرد. او اسموک و سرانجام نوب سایبات رو که در حال حمله به ساب زیرو بود شکست داد. پس از شکست دادن نوب سایبات ، ساب زیرو به عنوان تشکر مکان سری گروه اژدهای قرمز (Red Dragon) رو به تیون نشون داد این گروه مدام به تیون حمله می کردند تا اون رو نابود کنن. پس از اون ساب زیرو تلاش کرد تا روح برادرش رو که در تاریکی محض غوطه ور بود ؛ تطهیر کنه ولی موفق شد یا نه معلوم نشد.
    ساب زیرو بعدها در واقعه آرماگدون به نیروهای روشنایی پیوست و با اسکورپیون رودر رو گشت. کمی بعد وی دیده شد در حالی که تیغ دست چپ باراکا (Baraka) درون سینه اش فرو رفته بود و همچنین شمشیر کوری بلید او در سینه اسکورپیون. (نویسنده: حیف شد واقعا!)

    : Mortal Kombat v.s DC Universe

    در داستان این سری ، لو کنگ ابتدا فکر می کرد که ناپدید شدن جنگجویان مدرسه ووشی (Wu Shi Academy) زیر سر گروه لین کوئی هست ؛ از طرفی ساب زیرو نیز بر این باور بود که مسئول ناپدید شدن افراد گروهش، کسی نیست الا لو کنگ. ساب زیرو لو رو به مبارزه دعوت کرد اما شکست خورد. اما با این حال با لو متحد شد زمانی که متوجه شد هم رزمان وی نیز ناپدید شده اند. در راه بازگشت به لین کوئی ساب زیرو قلعه مستحکمی رو یافت و برای بررسی داخل اون شد. کمی بعد او با سوپرمن (Super Man) روبرو شد و وی رو منجمد کرد. اما وندر ومن (Wonder Woman) ظاهر گشت و ساب زیرو رو شکست داد و وی رو اسیر کرد. تا این که سرو کله جکس (Jax) پیدا شد به خاطر اینکه جنگجوی لین کوئی رو آزاد کنه. جکس وندر ومن رو شکست سختی داد.
    کمی بعد ساب زیرو ریدن رو صدا زد ؛ با این تفکر که کوان چی می تونه در مورد حضور این جنگجویان تازه ، توضیح بده؛ اما ریدن به او اعتماد نداشت و وی رو به مبارزه دعوت کرد. اما ساب زیرو به خوبی از پس ریدن بر اومد و اعتماد وی رو جلب کرد. بعد ها این دو به دنبال اسکورپیون به قلمرو زیرین رفتند. و در اونجا با Deathstoke درگیر شدند. کمی بعد ساب زیرو با بت من ( Bat Man) رودر رو گشت که اون رو شکست داد. بلافاصله بعد از این کار اسکورپیون با تیغ معروف خودش ساب زیرو رو به قلمرو زیرین کشاند. این دو با هم درگیر شدند که این درگیری سبب رهایی کوان چی از بند شد. کوان چی هر دو نینجا و ریدن رو متقاعد کرد تا فعلا خصومت های خودشون رو کنار بذارند چرا که مهاجمان جدیدی پدیدار شده اند.

    ساب زیرو با اسکورپیون متحد شد و اونا در معبد نیلوفر سفید (White Lotus) با کت ومن (Cat Woman) و Lex Luthor رو رو شدند. ساب زیرو در جا کت ومن رو منجمد کرد. اما وی و اسکورپیون از Lex Luthor شکست خوردند.

    در درگیری بین نیروهای کامبت و دی سی یونیورس، ساب زیرو بار دیگه با بت من مبارزه کرد. کمی بعد نیز ریدن با سوپر من متحد شد تا دارک کان (Dark Kahn) رو شکست بده که در این امر موفق شدند.

