1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اولین آواز را من خواندم

شروع موضوع توسط Zarirr ‏25/11/10 در انجمن داستان

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    اولین نقطه ای که از مرکز کائنات گریخت

    و بر خلاف محورش به چرخش در آمد ، سر من بود!

    من اولین قابله ای هستم که ناف شیری را بریده است !

    اولین آواز را من خواندم ،

    برای زنی که در هراس سکوتُ سنگُ رابطه جنسیکه ،

    تنها نارگیل شامم را قاپیدُ برد !

    من اولین کسی هستم که از چشم زنی ترسیده است !

    من ماگدالینم ! غول تماشا !

    کاشف دلُ فندقُ سنگ آتش زنه !

    سپهر را من نیلگون شناختم !

    چرا که همرنگ هوس های نا محدودِ من بوده !

    خدا ، کران بیکرانۀ شکوهِ پرستش من بود

    و شیطان ، اسطورۀ تنهائی اندیشه های هولناک من !

    اولین دستی که خوشه اولین انگور را چید دستِ من بود !

    کفش ، ابتکار پرسه های من بود

    و چتر ، ابداع بی سامانی هایم !

    هندسه ! شطرنج سکوت من بود

    و رنگ ، تعبیر دل تنگی هایم !

    من اولین کسی هستم که ،

    در دایره صدای پرنده یی بر سرگردانی خود خندیده است !

    من اولین سیاه مستِ زمینم !

    هر چرخی که می بینید ،

    بر محور ِ شراره های شور عشق من می چرخد !

    آه را من به دریا آموختم !

    من ماگدالینم !

    پوشیده در پوستِ خرس

    و معطر به چربی ِ وال !

    سرم به بوتۀ خشکِ گونی مانند است ،

    با این همه هزار خورشیدُ ماهُ زمین را

    یک جا در آن می چرخانم !

    اولین اشک را من ریختم ،

    بر جنازۀ زنی که غوطه ور در شیرُ خون

    کنار نارگیلی مُرده بود !

    بی هراس سکوتُ سنگُ رابطه جنسیکه ... !

    مرحوم حسين پناهي