به مناسبت سالروز درگذشت «چارلي چاپلين» تاریخ انتشار: ۰۳ دي ۱۳۹۰ - سيوچهارمين سالروز درگذشت «چارلي چاپلين»، كارگردان، فيلمنامهنويس و بازيگر توانمند سينماي جهان است. به گزارش ايسنا، «سر چارلز اسپنسر چاپلين» معروف به «چارلي چاپلين» روز شانزدهم آوريل 1889 از والديني هنرمند در لندن بهدنيا آمد. وي از بزرگترين كارگردانان، آهنگسازان و بازيگران آثار كمدي در عصر «هاليوود كلاسيك» سينماي آمريكا به شمار ميآيد كه اين توانايي را داشت كه درد و رنج را در كنار عشق و انسانيت به تصوير بكشد؛ بدون اين كه بتوان به آن نام فيلم هندي اتلاق كرد. «چاپلين» بهراستي از خلاقترين و تأثيرگذارترين شخصيتهاي عصر فيلمهاي صامت بود كه همزمان با بازيگري در فيلمهايش، كارگرداني، تهيهكنندگي و ساخت موسيقي آنها را نيز برعهده داشت. وي 65 سال از عمر 88 سالهاش را وقف سينما و دنياي سرگرمي كرد كه شروع آن از سالن ويکتوريا انگلستان بهعنوان پسربچهاي پنج ساله آغاز شد و تا سن 88 سالگي ادامه يافت. يكسال پس از مهاجرت همراه خانوادهاش از انگلستان به آمريكا، «چاپلين» كه بهواسطه مادرش، علاقه فراواني به بازيگري پيدا كرده بود، براي اولينبار در فيلم «در تلاش معاش» بازي كرد كه البته چندان موردقبول مديران كمپاني «كياستون» قرار نگرفت. با اينحال آنها تصميم گرفتند فرصت دوبارهاي به چاپلين جوان بدهند. وي در سن 24 سالگي در دومين فيلماش با نام «مسابقات اتومبيلراني كودكان» بازي كرد. سبك خاص راهرفتن سنگين او در اين فيلم و همچنين فيلم بعدياش «مخمصه غريب ميبل» سخت موردتوجه تماشاگران قرار گرفت و محبوبيت ويژهاي پيدا كرد. سال 1915 آغاز دوران حرفهاي بازيگري «چاپلين» بود كه با عقد قرارداد جديد با استوديوهاي جديد و راهاندازي كمپاني فيلم خودش همراه بود. يك سال بعد، «چاپلين» با دريافت دستمزد 670 هزار دلار، طي مدت 18 ماه، 12 فيلم كمدي براي كمپاني «ميوچال فيلم» ساخت كه جزء تأثيرگذارترين فيلمهاي كمدي تاريخ سينما محسوب ميشوند كه از معروفترين آنها ميتوان به «خيابان آرام»، «ساعت يك صبح»، «ماجراجو» و «سمساري» اشاره كرد. تكنيكهاي خاص فيلمسازي «چارلي چاپلين» تا زمان حيات او براي همه ناشناخته باقي ماند و هرگز درباره آنها صحبتي نميكرد. در سال 1983، شش سال بعد از مرگ چاپلين بود كه يك مستند انگليسي با نام «چاپلين ناشناخته» به بررسي دقيق سكانسها و هنر فيلمسازي چاپلين پرداخت. وسواس بسيار زياد «چاپلين» در اينكه بازيگران فيلمهايش حتما آنچه او درنظر دارد را بازي كنند، از دلايلي بود كه وي در مقايسه با ديگر رقبايش، مدت طولانيتري را وقف ساخت فيلمهايش ميكرد. در اين سالها، چاپلين برخي از آثار ماندگارش چون «پسربچه» (1920)، «زائر» (1923) و «دوشفنگ» (1918) را ساخت. وي بهواسطه مشغلهكاري زياد كه همزمان براي استوديو شخصياش و ديگر استوديوها فيلم ميساخت، كمتر فرصت پيدا ميكرد تا خودش نيز نقشي بازي كند. «زن پاريسي» (1923)، «جويندگان طلا» (1925) و «سيرك» (1928) ازجمله فيلمهاي دهه 30 بودند كه چاپلين نقش كوتاهي در آن بازي كرد. پيش از ورود به عصر فيلمهاي ناطق، «چاپلين» در سال 1931 «روشناييهاي شهر» و در سال 1936 نيز «عصر جديد» را ساخت كه بهراستي از ماندگارترين آثار او هستند. فيلمهاي ناطق و همراهبا ديالوگ «چارلي چاپلين» با شاهكار معروفاش، «ديكتاتور بزرگ» در سال 1940 آغاز شد. هرچند اولينباري كه صداي چاپلين را تماشاگران