    برخی از نکات ناچیز:

    - ساب زیرو یک خواهر داره که اسمش معلوم نیست و در جریان بازی حضور نداره.
    - در سری Deadly Alliance قرار بود که سبک تکواندو به ساب زیرو داده بشه؛ اما این سبک مبارزه به سونیا بلید داده شد

     
    وضعیت سفید و Stalin از این پست تشکر کرده اند.
  3. Game Developer کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏26/11/10
    ارسال ها:
    23,929
    تشکر شده:
    6,162
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    برنامه نویس بازی های کامپیوتری و موبایل
    پاسخ : معرفی شخصیت های بازی مورتال کمبت

    [​IMG]

    نام واقعی: هانزو هاساشی-Hanzo Hasashi

    سن: در هنگام مرگ 32 سال ( اما الان به عنوان یه موجود جهنمی محسوب می شه)

    قد: 1 متر 89 سانتی متر

    وزن: 95 کیلوگرم

    زادگاه: قلمرو زمین ،( بعد از مرگ، در قلمرو زیرین متولد شد.)

    سکونت: قلمرو زیرین

    نژاد: شبح ( سابقا انسان)

    فرقه: شیرای ریو (Shirai Ryu)

    دشمنان:

    Quan Chi

    Elder Gods

    Onaga

    Sub-Zero

    Moloch

    Drahmin

    سلاح ها:

    Kunai (All appearances)

    Mugai Ryu (MK:D, MK:U, MK:A)

    Axe (UMK3, MKT)

    Long Sword (MK4, MKG)

    Ninja Sword (MK:DA, MK:2011)

    سبک های مبارزه:

    Styles Hapkido (MK:DA, MK:D, MK:U, MK:A)

    Moi Fah (MK:D, MK:U)

    Pi Gua (MK:DA


    دسته:

    در اولین خط داستانی بی طرف

    در دومین خط داستانی ناخواسته اهریمن


    ظهور:

    Mortal Kombat

    Mortal Kombat II

    Ultimate Mortal Kombat 3

    Mortal Kombat Trilogy

    MK Mythologies: Sub-Zero

    Mortal Kombat 4

    Mortal Kombat Gold

    MK: Deadly Alliance

    MK: Tournament Edition

    MK: Deception

    MK: Unchained

    MK: Shaolin Monks

    MK: Armageddon

    MK vs DC Universe

    Mortal Kombat (2011)


    طراح:

    Daniel Pesina (MK, MKII)

    John Turk (UMK3, MKT, MK4, MKG)

    Sal Divita (MKM:SZ)

    Chris Casamassa (first film, Conquest)

    J.J. Perry (second film)

    Ian Anthony Dale (MKR) and (MKL)

    Anthony Demarco (Live Tour)

    Ed Boon (voice)

    Patrick Seitz (MKvsDCU, MK 2011[1])


    اسکورپیون یا عقرب یکی از نینجاهای احیا شده در سری بازی مبارزات مرگبار هست. از امتیازات او اینه که به همراه ریدن و ساب زیرو در تمامی سری های مبارزات مرگبار حضور داره.
    اسکورپیون یکی از کاراکترهای محبوب این سری بازی هاست. او سابقا جزو گروه آدمکش شیرای ریو با نام هانزو هاساشی بود.


    درباره اسکورپیون:


    او در قبیله نینجاهای شیرای ریو در ژاپن به دنیا اومد. این موضوع به خوبی مشخصه که پدر هانزو هاساشی (Hanzo Hasashi) که خودش سابقا عضو گروه شیرای ریو (Shirai Ryu) بود؛ وقتی فهمید پسرش می خواد به گروه بپیونده؛ هانزو رو به عنوان پسر خودش انکار کرد؛ چرا که نمی خواست پسرش به عنوان به قاتل در گروه عضو بشه و آرزوی این رو داشت که وی برخلاف خودش، یه زندگی آروم رو داشته باشه.. با این حال هانزو به گروه نینجاها پیوست.

