پاسخ : هنرهای تجسمی /طراحی٬نقاشی وگرافيک ابزارکمکی درطراحی ابزار كمكي در طراحي :وسايلي هستند كه به عنوان مكمل وسايل اصلي يا وسايل كمكي شناخته مي شوند،همچون:پاك كن:پاك كنهاي خميري ،جوهري و خشك كه به ترتيب براي مداد ،مداد چرب ،زغال و...استفاده مي شود. زير دستي يا تخته شاسي :كه گاه به همراه گيره و گاه بدون آن است ؛از جنسهايي مثل فلز ،فيبر،مقواي ضخيم،پلاستيك ضخيم و در اندازه هاي متناسب با ابعاد متداول كاغذ طراحي ،درست شده است. سه پايه:معمولاً از سه پايه براي كارهايي با ابعاد بزرگ و تمرينهاي آزاد استفاده مي شود. محو كن :به صورت آماده به فروش مي رسد؛اما اكثر طراحان شخصاً آن را مي سازند،در طراحي با زغال و مداد كنته كاربرد عمده اي دارد و اثر زغال را به سايه روشنهاي قابل كنترل تبديل مي كند. صفحه سمباده :وسيله اي است براي اينكه نوك مداد را به صورت دلخواه و متناسب با شيوه شخصي طراح ،حفظ كند.به خصوص هنگامي كه نوك تيز و در عين حال ضخيم مورد نياز باشد.با صفحه سمباده مي توان حداكثر پهناي نوك مداد را در اختيار داشت. تيغ يا كاتر :از اين وسيله،به جاي تراش استفاده مي شود.در اغلب موارد،مداد هاي طراحي به علت ضخامت مغز مداد ،حجمي خارج از استاندارد مداد تراشهاي معمولي دارند.در اين مورد،استفاده از كاتر به جاي مداد تراش مناسبتر است.مضافاً اينكه برخي از مدادهاي طراحي بدنه اي به شكل مكعب مستطيل دارند و تنها با كاتر تراشيده مي شوند. فيكساتيو:مايعي است كه به صورت اسپري استفاده مي شود.معمولاً پس از اتمام طراحيهايي كه با زغال ،گچ پاستل ،مداد كنته و مداد طراحي صورت مي گيرد،فيكساتيو را بكار مي برند تا اثر و طرح را ثابت ساخته و از محو شدن و سايش و آلودگي آن جلوگيري كنند. در بسياري از موارد از اسپري تافت و باند زخم اسپري نيز مي توان استفاده كرد :طرح را به صورت عمودي يا مورب قرار مي دهند و از فاصله 30 سانتيمتري ،فيكساتيو را به طور يكدست ير روي طرح مي پاشند.بهتر است در حين كار از دستمالي به عنوان محافظ دهان و بيني استفاده شود تا قطرات ريز فيكساتيو يا تافت استنشاق نگردد.