شنيدند، در سكانس پاياني فيلم «عصر جديد» بود كه آواز نامفهومي از چاپلين شنيده ميشد. با وجود شكوفايي دوران فيلمهاي ناطق در دهه 30، چاپلين همچنان سينما را يك هنر پانتوميك ميدانست و عقيده داشت كه بازي بسيار بيشتر از كلمات و ديالوگها از سوي تماشاگر درك ميشود. وي با فيلم «لايملايت» در سال 1972 جايزه اسكار بهترين موسيقي را كسب كرد، هرچند چند دهه بعد از ساخت آن بود كه با تأخير حدودا 30 ساله در لسآنجلس اكران شد. «چاپلين» در سال 1929 در دو بخش بهترين بازيگر و بهترين كارگردان كمدي براي فيلم «سيرك» نامزد جوايز اسكار بود، اما برگزاركنندگان جوايز اسكار با خارجكردن نام او از فهرست نامزدها، تصميم گرفتند تنها يك اسكار افتخاري به وي اعطا كنند. اين كمدين بزرگ 42 سال، در سال 1972 دومين جايزه افتخاري اسكار را گرفت و براي اولينبار در مراسم حضور يافت. در تاريخ برگزاري اسكار، «چاپلين» ركوردار طولانيترين مدت تشويق ازسوي حضار است كه 5 دقيقه به طول انجاميد. «چارلي چاپلين» دو فيلم آخرش را در لندن ساخت؛ «سلطاني در نيويورك» در سال 1957 و «كونتسي از هنگكنگ» در سال 1967 كه كارگرداني، نگارش فيلمنامه و تهيهكنندگي آنها برعهده خود چاپلين بود. فيلم «كونتسي از هنگكنگ» با بازي «مارلون براندو» و «سوفيا لورن»، آخرين حضور چاپلين در عرصه سينما بود. «چاپلين» پس از خداحافظي از بازيگري، بين سالهاي 1969 تا 1976، موسيقي فيلمهاي صامتش را ميساخت و آنها را دوباره عرضه ميكرد. وي روز چهارم مارس 1975 بهجهت سالها خدمت هنري به جامعه انگلستان از سوي ملكه اليزابت دوم به مقام شواليه رسيد و لقب «سر» را دريافت كرد. سلامت جسماني چاپلين تقريبا پس از پايان ساخت فيلم «كونتسي از هنگكنگ» و بهطور شديدتر پس از دريافت جايزه اسكار در سال 1972 روبه وخامت گذاشت. از سال 1977 بود كه او بر روي «ويلچر» مينشست و سرانجام روز 25 دسامبر 1977 در سن 88 سالگي درگذشت. وي طي چند دهه فعاليت سينمايي موفق به كسب جوايز متعددي چون جايزه اسكار بهترين موسيقي براي «لايملايت» در سال 1973، جايزه اسكار افتخاري در سال 1972، نامزد اسكار بهترين فيلمنامه در سال 1948 براي «آقاي وردو»، نامزد اسكار بهترين بازيگر مرد و بهترين فيلمنامه در سال 1941 براي «ديكتاتور بزرگ»، جايزه اسكار افتخاري در سال 1929 براي فيلم «سيرك»، جايزه افتخاري از انجمن كارگردانان آمريكا، جايزه ربان نقرهاي بهترين فيلم خارجي از انجمن روزنامهنگاران فيلم ايتاليا در سال 1953 براي «لايملايت»، جايزه شير طلاي افتخاري ونيز در سال 1972شد. از مهمترين آثار كارنامه فيلمسازي چارلي چاپلين ميتوان از «ولگرد»، «شغل»، «بانک»، «مامور آتشنشاني»، «خيابان آرام»، «زندگي سگي»، «دوشفنگ»، «پسربچه»، «زائر»، «زن پاريسي»، «جويندگان طلا»، «سيرک»، «روشناييهاي شهر»، «عصر جديد»، «ديکتاتور بزرگ»، «موسيو وردو»، «لايملايت»، «سلطاني در نيويورک»، «کنتسي از هنگکنگ»، «خانهبهدوش»، «پروفسور» و «طبقه مرفه» نام برد. در ماه ژوئن امسال بود كه يك دستنوشته كمياب متعلق به «چارلي چاپلين» كه اولين تلاشهاي اين نابغه سينماي كمدي به سمت فيلمهاي ديالوگدار را نشان ميدهد، كشف شد. در رونمايي از آرشيو خانوادگي «چارلي چاپلين»، يك متن 50 صفحهاي دستنويس كشف شد كه نشانه اولين تلاشهاي اين چهره نامدار سينما براي ورود به دنياي فيلمهاي ديالوگدار است. اين متن دستنوشته اثري طنز درباره كولونيزم است كه برگرفته از سفر «چاپلين» به جزيره بالي اندونزي در سال 1932 است. وي قصد داشت فيلمي با نام «بالي» بسازد كه در صورت تحقق اولين فيلم او ميبود كه همراه با ديالوگ بود، اما سرنوشت اينگونه رقم خورد كه فيلم «ديكتاتور بزرگ» در سال 1940 كه از شاهكارهاي چاپلين است اين عنوان را در اختيار بگيرد.