    هانزو بین قبیله یکی از بهترین شینوبی ها (Shinobi) بود و به دلیل مهارت های باور نکردنیش در نینجوتسو ، لقب (( عقرب)) رو به دست اورد. او همیشه سعی می کرد تا برای افتخار افرینی برای رئیس قبیله و گروه تلاش کنه ؛ با این حال وقتی هانزو از سوی جادوگر پست یعنی کوان چی ماموریت پیدا کرد تا نقشه مقدس عناصر و الواح رو از معبد شائولین بدزده ؛ او توسط یکی از جنگجویان لین کوای (Lin Kuei) به نام ساب زیرو ( Sub-Zero) به طور وحشیانه کشته شد. (البته این ساب زیرو همون بی هان هست که بعد ها با ماهیت نوب سایبات ظهور پیدا می کنه.) درنتیجه خانواده و قبیله او توسط کوان چی که به لین کوای قول داده بود؛ به طور فیجع تارومار شد. (نویسنده: یعنی آدم منافق دو رو به این کوانچی می گن!!!!!). روح اسکورپیون به قلمرو زیرین فرستاده شد و در اونجا طلسم گشت. او دوباره در زندان ارواح (Prison of Souls) با ساب زیرو بزرگ مبارزه کرد اما باز شکست خورد و این کار باعث شد تا جنگجوی لین کوای فرار کنه.


    Mortal Kombat:

    دو سال بعد از کشته شدن توسط ساب زیرو بزرگ ، کوان چی اسکورپیون رو احیا کرد و به قلمروی زمین بازگرداند تا با شنگ سانگ در اجرای مسابقات همکاری کنه. طبق گفته کوان چی اگر او در این مسابقه ساب زیرو بزرگ رو شکست می داد؛ می تونست که انتقام خود و قبیله اش رو از اون بگیره و در صورت شکست خوردن ؛ روح او به مکان فراموش شده ای تبعید می شد. این امر محقق نمی شد تا این که لو کنگ گورو رو شکست داد ؛ با این کار او به ساب زیرو بزرگ دست یافت و با شکست دادن و سوزاندن او، انتقام خود رو از اون گرفت. بلافاصله بعد از این کار او آتش گرفت و خاکستر شد و در قلمرو زیرین افتاد.

    Mortal Kombat 2:

    بعد از مدتی در قلمرو زیرین ، اسکورپیون مطلع شد که در دنیای خارج (Outworld) مسابقه جدیدی برگزار شده و ساب زیرو در اون شرکت کرده. با این خبر او شوکه و خشمگین شد چرا که قاتل او به نحوی به زندگی برگشته بود. اسکورپیون تصمیم گرفت تا ساب زیرو رو به طور کامل نابود کنه ؛ بنابراین در مسابقات شائوکان حضور یافت. اما در یکی از مسابقات ساب زیرو ، وقتی مشاهده کرد که ساب زیرو پس از شکست دادن رقیب خود، به او رحم کرده؛ فهمید که او برادر کوچک قاتل خود هست. (نویسنده: این ساب زیرو همون کوای لیانگ برادر بی هان هست.). پس از این واقعه اسکورپیون برای فرونشاندن خشم خود تصمیم گرفت تا به جای انتقام ، از این برادر کوچکتر محافظت کنه. اما ساب زیرو دلیل این رو نمی دونست.


    Ultimate Mortal Kombat 3/ Trilogy:

    وقتی حمله شائوکان به زمین با شکست روبرو شد؛ اسکورپیون به طور سهوی آزاد گردید و بار دیگه به زمین اومد. او نه با کسی دوست و هم پیمان بود و نه با کسی دشمنی داشت. با این حال شائوکان که توانایی های زیاد اونو به عنوان یه نینجا دیده بود؛ از او خواست تا با اون هم پیمان بشه. اسکورپیون این پیمان رو پذیرفت اما طول نکشید که از پیمان خود سرباز زد چرا که فهمیده بود ساب زیرو نیز به عنوان یکی از جنگجویان برگزیده زمینی ، مورد هدف شائوکان قرار گرفته؛ بنابراین در مبارزه نهایی با امپراطور اهریمن ، طرف جنگجویان زمینی رو گرفت. (نویسنده: مگه فیلم هندیه........!؟) با شکست شائوکان و زیر دستانش؛ وضعیت زمین به حالت عادی برگشت و اسکورپیون بار دیگه به قلمرو زیرین بازگشت. (نویسنده: اینم بیکاره ها!!!! هی میاد زمین هی برمیگرده زیرزمین.................قافیه رو داشتین!!)


    Mortal Kombat 4/Gold:

    مدتی بعد از بازگشت او به قلمرو زیرین، اسکورپیون شنید که همسر و فرزند او به قتل رسیدند. (نویسنده: ادم یاد فیلم اوشین میفته!!) او با کوان چی جادوگر روبرو شد؛ کوان چی به او گفت که عامل این قتل کسی نیست جز ساب زیرو. با شنیدن این خبر خشم سراسر وجود اسکورپیون رو فرا گرفت و بر این شد که ساب زیرو رو همانند برادرش نابود کنه. اما بعدا کوان چی این موضوع رو فاش کرد که او اسکورپیون رو فریب داده تا ساب زیرو رو به جای خودش قاتل معرفی کنه به منظور اینکه اسکورپیون دست از حفاظت او برداره. بعد از اون کوان چی اراده کرد تا اسکورپیون رو به قلمرو زیرین برگدونه اما اسکورپیون با یه حرکت سریع به سمت او دوید و هردوی اونا به اون قلمرو بازگشتند. (نویسنده: بنده رسما یه تحقیق هفت ، هشت ساله کردم و فهمیدم کوان چی بچه مامان و باباش نبوده...............................!!!!)


    Mortal Kombat: Deadly Alliance:


    بعد از این واقعه، از اونجا که کوان چی در تله افتاده بود؛ برای سال های متمادی توسط اسکورپیون به منظور انتقام شکنجه داده می شد. کوان چی شانس کمی برای فرار داشت چرا که قدرت او در قلمرو زیرین ضعیف شده بود و بالعکس او، اسکورپیون قدرتش افزایش یافته بود. کوان چی بعد از مدتی با دو تن از نژاد های oni به نام های مولاک (Moloch) و درامین (Drahmin) ملاقات کرد که علیه اسکورپیون می جنگیدند. مدتی بعد از این ملاقات کوان چی از طریق پوتالی موفق به فرار شد؛ اسکورپیون وی را تعقیب کرد؛ اما متوجه شد که علی رغم کوان چی ، پورتال اونو به جای دیگه ای فرستاده ؛ با این جال او به تعقیب خودش ادامه داد تا در نهایت در اقامتگاه شنگ سانگ سر در اورد و در اونجا با مولاک و درامین که کمین او نشسته بودند؛ مواجه شد. درامین و مولاک اسکورپیون رو شکست دادن و وی رو به مکانی به نام Soulnado تبعید کردند به امید اینکه نینجای شبح برای همیشه نابود می شه. (نویسنده: نه خیر فایده نداره....این اسکورپیون هی دم به دقیقه می برنش این قلمرو ، اون قلمرو اخر سرش هم بر می گرده زیرزمین! می خوام یه داستان بنویسم به نام اسکورپیون، مسافر قلمروها!!!)


