1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

هنر و زیبایی

شروع موضوع توسط minaaa ‏20/12/11 در انجمن گرافیک عمومی

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    [​IMG]

    محور اصلی آموزش های آموزش و پرورش مدرن، استفاده از ابزار «هنر» است. ابزاری که نقش مهم خود را در فرهنگ سازی به خوبی نشان داده است.

    قبل از ورود به موضوع نقش هنر در تربیت و کارکردهای آن، باید بگوییم که همواره و عادتاً، واژه هنر، تداعی زیبایی و جمال می نماید، به گونه ای که همه ی اصول هنر در بنای وجیه کلمه ی زیبا و زیبایی یکجا خلاصه شده و توسعه زیبایی، همه ی مفهوم هنر را فرا می گیرد گویی که هنر در واقع، مترادف کلمه ی زیبایی است. این تردیف در واقع ملکه ی ذهن گردیده است. و به نظر می رسد که اگر این واقعیت، نیز حقیقت داشته باشد، خلقت و آفرینش، سراسر همه، هنر خداوند است زیرا خداوند جمیل است و جز جمال خلق نمی کند.

    بنابراین در تعریف اختصاری کلمه ی طیبه هنر می توان گفت:
    هنر ما در زیبایی و زیبایی مولود هنر است.

    انسان طبیعتاً به زیبایی گرایش دارد و کمال خود را در زیبایی می داند و این دقیق ترین توجه او به حقیقت است. زیرا حقیقت و حق، زیباترین پدیده کائنات است. آنچه که موجب خطای انسان می گردد. ایهام و ابهام در تطبیق حقیقت با واقعیت است و این زمانی حاصل می شود که، آدمی هر واقعیتی را به غلط حقیقت بداند و این اشتباه بزرگ گاهی به طور ناخودآگاه و بر اثر غفلت گریبان او را می فشارد. زیرا انسان برحسب تکرار و عادت محکوم پردازش داده ها ی حواس پنجگانه خود می باشد و همه ی وقایع را از این ورودی ها در یافت می کند و در حقیقت همه چیز را با چشم و گوش سر می گیرد و در حالی که همه ی این ها دریافت واقعیات است و نه الزاماً ادارک حقایق.

    ادراک حقایق علاوه بر حواس خامسه، باید که با چشم و گوش سِر نیز، پردازش شود تا انسان معنای زلال حقیقت حق را استدراک نماید و در تایید همین نامرادی انسان است که پیامبر گرامی اسلام می فرماید:
    «الهی ما عرفتک حق معرفتک»

    شوپنهاور در تعریف هنر می گوید:
    هنر نوعی رستگاریست، ما را از خواستن، یعنی درد و رنج آزادی می بخشد، تصاویر زندگانی را دلربایی می دهد و در تمجید هنر تولستوی بیانی دارد که عبارتست از: هنر خوب است، اگر احساسات خوب را ترویج کند. احساسات هنگامی خوبند که شعور ممیز نیک و بد، به خوبی آن ها حکم دهد و این شعور، در میان مردم یک عصر مشترک است. هنر جهانی، یک محک درونی دارد پا بر جا و بی خطا، یعنی همان وجدان پاک.

    با تأمل در گفتار پیامبر عظیم.الشان اسلام و با نگاهی به سخن شوپنهاور به این نکته ی اساسی نایل می شویم که، به نظر می رسد هنر، ترجمان شعور انسان است که برآمده و فرایند اندیشه ی پاک از فطرت الهی انسان است و در واقع انسانی که سخنگوی خداوندگار خویش بوده و در مقام خلافت او می نگارد، می گوید، ترسیم می کند، می نوازد و...

    تکامل باید هدف اولیه ی همه ی هنرمندان حقیقی باشد.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : هنر و زیبایی

    اگر ما در آثار هنرمندان بزرگ دنیا تامل و ژرف اندیشی کنیم در می یابیم که همه ی هنرمندان در همه ی زمینه های هنری و در اوج هنر و شاهکارهای خود، انگار که اعضای یک کنسرت الهی هستند که سمفونی توحید را می نوازند و این معنا در بیانی دیگر از بتهوون این نابغه ی علم موسیقی و یگانه دورن آمده است، آنجا که می گوید:
    هنر و دانش، برگزیده ترین و بزرگوارترین مردم را به هم مربوط می سازد.
    و اما در بیان نقش هنر در تربیت و کارکردهای آن، نیز کلام را با مطلبی دیگر از بتهون ادامه می دهیم که می گوید:
    هنرمند، باید برای سعادت بیچارگان اختصاص یابد.