«چارلز اسپنسر چاپلین» [FONT=times][FONT=Tahoma] [URL="http://www.iranvij.ir/wp-content/plugins/HAdvertisement/Redirect.php?id=30"] [/URL][/FONT][/FONT] به مناسبت تولد اسطوره سینما «چارلز اسپنسر چاپلین» لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا ، بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند ، با تمام سازهایت می رقصد ... چارلی چاپلین سر چارلز اسپنسر چاپلین (Sir Charles Spencer Chaplin) در 16 آوریل سال 1889 (122 سال پیش) در لندن به دنیا آمد. چارلی مهمترین و تاثیرگذارترین شاگرد مک سنت و فرزند یک نمایشگر تالارهای محلی موسیقی انگلیسی به نام جرالدین چاپلین بود. والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ شهر لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازهخوان، اما پیش از آنکه وی 3 ساله شود از هم جدا شدند. چارلی آواز خواندن را از مادرش آموخت. بعدها مادرش دچار بیماری روانی میشود و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری میشود. اما پدرش زمانی که چارلی ۱۲ ساله بود، فوت شد. زمانی که مادرش در یکی از اجراهای زنده تئاتر که برای سربازان اجرا میشد، جسمی به سر وی برخورد کرد و آسیب دید، چارلی 5 ساله روی صحنه رفت و تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام کرد. با بستری شدن مادر، چارلی و برادرش رابطهٔ عمیق تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار میکردند، مشغول به کار شدند. چاپلین در سال 1910 به آمریکا رفت و با برادرانش استودیو چاپلین را تاسیس کردند. در سال ۱۹۲۸ مادر چاپلین، درست در زمانی که ۷ سال از انتقال وی توسط پسران به هالیوود میگذشت، از دنیا رفت. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه شد به نام ویلر دریدن که این برادر نیز به مابقی برادران در هالیوود و استودیو چاپلین پیوست. چاپلین یهودیزاده فقیری بود که دوران کودکی را در دشواری و تنگدستی گذراند و در نخستین سالهای شکوفایی سینما در امریکا، با تکیه بر خلاقیت و استعداد خود به اوج شهرت رسید. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین در آمریکا مورد توجه یکی از فیلمسازان قرار میگیرد و از آن پس با شرکت فیلمسازی کی استون همکاری میکند. وی نخستین فیلمش را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغاز کرد. در این کمپانی و با این فیلم چاپلین به شهرت رسید. به تدریج چاپلین به محبوبترین هنرمند تاریخ سینما تبدیل شد و تهیهکنندگی آثارش را نیز بر عهده گرفت. در 1913، هنگامی که با دستمزد 150 دلار در هفته در کمپانی کی استون استخدام شد، یک بازیگر سیار نمایشهای وودویل امریکایی بود. در نخستین فیلمی که به نام در تلاش معاش (1914) برای مک سنت بازی کرد، نقش یک شیک پوش تیپیک انگلیسی به او محول شد، اما با فیلم دومش، مخمصه غریب مبیل 1914، کارکتر یک ولگرد کوچولو را معرفی کرد؛ کارکتری که بعدها او را شهره آفاق ساخت و به یک نماد جهانی سینمایی از یک فرد عامی در دوران ما بدل