    Mortal Kombat: Deceptin:


    اسکورپیون توانست که قبل از اینکه در Soulnado نابود بشه به مکانی به نام Viod فرار کنه. او در اونجا خدایان ارشد رو ملاقات کرد و برای همیشه به خاطره اون چیزی که دیده بود تغیییر کرد. (نویسنده: به قول معروف متحول شد!!). همچنین او مشاهده کرد که ریدن خدایی خودش رو قربانی کرد تا جلوی اوناگا رو بگیره و اینکه اوناگا در حال سیطره و پیش روی بود. خدایان ارشد قدرت های ماورای طبیعی وی رو افزایش دادند؛ طوری که حالا او قهرمان خدایان ارشد شده بود. خدایان ارشد به او ماموریت دادند تا به جستجوی اوناگا بپردازه و قبل از تخریب قلمروها توسط وی، اون رو نابود کنه. (نویسنده: من که چشمم آب نمی خوره................!). اسکورپیون به دنیای خارج رفت تا مانع دستیابی اوناگا به لوح امیولت که دست کوان چی بود و همچنین شوجینکو بشه. او حتی در این راه با نام خدایان ارشد با شوجینکو جنگید؛ ما شکست خورد. در پایان او اوناگا رو بین قلمرو ها پیدا کرد و با وی به مبارزه پرداخت ولی فهمید که قادر به شکست دادن او نیست و تنها کسی که می تونه از پس اوناگا بر بیاد شخص شوجینکو هست.

    Mortal Kombat: Armageddon:

    بعد از مدتی ، اسکورپیون دیگه مایل نبود تا در خدمت خدایان ارشد باشه. (نویسنده: والا منم بودم همین کار رو می کردم.....این خدایان به اصطلاح ارشد بیشتر نقش مترسک رو دارن تا حفاظت!). با این حال خدایان ارشد به او وعده دادن تا در صورت ادامه همکاری ، قبیله شیرای ریو به همراه همسر و فرزندش رو دوباره احیا کنن. پس از پذیرفتن اسکورپیون، قبیله او به همانند خودش در جهنم دوباره زاده شدند. اسکورپیون تعهد کرد تا با نابودی دو کس انتقام خدایان ارشد رو بگیره و مانع واقعه آرماگدون بشه؛ و اون دو شخص کسی نبودند جز دیگان (Deagon) و تیون (Taven). هنگامی که تیون به راه خود ادامه می داد تا در مقابل برادرش دیگان بایسته؛ گروه اسکورپیون ناگهان ظاهر شده و به او حمله کردند ؛ اما از اونجایی که اونا توانی مقابله با تیون نیمه خدا رو نداشتند؛ اسکورپیون با استفاده از قدرت خود تعدای اسکلت غول پیکر رو از قلمرو زیرین فراخوند تا به تیون حمله کنن؛ با این حال تیون بر این وضعیت چیره گشت و تنها اسکورپیون ماند تا با او مبارزه کنه. در این مبارزه نینجای شبح شکست خورد و ناپدید گشت. بعدها اسکورپیون در نبرد آرماگدون شرکت کرد و کشته شد. جسد او هنگامی مشاهده شد که Kori Blade ساب زیرو در ستون فقراتش فرو رفته بود. (نویسنده: روحش شاد!)


    Mortal Kombat v.s DC Universe:

    در ابتدای ماجرا اسکورپیون جنگ بین لوکنگ و ساب زیرو رو قطع نمود. پس از شکست خوردن توسط لو کنگ ؛ اوبه همراه فلش (Flash) به مکانی دیگه منتقل شد و در اونجا بوسیله بت من (Bat Man) به دام انداخته و تضعیف شد. بعد از مدتی اسکورپیون از محل فرار کرد و پس از گذشت مدت زمانی ساب زیرو رو به قلمروی زیرین اورد و در با وی درگیر شد. این درگیری سبب شد تا کوان چی آزاد بشه. کوان چی ساب زیرو رو پیش ریدن فرستاد تا به او هشدار بده تا برای جلوگیری از نابودی دنیا باهم متحد بشند و همزمان اسکورپیون رو فرستاد تا به دنبال شاهزاده کیتانا بگرده.