    با توجه به این گفتار ضمن ضرورت کاربردی هنر تربیت جوامع بشری و هدایت انسان ها، موضوع رسالت هنر در تکامل انسان، خود مبین تقدس و کرامت هنر و انسان است. انسانی که خود اولین قبله ی فرشتگان مقرب درگاه الهی است و نیز انسانی که حرمتش از حرمت کعبه والاتر است. بنابراین در تربیت این موجود الهی باید دقیق ترین و بهترین شیوه های هدایتی و تربیتی اعمال گردد.

    در قرآن کریم پیرامون امر به معروف و نهی از منکر، آیات فراوانی داریم. اما آنچه بیش از همه در روح این آیات تجلی می کند، حیاء خداوند راجع به انسان است.

    خداوند در آیات از همه ی منهیات و مسایل مکروه و منفی به لفظ منکر تعبیر نموده است. زیرا منکر در لغت به شیئی نامعلوم و ناشناخته گفته می شود و بیان مصداق منکر، خود نیز امری منکر است و از آنجا که خداوند در برابر خلیفه ی خود در زمین، بنای ترویج منکر به دست انسان را نداشته و به عکس عزم به معروف نموده، از همه ی موارد انسداد کمال انسان به لفظ منکر بسنده نموده است و این از شاهکارهای عظیم هنری و معنوی تربیتی در قرآن است.

    از این آیات استنباط می کنیم که برای امحای منهیات و نقاط منفی در تربیت انسان ها تنها دفع مسایل منفی کافی نیست بلکه باید نسبت به رفع آن ها اقدام کنیم و در مواردی به جای پیشگیری، به انعدام آن اقدام کنیم و به جای ملاحظه قافیه نسبت به انهدام قیافه بپردازیم.

    در این ارتباط ما در عصر تکنولوژی فعلی می توانیم بهترین کاربردهای هنری را در تربیت اعمال کنیم. یکی از مصادیق اصلی در کاربرد هنر، کاربرد هنرهای تصویری و نمایشی است و در واقع هدایت هنری غیر مستقیم به جای هدایت مخاطبه ای و گفتاری مستقیم . در قرآن کریم در باره ی عدم کاربرد هدایت گفتاری وخطابه ای ، خداوند متعال به پیامبرش محمد مصطفی صلی.الله.علیه.وآله.وسلم که دارای خلق عظیم بود می فرماید:
    « فذکران نفعت الذکری»
    ای پیامبر، اگر تذکر تو سودی دارد (تاثیردارد) تذکر بده والا یعنی تذکر هم نده.
    اساساً نیز، قبول حقایق از طریق تصویری و دیداری درعامه ی مردم و جوامع رکود بهتری دارد چنانچه به قول معروف:
    شنیدن کی بود مانند دیدن؟
    و به قول یک مثل چینی:
    یک عکس، ارزش ده هزار کلمه را دارد.

    نمونه هایی از این شیوه را در زندگی و بیانات پیشوایان و ائمه دینی هم داریم که به عنوان مثال امام زین العابدین علیه.السلام می فرمایند:
    «کونوا دعاة للناس بغیرالسنتکم»
    مردم را بدون زبان به اسلام وخوبی ها دعوت کنید.