کرد. چاپلین در کمپانی کی استون در 34 فیلم کوتاه و 6 حلقهای داستانی با عنوان رمانس ناکام تیلی (1914) به کارگردانی مک سنت بازی کرد و کاراکتر این دلقک ریزنقش محزون را به تدریج پرورش داد. شخصیتی با کفشهایی که برایش بزرگ بودند، شلواری گشاد و کتی تنگ که کلاه لبهدار دربی بر سر می گذاشت. شخصیت پردازی درخشان او، همراه با حرکات پانتومیم که چارلی تبحر بیمانندی در آن داشت، از ولگرد کوچولو انسانی ساخت که با جهان پیرامون خود به کلی بیگانه است. از جمله مشهورترین فیلمهایی که چاپلین در کمپانی اسانی ساخت، میتوان به ولگرد، شغل، بانک، شبی در نمایش اشاره کرد. این فیلمها در سال 1915 ساخته شدند. این فیلمها چندان مورد استقبال قرار گرفتند که چارلی سال بعد درخواست هفتهای 10 هزار دلار به اضافه پیش پرداختی معادل 150000 دلاری پس از امضای قرارداد برای ساختن 12 فیلم برای کمپانی میوچوال را کرد. معروفترین فیلمهای چاپلین در کمپانی میوچوال عبارتند از: بازرس فرودگاه (1916)، مامور آتش نشانی (1916)، ساعت یک صبح (1916)، سر سره بازی (1916)، سمساری (1916)، خیابان اوباش (1917)، مهاجر (1917)، ماجراجو (1917). چاپلین در سال ۱۹۱۹ به همراهی تعدادی از دوستان سینماییاش اتحادیه سینماگران را تاسیس کرد. آن زمان این فرصت برای او پدید آمده بود تا پس از سالها، به دلمشغولیهای خود بپردازد و فارغ از نظام مافیایی حاکم بر هالیوود، حرف دل خویش را به زبان تصویر بیان کند. بسیاری چارلی چاپلین را تنها یک کمدین موفق میدانند حال آنکه او در طول زندگانی خود در زمینه موسیقی نیز استعداد فراوانی از خود نشان داد. ساخت موسیقی فیلم کار عادی وی بود و توانست در مجموع موسیقی 23 فیلم را به پایان برساند. موسیقی فیلم لایم لایت ساخته چاپلین در سال 1972 برنده جایزه اسکار شد. شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان "آواره" شهرت یافت که در زبانهای مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک کمپانی تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلمهای بلندتری شد. در سال ۱۹۱۶ کمپانی فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلندمدت کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلمهای که در این کمپانی ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سالها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دورهٔ جدیدی از سینمای خود را با دوستانی آغاز کرد. از سال ۱۹۱۸ چاپلین در استودیو خود مشغول به کار شد. تمام فیلمهای پیشین دوباره ویرایش و کات شدند و در سالهای مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت. دیکتاتور بزرگ نخستین فیلم کاملا ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه 40، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به کشتار یهودیها میزند و اروپا را درگیر جنگ میکند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را همچنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت. سرانجام، سر چارلز اسپنسر چاپلین، اسطوره سینمای صامت (1889- 1977)، 25 دسامبر سال 1977 در سن 88 سالگی درگذشت. برخی از افتخارات چارلی چاپلین: برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی اورجینال برای فیلم لایم لایت در سال ۱۹۷۳ نامزد دریافت جایزه اسکار در رشتههای بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اورجینال و بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۱ نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته بهترین فیلم نامه اورجینال برای فیلم موسیو وردو در سال ۱۹۴۸ دریافت جایزه اسکار بهترین دستاورد هنری برای فیلم سیرک در سال ۱۹۲۹ دریافت جایزه افتخاری یک عمر فعالیت هنری در سال ۱۹۷۲ برنده جایزه افتخاری شیر طلایی از جشنواره ونیز در سال ۱۹۷۲ نمایی از برخی فیلمهای کمدی چارلی چاپلین چارلی چاپلین، در کنار آلبرت اینشتین برخی از فیلمهای چارلی چاپلین: آتشنشان، ماجراجو، یک زندگی سگی، پسر بچه، دیکتاتور بزرگ، سیرک، شهر نورانی میشود، عصر جدید، مغازه وسیقه گذاری، دریا، غریبه، یک زن، بانک، سرسره بازی، خیابان آرام ... نمایی از برخی فیلمهای کمدی چارلی چاپلین
چارلی چاپلین چاپلین، چارلی ملیت : انگلستان - قرن : 19 سر چارلز اسپنسر چاپلین، جونیور (۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) بازیگر صاحب جایزه اسکار و یکی از مشهورترین بازیگران و کارگردانان هالیوود بوده است. فیلمهای چاپلین کمدی و اکثر آنها صامت و در سبک انجام شیرینکاری میباشند. بسیاری چارلی چاپلین را تنها یک کمدین موفق می دانند حال آنکه او در طول زندگانی خود در زمینه موسیقی نیز استعداد فراوانی از خود نشان داد. ساخت موسیقی فیلم کار عادی وی بود و توانست در مجموع موسیقی ۲۳ فیلم را به پایان برساند. در توانایی ساخت موسیقی چاپلین همین بس که موسیقی فیلم لایم لایت ساخته چالین در سال ۱۹۷۲ برنده جایزه اسکار شد، بخشی از تم موسیقی لایم لایت. به قسمت اول مطلبی که یکی از دوستان برای سایت گفتگوی هارمونی ارسال داشته است توجه کنید. چارلی اسپنسر چاپلین مهمترین و تأثیرگذارترین شاگرد مک سنت و فرزند یک نمایشگر تالارهای محلی موسیقی انگلیسی به نام جرالدین چاپلین (بازیگر)، کودکی خود را در صحنههای سرگرم کننده تفریحی گذرانده بود. تصویر او از جهان، همچون چارلز دیکنز و د.و.گریفیث، که شباهت زیادی به هر دو داشت، با هر فقیر و تنگدستی دوران خردسالی و جوانی رنگ آمیزی شده بود و در طول عمر همدردی عمیق خود را نسبت به تنگدستان حفظ کرد. در ۱۹۱۳، هنگامی که با دستمزد صد و پنجاه دلار در هفته در کمپانی کی استون استخدام شد، یک بازیگر سیار نمایشهای وودویل امریکایی بود. در نخستین فیلمی که به نام در تلاش معاش (۱۹۱۴) برای مک سنت بازی کرد، نقش یک شیک پوش تیپیک انگلیسی به او محول شد، اما با فیلم دومش، مخمصهٔ غریب مبیل (۱۹۱۴) کارکتر و هیات ظاهری یک ولگرد کوچولو را معرفی کرد؛ کارکتری که بعدها اورا شهرهٔ آفاق ساخت و به یک نماد جهانی سینمایی از یک فرد عامی در دوران ما بدل کرد. چاپلین در کمپانی کی استون در سی و چهار فیلم کوتاه و شش حلقه یی داستانی با عنوان رمانس ناکام تیلی (۱۹۱۴) به کارگردانی مک سنت بازی کرد و کاراکتر این دلقک ریزنقش محزون را به تدریج پرورش داد؛ شخصی با کفشهایی که برایش بزرگ بودند، شلواری گشاد و کتی تنگ که کلاه لبه دار دربی بر سر می گذاشت. اما قریحهٔ چاپلین برای سبک ظریفتری ساخته شده بود و نه کمدی هایی با ضرباهنگ دیوانه وار کی استون، بنابرین در ۱۹۱۵ قراردادی برای ساختن چهارده فیلم کوتاه دو حلقه یی با کمپانی اسانی، با دستمزد هفته یی ۱۲۵۰ دلار، که در آن زمان دستمزد کلانی بود، بست او این فیلمها و فیلمهای بعدی خود را، جلای بیشتری داد. شخصیت