    او به گوتام (gotham) رفت و در اونجا با جوکر (Joker) روبرو گشت ؛ کسی که احمقانه سعی می کرد تا هیاهو به پا کنه و توسط اسکورپیون کتک مفصلی خورد. (نویسنده: جیگر کامبت باز ها خنک شد!!!) او شاهزاده کیتانا رو در اونجا نیافت و به دنبال این ماجرا، وی به مقر وندر ومن (Wonder Woman) رفت؛ اما وندر ومن اجازه نداد که اسکورپیون در اونجا به جستجو بپردازه. پس از مدتی اسکورپیون به Metropolis رفت و در اونجا Superman رو مشاهده کرد. و پس از کشمکش با وی مبارزه نمود. در این هنگام کیتانا که چهره ای عصبانی داشت روبروی اسکورپیون ظاهر گشت. اسکورپیون چاره ای نداشت تا با وی بجنگه. بعد از شکست کیتانا کوان چی ظاهر گشت و به اسکورپیون دستور داد تا کیتانا رو پیش ریدن ببره. در اونجا کیتانا توسط جنگجویان دیگه با خبر شد که موجودی به نام دارک کان (Dark Kahn) قصد ادغام و نابودی دنیا رو داره.

    بعدها اسکورپیون به همراه شنگ سانگ و باراکا هم تیم شد تا کاپیتان مارول (Capitan Marvel) رو به قلمروی زیرین بکشونه و شکستش بده.
    مدتی بعد، اسکورپیون با ساب زیرو هم تیم شد؛ اونا به وو شی اکادمی (Wu Shi Academy) رسیدند. اسکورپیون و ساب زیرو در اونجا با لکس لاتور (Lex Lathor) و کت ومن (Cat Woman) روبرو شدند. اگر چه ساب زیرو کت ومن رو همونجا منجمد کرد ؛ (نویسنده: حال کنین....ناسلامتی ساب زیروی دیگه!!! به این می گن یه جنگجوی سریع السیر!) ولی او و اسکورپیون از لکس لاتور شکست خوردند. (نویسنده: خاک تو سرتون......................آبروی مانو بردین!!......دوتا نینجا حریف یه آدم نمی شین!؟ من جاتون بودم تو سری بعد کامبت نمی اومدم!!)


    برخی از نکات ناچیز:

    - از جمله نکات جالب اینه که ، اد بون صراحتا در انظار عمومی بیان کرده که تنها کاراکتر مورد علاقش ، اسکورپیون هست و بدون اسکورپیون مورتال کامبت مفهوم نداره. اد بون حتی شخصا به جای اسکورپیون نیز گویندگی کرده.


    - در نسخه UMK3 ، اسکورپیون و کلاسیک ساب زیرو ، تنها کاراکتر های هستند که فتالیتیشون
    سانسوری هست.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. Game Developer کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏26/11/10
    ارسال ها:
    23,929
    تشکر شده:
    6,162
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    برنامه نویس بازی های کامپیوتری و موبایل
    پاسخ : معرفی شخصیت های بازی مورتال کمبت

    [​IMG]

    نام واقعی: Kung Lao سن: 24 ( در مورتال کامبت 2)
    قد: 175 سانتی متر
    وزن: 80 کیلو گرم
    مکان زندگی : قلمرو زمین
    زادگاه: قلمرو زمین
    ظهور:
    Mortal Kombat 2
    Mortal Kombat 3
    Ultimate Mortal Kombat 3
    Mortal Kombat Gold
    Mortal Kombat Trilogy
    Mortal Kombat:Deadly Alliance
    Mortal Kombat Deception (cameo)
    Mortal Kombat: Shaolin Monks
    Mortal Kombat: Armageddon
    Mortal Kombat (2011)