پاسخ : هنرهای تجسمی /طراحی٬نقاشی وگرافيک سایه روشن درطراحی وجود نور اين امکان را براي ما فراهم مي آورد که اشيإ را ببينيم و بشناسيم .هنگامي که چراغ مطالعه را به شئ نزديک مي کنيم مي بينيم که پرتو هاي حاصل از چراغ به شئ مورد نظر برخورد نموده ،سپس به چشم بيننده بر مي گردند. اين امر که همان باز تاب است ،به امر ديدن ظاهر اشيإ کمک مي کند . با جابجايي منبع نور در اطراف مدل ،تغييراتي بوجود مي آيد که به عنوان مثال مي توان به اين موارد اشاره کرد:_تيره شدن کامل فرمها و در نتيجه از بين رفتن خصوصيات ظاهري آنها در نظر بيننده ._روشن شدن سطح اشيإ و يکنواخت شدن ويژگيهاي حجمي و جنسيت آنها._پديد آمدن وضعيتي که به موجب آن، مدل وضوح مي يابد و شناخت احجام موجود ،ميسر مي گردد. وجود نور و تاريکي ،به طور همزمان ،باعث پيدايش مبحث سايه روشن مي گردد که در طراحي جايگاه ويژه اي دارد .به هنگام مشاهده مدل ،تشخيص صحيح قسمتهايي که در سايه واقع شده اند ،از قسمتهايي که در مقابل نور قرار دارند ،نياز به مشاهده و مطالعه دقيق بر روي اجزاي مدل دارد ،به خصوص هنگامي که مدل از جنسي شفاف و براق مثل فلز استيل يا شيشه و...برخوردار باشد. در اين حالت ،با دقت به مشاهده درجات خاکستري موجود در مدل پرداخته و دقيقأ آنچه را مي بينيد ترسيم کنيد.استفاده از شيوه تيرگي مطلق ،روشني مطلق مقدمه مشاهده صحيح سايه و روشن است
پاسخ : هنرهای تجسمی /طراحی٬نقاشی وگرافيک مدرسه هنری باهاوس وسایل ارتباطی گسترده مانند صداوتصویر،وامکانات وسیع نشروچاپ،مرزهای دانش راباسرعت بی سابقه ای توسعه دادند.مراکزآموزشس وفرهنگی نیزگسترش یافته ومدارس فنی ودانشکده های هنری باروش های جدیدوامکانات تازه شروع بکارنموده اندودرنتیجه پیشرفت های علمی فنی،ابعاددیگری درعالم هنرایجادشده است. درسال 1919که مدرسه هنری باهاوس توسط والترگروپیوس تاسیس شد،به خاطراین ایده بودتاهماهنگ باپیشرفتهای علمی وتکنولوژی پیش آمده ، مدارس ودانشگاههای هنری نیز تحولات لازم رابیابندوفعالیت هنری مدرسه ای قدیمی راکنار بگذارند وراه حل های آموزشی خلاقه ای پیدا کنند. بنظراوبایستی دانشجویان رشته های هنری،اجتماعی ازپژوهشگران وجویندگان اندیشمند باشندونیروهای خلاقه خودرابرای پیشرفتهای فنی بکارگیرندوبصورت اعضاء متفکرو مفید جامعه درآیند.
پاسخ : هنرهای تجسمی /طراحی٬نقاشی وگرافيک رومانتی سیسم شیوه رومانتی سیسم اصطلاحی است که درتاریخ هنرهای نوین (مدرن)نمی توان آن راکنارگذاشت،امادرعین حال آنچنانکه بایدگویانیست . این اصطلاح رادراواخرقرن هیجدهم ،ابتدامنتقدین آلمانی برای تفکیک خصوصیات هنری مدرن ازخصوصیات کلاسیک بکاربردند.ازآنجاکه اصطلاح مذکور ،نه به یک شیوه مشخص ،بلکه به شیوه های متعدد اتلاق می شود . نمایش هیجان طوفانی وطبیعت سرکش ،که ازجمله علایق رومانتی سیسم بود،نیازبه شیوه ای پرازحرکت ورنگ داشت.وبرای آنکه بیننده بیشترمتقاعدشود،بایدنحوه ارائه تاحدامکان واقعکرایانه باشد.اما رومانتی سیسم برای نمایش درنده خویی حیوانی،که سلیقه قرن نوزدهمی اجازه نمایش آن رادرانسان نمی داد،ازحیوانات کمک می گرفت. ازمعرف ترین این هنرمندان می توان به گوستاوکوربه و اوژن دلاکروا اشاره کرد.