پردازی درخشان او، همراه با حرکات پانتومیم که چارلی تبحر بی مانندی در آن داشت، از ولگرد کوچولو انسانی ساخت که با جهان پیرامون خود بکلی بیگانه است بهترین فیلمهایی که چاپلین در کمپانی اسانی ساخت: ولگرد ،شغل، بانک، شبی در نمایش. این فیلمها را در سال ۱۹۱۵ ساخت. این فیلمها چندان مورد استقبال قرار گرفتند که سال بعد در خواست هفتهای ده هزار دلار به اضافه پیش پرداختی معادل ۱۵۰۰۰۰ دلاری پس از امضای قرارداد برای ساختن ۱۲ فیلم برای کمپانی میو چوال را کرد. بهترین فیلمهای او در کمپانی میوچوال عبارتانداز: بازرس فرودگاه ۱۹۱۶، مامور آتش نشانی ۱۹۱۶، ساعت یک صبح ۱۹۱۶، سر سره بازی ۱۹۱۶، سمساری ۱۹۱۶، خیابان اوباش ۱۹۱۷، مهاجر ۱۹۱۷، ماجراجو ۱۹۱۷، چارلی از این فیلمها آثاری به یاد ماندنی به وجود آورد. همچنین اورا به شهرت جهانی رساند و برای اولین بار استعداد درخشانش را آشکار کردند. هجویه یی از مردم بسیار فقیر در مقابل مردم بسیار غنی؛ ضعف در مقابل قوی، که چاپلین را نزد مردم نزد مردم فقیر عزیز کرد و بلعکس. به طور مثال در فیلم مهاجر؛ دورویی آمریکایها نسبت به مهاجران و بی رحمی مسولان ادارهای مهاجرت رانشان می دهد.به محض رسیدن کشتی (چارلی چاپلین) به آیلند او با غرور و امید به مجسمهٔ آزادی نگاه میکند و نوشتهای ظاهر میشود : سرزمین آزادی، بلافاصله نمایی از پلیسهای مرزی نیویورک را می بینیم که عده زیادی از مهاجران را همچون گله گوسفند به پیش می رانند.در نمای بعدی چارلی نیم نگاه دیگری به مجسمه آزادی می افکند، اما این بار مشکوک و حتی تحقیر آمیز. فیلمشناسی . آتشنشان . ماجراجو . یک زندگی سگی . پسر بچه . دیکتاتور بزرگ . سیرک . شهر نورانی میشود . عصر جدید . مغازه امانت گذاری . دریا . غریبه . یک زن . بانک . سرسره بازی .
پاسخ : چارلی چاپلین نگاهی به زندگی چارلی چاپلین (۱۹۷۷-۱۸۸۹) چارلز اسپنسر چاپلین، كمدین افسانهای سینما، شانزدهم آوریل ۱۹۸۹ در لندن و در خانوادهای تئاتری به دنیا آمد. او بازیگری، كارگردانی، تهیهكنندگی، فیلمانهنویسی و حتی آهنگسازی فیلمهایش را شخصاً انجام میداد. زندگی حرفهای او از كودكی در صحنهی تئاترهای لندن تا زمان مرگش بیش از ۷۰ سال ادامه داشت. دوران كودكی او در فقر و تنهایی سپری شد چون كه در دو سالگی پدر و مادرش از هم جدا شدند و پدرش كه به سختی او را به یاد میآورد چند سال بعد مرد. مادرش كه بازیگری پركار بود، مبتلا به نوعی بیماری حنجره شد و چارهای نداشت جز این كه كار تئاتر را رها كند. اما قبل از آن، پسر ۵ سالهاش چارلی شانس بازی در نمایش را كنار او داشت كه با خواندن آهنگ معروفی مورد تشویق زیادی قرار گرفت. مادر او خیاطی را در پیش گرفت تا مخارج زندگی چارلی و پسر دیگرش سیدنی را تأمین كند. در سال ۱۹۰۰ چارلی در یازده سالگی همراه برادرش در نمایش پانتومیمی بنام «سیندرلا» بازی كرد و از آن موقع تصمیم گرفته بود كه بازیگری را حرفهای دنبال كند سیدنی چاپلین چند سال بعد برای پیوستن به نیروی دریایی آنها را ترك كرد. چارلی با مادرش كه دچار بیماری روحی شدیدی شده بود در منطقه فقیرنشین لندن به وسیله درآمد اندك برادرش زندگی میكرد و برای مراقبت از مادرش درس را رها كرد چون نمیخواست كسی به بیماری روانی او پی ببرد ولی وقتی اطرافیان متوجه وضعیت وخیم او شدند، او را در بیمارستان بستری كردند كه تا سی سال دیگر با همان شرایط به زندگی ادامه داد. چاپلین در