    نژاد: انسان
    متحدین:
    Raiden
    Fujin
    Liu Kang
    Bo' Rai Cho
    Sub-Zero
    Cyrax
    Kitana
    Ermac
    Nightwolf
    Johnny Cage
    Sonya Blade
    Kai
    Jax
    Stryker
    دشمنان:
    Shao Kahn
    Quan Chi
    Shang Tsung
    Onaga
    Mileena
    Goro
    Baraka
    Kintaro
    Reptile
    Noob Saibot
    سلاح ها:
    Battle Axe (MKG)
    Broadsword
    Razor-Rimmed Hat (MK:DA, MK:A)
    سبک های مبارزه:
    Mantis (MK:DA, MK:SM)
    Shaolin Fist (MK:DA, MK:SM, MK:A)
    Kenpo (MK:SM)
    White Lotus (MK:SM)
    دسته:
    خوب
    طراح:
    Anthony Marquez (MKII, MK3, UMK3, MKT)
    کنگ لائو یکی از کاراکتر ها در سری بازی های مبارزه مرگبار هست. اولین حضور او به مورتال کامبت 2 بر می گرده.

    درباره کنگ لائو:
    کنگ لائو یکی از راهب های شائولین و جز گروه نیلوفر سفید بود. او از فرزندان خاندان بزرگ کنگ لائو محسوب می شد؛ اما بر خلاف اجدادش ، میل قهرمانی نداشت و ترجیح می داد زندگیش در آرامش قرار بگیره. او در بین راهب های شائولین جزو صلح طلب ترین آن ها بود ؛ اما در مواردی که بهش یا به دوستانش و یا حتی به قلمروی زمین حمله می کردن؛ به شدت سرکشان رو مورد مجازات قرار میداد.
    از شناسه های بارز کنگ لائو ، کلاه تیغه ای شکل و برنده اش هست که او در مبارزاتش به طور موثری ازش استفاده می کنه. حتی بیشتر فتالیتی های اون بوسیله کلاهش انجام می گیره. جالب اینجاست که جان تابیس ((John Tobias)) یکی از سازندگان مورتال کامبت در مصاحبه با ای جی ام (EGM) در سال 1995 اذعان داشت که ایده کلاه کنگ لائو بر گرفته از یکی از فیلم های سینمایی جمیز باند در سال 1964 بوده ؛به این طریق که شخصی به نام Oddjob در این فیلم، کلاه خودش رو به عنوان سلاح پرتاپ می کرد.
    از دیگر مطالبی که در مورد کنگ لائو می توان ذکر کرد اینه که او یکی از نزدیکترین دوستان لو کنگ به حساب می شد.
    خط داستانی:
    مورتال کامبت 2:
    کنگ لائو مثل سایرین راهب ها آموزش دیده شد. او آخرین نسل از خاندان بزرگ کنگ لائو بود. کنگ لائوی بزرگ ( جد کنگ لائوی فعلی) از بزرگ ترین قهرمانان مبارزات مرگبار به شمار می رفت و سال های متمادی قهرمانی رو در اختیار داشت؛ اما سرانجام بعد از 500 سال ، با کشته شدن لائوی بزرگ بوسیله ((گورو)) ،این عنوان قهرمانی به این نسل از شوکان رسید. با مرگ کنگ لائوی بزرگ ، شنگ سانگ بر این مبارزات حکمرانی کرد.
    وقتی که معبد شائولین بوسیله ((باراکا)) و تارکاتان های دیگه مورد حمله قرار گرفت؛ کنگ لائو به همراه دوست خود لو کنگ برای انتقام جویی از برادران راهب خود، به اوتولد سفر کردند؛ البته هدف نهایی او از این سفر بازسازی دوباره جامعه نیلوفر سفید در مدرسه وو شی ، برای آموزش نسل جدیدی از مبارزین بود. پس سفر کنگ لاتو و لو کنگ به اتولد و شکست شائوکان بوسیله لو ، راهب های شائولین به زمین بازگشتن و آموزش نسل جدید مبارزین آغز گردید.