پاسخ : هنرهای تجسمی /طراحی٬نقاشی وگرافيک سبک رئالیسم (واقع گرایی) رئالیسم (واقع گرایی) شیوه ای است که درآن هنرمندبایددرنمایش طبیعت (طبیعت بدون انسان وبا انسان) ازهرگونه احساساتی گری خودداری کند. اما منظورما از رئالیسم ،دراینجا شیوه هنری یی است که ازحوالی سال 1804به بعددراروپا ونقاط دیگرجهان متداول شد. گوستاوکوربه یکی ازپیش گسوتان شیوه رئالیسم درنقاشی های خود ازهرگونه پیرایه بندی واغراق احساساتی خودداری می کرد،تاآنجاکه معمولا کارهای اورازشت وناهنجاروغیرهنری به حساب می آوردند. نمونه ای ازنقاشیهای کوربه تابلوی معروف سنگ شکنها است که نشان می دهد او چقر به روح واقعیت موضوع وفادارمی مانده است. __________________
پاسخ : هنرهای تجسمی /طراحی٬نقاشی وگرافيک انواع پرسپکتیو پارالاین (موازی) ۱- پرسپکتیو ایزومتریک ۲- پرسپکتیو دی متریک ۳- پرسپکتیوتری متریک ۴- پرسپکتیو ابلیک(مایل)
پاسخ : هنرهای تجسمی /طراحی٬نقاشی وگرافيک طراحی از دست و پا براي طراحي از دست و پا نيز ،ابتدا به مدل اسكلتي رجوع كنيد. تناسبات استخوان انگشتان با يكديگر و وضعيت آنها نسبت به كف دست را مورد بررسي قرار دهيد.استخوان را به دقت ترسيم كرده و به كمك سايه روشن به آنها حجم ببخشيد. مشخص كردن حجم هندسي استخوانها،چشم و ذهن شما را براي طراحي از حجم ظاهري انگشتان با توجه به شناخت اساسي آماده مي كند.به اندازه هاي متفاوت بند بند انگشتان و تغيير اندازه و حجم استخوانها در قسمت مفاصل ،توجه كافي داشته باشيد. به استخوانهاي دست مدل اسكلتي حالت داده و به صورت اسكيس و ساخت و ساز از آن طراحي كنيد.خطوط هاشورنيز كاربرد فراوان دارد.از دست خود در حالتهاي مختلف و در ارتباط با اشياي حجيم ،سبك و سنگين طراحي كنيد.براي طراحي از دست عادي و معمولي ،حجم كلي آن را در ابتداي كار مشخص سازيدو سپس به جزييات و تقسيم بندي انگشتان بپردازيد. اگر طراحي شما در ابعاد بزرگ تقريباً به اندازه اصلي باشد،مي توانيد ويژگيهاي دست را در محل مفاصل و بند بند انگشتان نيز مشخص كنيد،در غير اين صورت از ترسيم خطوط و چروكهاي مفاصل در طراحي با اندازه كوچك چشم پوشي كنيد يا صرفاً با كم ترين و كمرنگ ترين خطوط اشاره اي بدانها داشته باشيد. مجموعه اي از طراحي از دستهاي افراد سالخورده ،كودكان ،در حالتها و زواياي مختلف گرد آوري كنيد.براي تنوع بيشتر ،مي توانيد از زغال و مقواي رنگي نيز بهره بگيريد و به مطالعه وضعيت نور بر انگشتان بپردازيد.توجه به فضاي خالي ميان انگشتان حفظ و تناسب آنها پس از اتمام كار ،از نكات مهمي است كه همواره بايد از جانب شما مورد قضاوت قرار گيرد.