هفده سالگی به عنوان دلقك به گروه طنز «فرد كارنو» (Fred Karno) پیوست و ستاره نمایش های آن شد. او و گروه كارنو برای اولین تور آمریكا در سال ۱۹۱۰ پا به آن كشور گذاشتند و در شهرهای مختلف نمایش اجرا كردند. در این گروه، «استنلی جفرسون» (Stanly Jefferson) كه بعدها با نام «استن لورل» معروف شد با چاپلین هم بازی بود. «استن لورل» به انگلستان برگشت اما چاپلین كه شیفتهی آمریكا، پیشرفت سریع و محیط شادش شده بود در آن كشور ماند. سه سال بعد كارگردان جوانی به اسم «مك سنات» (Mack Sennat) بازی چاپلین را دید و به او پیشنهاد كرد با استودیوی فیلمسازیاش «كی استون» همكاری كند. چاپلین برخلاف میلی باطنی و ابتدا بیش تر به خاطر حقوقش قبول كرد و به این ترتیب وارد هالیوود شد. مسیر حرفهای او از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ در استودیوهای مختلف «كی استون» شروع شد، جایی كه خیلی زود هنر و صنعت فیلمسازی را فرا گرفت. چارلی چاپلین در اولین فیلم هایش كه توجه چندانی را جلب نكرد مثل همه بازیگرها، ظاهری معمولی داشت تا اینكه خیلی اتفاقی تركیبی از شلوارهای گشاد و كفشهای بزرگ، كت تنگ و كلاه لبهدار را امتحان كرد كه به نظرش عالی رسید و تبدیل به همان شخصیت دوست داشتنی شد كه همه میشناسند و با آن به اوج شهرت رسید. اولین سال فعالیتش برای «سنات» فیلمهای كوتاه زیادی ساخت كه بسیار موفق بودند. تصویری كه امروز از چاپلین از یادها مانده، محصول همین دوره است. در سال ۱۹۱۶ او قراردادی با شركت فیلمسازی Mutual بست تا دوازده فیلم كوتاه كمدی بسازد و تمام آنها را در طول یك دوره هجده ماهه تهیه كرد. چاپلین بعدها گفت كه زمان فعالیتش در این شركت شادترین دوره كاریاش بوده و تجربیات زیادی هم كسب كرده است. به دنبال آن استودیوی اختصاصی و كمپانی تولید فیلم خودش را در هالیوود سال ۱۹۱۸ راهاندازی كرد و این باعث شد تا حد زیادی كنترل مالی و هنری محصولاتش را شخصاً به عهده بگیرد. با استفاده از همین استقلال كه به تدریج بیش تر میشد، زیباترین صحنهها را خلق كرد كه خارج از محدودهٔ زمان همیشه تأثیر گذارند و پیامی كه پشت ظاهر سرگرم كننده آنها نهفته است انگار در هیچ برههای از تاریخ كهنه نمیشود. در سال ۱۹۱۵ او «ولگرد» افسانهایاش را خلق كرد، اولین كمدی تلخ و شیرین او با پایانی باز كه در آن قهرمان خانه به دوش قصه، تنها و ناكام در عشق به شیوهٔ مخصوص خودش قدم میزند. چنین شخصیتی با ویژگیهای ظاهری و خصوصیات اخلاقی ویژهاش به نوعی در فیلم های بعدی چاپلین هم حضور دارد. آوراگی و دربدری كه چاپلین هنگام كودكی تجربه كرده بود مایه اصلی فیلم های اجتماعی تند وتیز او را تشكیل میداد. او در سن كم علاوه بر این كه زندگی در نوانخانهها را تجربه كرده بود، بارها مجبور شد كنار خیابان بخوابد و در آشغالها دنبال غذا بگردد. شاید به خاطر همین تجربههای تلخ شخصی است كه بازی او در این قالب تا این حد باورپذیر است. در سال ۱۹۱۹ چاپلین همراه با همكارانش مثل «مری پیكفورد» (Mary Pickford)، «داگلاس فیربنكز» (Douglas Fairbanks) و «دی گریفیت» (D.Griffith)، اتحادیه هنرمندان را بنیانگذاری كرد كه تا اوایل دهه پنجاه رئیس آن بود. این اتحادیه با این هدف تشكیل شد تا از افزایش قدرت سرمایهگذاران در توسعه استودیوهای هالیوود جلوگیری شود. این حركت،آزادی چاپلین و فیلمسازان همفكر او را تثبیت میكرد. در آن دوران چاپلین