    مورتال کامبت 3:
    وقتی که شائوکان قلمروی زمین رو مورد یورش قرار داد؛ کنگ لائو به طور موقت طرح بازسازی دوباره جامعه نیلوفر سفید رو رها کرد. او در این یورش با شائوکان رودر رو شد. اما شاتوکان با جادو نیرومند خود کنگ لائو رو زخمی کرد در حدی که وی روبه مرگ رفت. خبر زخمی شدن کنگ لائو به لو کنگ رسید و او شائوکان رو به مبارزه طلبید و در این مبارزه برای دومین بار شائو کان رو شکست داد.

    مورتال کامبت گلد:
    بعد از این واقعه، کنگ لائو به معبد شائولین برنگشت و اجازه داد که همه باور کنن که او کشته شده تا در آرامش زندگی کنه ؛ اما این آرامش زیاد طول نکشید چون شیناک به همراه نیروهای خودش به زمین یورش برد و اینکه کنگ لائو فهمید که گورو که جد بزرگش رو کشته بود؛ زنده هست. پس از شکست خوردن شیناک ، کنگ لائو تصمیم گرفت که گورو رو نابود کنه اما به دلیل اینکه گورو پیمان صلحی رو با پرنسس کیتانا بسته بود ؛ از این تصمیم منصرف شد.

    مورتال کامبت: اتحاد مرگبار
    با کشته شدن لو کنگ در اتحاد مرگبار، کنگ لائو تصمیم به مبارزه علیه شنگ سانگ و کوانچی گرفت و این موضوع را با رایدن مطرح کرد؛ به دلیل در حد نصاب نبودن توانایی کنگ لائو، رایدن استاد بوراچیو رو مامور به آموزش کنگ لائو کرد. پس از مدتی کنگ لائو به همراه رایدن و کیتانا عازم مبارزه با دو جادوگر شدند؛ اما کنگ لادو به دست شنگ سانگ و کیتانا به دست کوانچی کشته شد و رایدن در مقابل این دو جادوگر تنها ماند. با این مرگ کنگ لائو اسیر طلسم اوناگا شد.
    اما این پایان راه او نبود چرا که بعدها توسط ارمک از دست طلسم اوناگا رهایی پیدا کرد.
    مورتال کامبت:آرماگدون
    با توجه به بیوگرافی (( فوجین)) ، کنگ لائو با وی متحد گردید تا به کمک هم دوستان قدیمی خود رو یعنی لو و رایدن رو به حالت عادی بازگردانند و اگر راهی برای برگرداندن اونا پیدا نکردن مجبور خواهند شد که لو و رایدن رو نابود کنن.
    در پایان کار او در آرماگدون ، وی با شکست دادن ((بلیز)) ، روح جد بزرگ خود رو مشاهده کرد و به این واسطه به زمان قبل سفر کرده و در نبردی در مقابل گورو قرار گرفت و با شکست گورو به قهرمان مبارزات مرگبار تبدیل گشت؛ اما با این حال بین لو و کنگ لائو هیچ گاه رقابتی برای تصاحب این مقام صورت نگرفت.

    برخی از نکات ناچیز:

    -از نظر جامعه نیلوفر سفید، کنگ لائو قهرمان اون ها حساب می شد و برای مسابقات مرگبار مد نظر گرفته شده بود؛ اما کنگ لائو این عنوان رو نپذیرفت و ترجیح داد که یه زندگی اروم داشته باشه؛ بنابراین جامعه نیلوفر سفید به جای اون لو کنگ رو برای مبارزه فرستادند
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏28/1/15
    ارسال ها:
    1
    تشکر شده:
    1
    امتیاز دستاورد:
    1
    جنسیت:
    مرد
    چرا اخه رپتایل رو نگذاشتین خیلی دوس دارم بدونم چه موجودیه و چیکار میکنه و از کجا اومده
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  6. عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏25/6/15
    ارسال ها:
    1
    تشکر شده:
    1
    امتیاز دستاورد:
    1
    جنسیت:
    مرد
    چی فقط چهار شخصیت مسخره ست
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  7. :d
     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.