    و در داستانی است که، روزی امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) در دوران کودکی و یا نوجوانی در محلی به اشتباه پیرمردی در وضو گرفتن پی بردند. و برای این که بتوانند او را به اشتباه خود متوجه کنند، تصمیم به یک تذکر هنری (تصویری و نمایشی) گرفتند.
    آن حضرت به پیرمرد گفتند:
    ای آقا، ما دو نفر می خواهیم وضو بگیریم. لطفاً شما نظارت نموده و قضاوت کنید که وضوی کدام یک از ما بهتر است.
    سپس امام حسن و حسین (علیهماالسلام) شروع به وضو گرفتن نمودند. و در پایان پیرمرد به اشتباه خود پی برد و گفت: وضوی هر دوی شما صحیح است و وضوی من اشتباه بود.
    در این داستان به یک مساله مهم آموزشی و در واقع هنری و کاربرد تربیتی آن پی می بریم که چگونه با حفظ حرمت و کرامت انسانی، این هدایت هنری اعمال می گردد.
    و یا در قرآن کریم یک نمایش هنری در ارتباط با در خواست حضرت ابراهیم علیه.السلام توسط خداوند متعال در ارتباط با تطمین ابراهیم به احیای اموات و معاد در روز قیامت صورت می گیرد و آن داستان ذبح حیوانات چهارگانه و اختلاف گوشت و پوست آن ها و قراردادن بر چهار نقطه ی کوه که به فرمان خداوند دوباره این چهار حیوان حیات مجدد خود را می یابند.
    بنابراین، رسالت هنر تبیین عینی حقایق و ایجاد رشد و کمال برای جوامع انسانی است و غیر این معنی از حیطه ی هنر خارج است و به بیان اسکاروایلد: هنر کلید فهم زندگی است.

    در حقیقت هنر برای نیل انسان به آمال الهی است. به همین دلیل خداوند متعال همه کائنات و کیهان را در تسخیر و تصرف و عرصه ی تحقیق و تامل انسان قرار داده است و در واقع این همه را ابزار کمال و رسیدن او به یک زندگی و حیات معقول وطیبه که هدف غایی خلقت اوست قرار داده است همان گونه که در قرآن کریم هماره او را به تفکر وجستجوی حقیقت فراخوانده و می فرماید:
    «افلاینظرون الی الابل کیف خلقت»
    «والی السماء کیف رفعت»
    «والی الجبال کیف نصبت»
    «والی الارض کیف سطحت فذکر...»
    بنابراین هنر انسان متذکر شدن است و این کمال اوست و زیور انسان و به قول ناصرخسرو:
    هنر زیور بشر است و بشر زیور کیهان است.
    قرآن کریم نیز در عصر نازل گردید که تنها هنر مرسوم رایج در حجاز هنر شعر و بلاغت وفصاحت بود و این کتاب الهی به عنوان آخرین منشور نورانی الهی در واقع هنری ترین اثر هستی رقم خورده به گونه ای که معجزه پیامبر صلی.الله.علیه.وآله.وسلم محسوب می گردد و در آن دوران و همه ادوار آینده هیچ کس نتوانست و نمی تواند چنین کلامی را در بعد فصاحت وبلاغت عرضه نماید به گونه ای که بارها در قرآن این نکته به اشارت رفته است تا جایی که می فرماید: « اگر همه جن و انس با هم متفق گردند مانند این قرآن را بیاورند البته نمی توانند» و نیز حتی توان یک سوره و آیه را نیز ندارند.
    «فاتوا بسورة من مثله...»
    درقرآن کریم بارها به رسالت وهنر بیان و تبلیغ و حتی چگونگی جدال نیز توصیه شده است چنانچه خداوند متعال به پیامبرش می فرماید:
    «وقل لعبادی یقولوا التی هی احسن... ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن...»

    ای رسول ما، خلق را به حکمت و برهان و موعظه نیکو به راه خدا دعوت کن و با بهترین طریق مناظره کن...
    در این آیه کریمه سه اصل مهم حکمت موعظه نیکو و جدال احسن که هر سه از امور مطبوع عقل ومنطق می باشند حمایت و وصایت گردیده است و در واقع در جدال احسن و موعظه نیکو دقیقاً عنصر هنر جذب و جلب مردم برای تربیت امت اسلامی لحاظ و تاکید شده است و در واقع منظور این است که حرف خوب زدن به تنهایی کافی نیست. بلکه حرف خوب همراه با خوب حرف زدن مؤثر است و این از بالاترین و والاترین کاربردها و رسالت های هنر است.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.