پاسخ : هنرهای تجسمی /طراحی٬نقاشی وگرافيک اولین مدرسه هنرهای تجسمی (باوهاوس) در آلمان رواج این اعتقاد که هنر انتزاعی با خلق اشکال برای صنعت می تواند بین هنرو زندگی آشتی برقرار کند، بیش از همه به مدرسه باوهاوس مربوط می شد. این موسسه آموزشی در سال 1919 در وایمار و در پی ادغام مدارس حرفه ای و هنری تاسیس شده بود و تحت مدیریت والتر گروپیوس قرار داشت. این مدرسه در دهه 1920 کانون جنجالهای فراوانی بود. در اینجا لازم است دو جنبه از شهرت این مدرسه مورد بررسی قرار گیرد : اول اینکه ادعا می شود روش آموزش در آنجا منحصرا متناسب با طراحی صنعتی تحول یافته است. دوم اینکه این موسسه را مهد طراحی صنعتی مدرن می دانند. در سالهای اولیه تاسیس مدرسه باوهاوس، هدف اصلی، یکپارچه کردن هنر و حرفه بود. اولین مرحله ساختار آموزشی، دوره ابتدایی بود که یوهانس ایتن آن را بنا نهاد. سپری کردن این دوره برای تمام هنرجویان اجباری بود. در این دوره، یادگیری حالت عملی داشت. در حین کار عملی، شکل، رنگ، ماده و بافت بر پایه مطالعات نظری بررسی و ترکیب می شدند. پس از آن نوبت آموزش در کارگاه فرا می رسید که شامل دو رشته دروس هنری و حرفه ای می شد و از سال 1924 رشته معماری نیز به آن افزوده شد. در این دوره برای تدریس کارهای تخصصی، همان شیوه دوره ابتدایی به کار گرفته می شد. در زمان ایتن به نگرش متافیزیکی ( انتزاعی ) اهمیت می دادند و بر تجربه به مثابه ابزاری برای خودیابی تاکید می کردند. پس از کناره گیری ایتن در سال 1923، لازلو موهولی - ناگی و یوزف آلبرس، مدریت دوره ابتدایی را به عهده گرفتند. آنها بر عینیت فنی و اقتصاد، و به دست آوردن حداکثر نتیجه با حداقل تلاش، تاکید می ورزیدند که بار دیگر به اشکال هندسی و انتزاعی منجر شد که ریشه در یک نظریه ایدئالیست افلاطونی داشت. این تغییر منعکس کننده تحولی در عقاید گروپیوس بود. وی در سال 1923 ایده " هنر و تکنولوژی به عنوان یک واحد نو" را تبلیغ می کرد. منظور واقعی از این ایده در سال 1926 در رساله ای تحت عنوان " اصول تولیدی باوهاوس" چنین خلاصه شده بود : کارگاههای باوهاوس اساسا آزمایشگاههایی هستند که در آنها نمونه هایی از محصولاتی که برای تولید انبوه و زمان ما مناسب هستند، بدقت تولید و به طور مداوم اصلاح می شوند. باوهاوس قصد دارد در این آزمایشگاهها متخصصانی برای صنایع و حرفه های مختلف تربیت کند که در تکنولوژی و فرم به یک اندازه تبحر داشته باشند. برای خلق مجمو عه ای از نمونه های استاندارد که به تمام ضرورتهای اقتصاد، تکنولوژی و فرم بپردازد لازم است بهترین، همه فن حریفترین و فرهیخته ترین افرادی ر انتخاب کرد که در زمینه کار کارگاهی مجرب باشند و از عناصر طراحی و مکانیک و قوانینی که درآنها نهفته است اطلاع کامل داشته باشند. برای ارزیابی بیانات گروپیوس، لازم است اصطلاحات او را در بافت کار مدرسه باوهاوس بررسی کرد. برای مثال درباوهاوس، کارگاهها به شکل سنتی باقی مانده بودند و تجربه به دست آمده در آنها ارتباطی با عملکرد صنعتی نداشت. مفهوم استاندارد در باوهاوس، به همان اندازه با مفهوم صنعتی آن متفاوت بود و گروپیوس مانند موته زیوس و لوکوربوزیه آن را به معنای نمونه ای فرهنگی که بر حسب زیبایی شناسی فرم تعریف می شد، به کار می برد. عقاید گروپیوس درمورد اقتصاد و فرم که به قوانین زیربنایی وابسته بود، گرایش به انتزاع زیبایی شناختی را نشان می دهند که در جنبشهای هنری معاصر نیز هویداست. این موضوع اصلا تعجب آور نیست، چرا که باوهاوس نقطه تلاقی عقاید و شخصیتهای بسیاری بود. گروپیوس و لوکوربوزیه با هم زیر نظر پیتر بیرنس کارکرده بودند. ال لیسیتسکی در سال 1921 از باوهاوس دیدن کرد و واسیلی کاندینسکی، استاد رشته نقاشی وی چوتماس در سال 1922 روسیه را ترک کرد و در باوهاوس به تدریس مشغول شد.