دیگر ستاره بینالمللی بود كه فیلم هایش مثل «مهاجر»، (۱۹۱۷)، «كودك» (۱۹۲۱) و «روز دستمزد» (۱۹۲۲) موفقیتهای تجاری شگرفی كسب كرده بودند. چاپلین درباره فیلم مهاجر گفت «هیچ كدام از دیگر فیلم هایی كه ساختهام به اندازهٔ این یكی خودم را متأثر نكرده است». «مهاجر» كمدی فوقالعادهای است كه احتمالاً بیشتر با صحنهای از آن در یادها مانده است كه در آن مهاجران به مجسمه آزادی خیره میشوند. از آن موقع تاكنون این صحنه بارها در فیلمهای مختلف تقلید شده است. یكی از این نمونهها در فیلم «پدرخوانده ۲» (۱۹۷۲) ساختهٔ فرانسیس فورد كاپولا وجود دارد. هنر چاپلین هیچ جا بهتر و واضحتر از این صحنه مشخص نمیشود. اولین كمدی بلند چاپلین و شاهكار او «كودك» بود؛ فیلمی به یاد ماندنی كه در آن ولگردی، بچه گمشدهای را پیدا میكند و میخواهد او را بزرگ كند. واضح است که فیلم كودك از داغدیدگی خود چاپلین هم سرچشمه میگرفت چون اولین پسر او چند روز بعد از تولد و چند هفته قبل از شروع ساخت این فیلم مرده بود و شاید این موضوع روی تلخی فضای فیلم نادانسته تأثیر گذاشت ولی كمبود عواطف و نگرانیهای اجتماعی را استادانه به تصویر میكشد. در این اپیزود، چاپلین ولگردی است كه از بچهٔ بیخانمانی، با بازی حیرتآنگیز بازیگر چهارساله «جكی كوگان» (Jakie Coogan) مراقبت میكند. در یكی از بهترین صحنههای ساختهٔ چاپلین و شاید حتی تمام دوران فیلم صامت، چارلی در تعقیب ماشینی كه بچه را به پرورشگاه میبرد، با تمام قدرت روی سقف خانه میدود و نمیخواهد از او جدا شود. پشت طنز سیاه این صحنه، احساسی لطیف پنهان است. در آن سال ها، كودكان مهاجر و آواره حاصل از جنگ جهانی اول در خاطره همه مردم بودند. همین طور كسانی كه برای عزیزان از دست داده خود در جنگ داغدار بودند و یا به هر شكلی جنگ سرنوشتشان را وارد مسیر تازهای كرده بود از فیلم «كودك» بسیار استقبال كردند. زندگی افرادی مثل چاپلین، امروزه به وسیله دانشمندان علوم اجتماعی مطالعه میشود. آن ها دریافتهاند كودكانی كه در معرض بیخانمانی و به تبع آن، تنشهای اجتماعی قرار میگیرند همگی به سرنوشت واحدی دچار نمیشوند. در حالی كه بعضی از آنها در آینده قشر آسیبپذیر جامعه را تشكیل میدهند، برخی دیگر از این بچهها مثل چاپلین زیرك و مبتكر میشوند. چارلی چاپلین با این كه در كار حرفهای خود روز به روز موفقتر میشد ولی زندگی خانوادگیاش دستخوش ناملایمات بود. دو ازدواج نخست او به جدایی ختم شد اولین بار با بازیگری بنام «میلدرد هریس» (Mildred Harris) و بار دوم با بازیگر دیگری، «لیتا گری» (Lita Grey) ازدواج كرد. بعد از مدتی با «پائولتا گادارد» (Paulette Goddard) كه در فیلم «عصر جدید» بازی میكند ازدواج كرد كه بعد از آن كه هر دو به موفقیت و شهرت بیشتری رسیدند از هم جدا شدند. چهارمین ازدواجش در سال ۱۹۴۳ با «اونا اونیل» (Oona Oneil) دختر نمایشنامه نویس معروف «ایگن اونیل» با ثباتترین بود كه تا زمان مرگش ادامه پیدا كرد. «اونا اونیل» بعد از مدتی هنرپیشگی را رها كرد و شاید همین، باعث دوام ازدواج آنها شد چون چاپلین برخلاف ازدواج های گذشتهاش این بار همسرش را رقیب خودش نمیدید. چارلی چاپلین و اونا اونیل هشت فرزند داشتند. یكی از آنها «جرالدین چاپلین» است كه حرفه والدینش را در پیش گرفت و مهمترین نقشی كه ایفا كرده در فیلم «دكتر ژیواگو» (۱۹۶۵) ساخته «دیوید لین» (David Lean) در نقش تانیا است.