فتوژئولوژی و سنجش از دور سيستمهاي تصوير در كارتوگرافي(Map Projection of cartography ) فهرست مطالب : سيستم تصوير استوانهاي لامبرت سيستم تصويراستوانهاي مرکاتور سيستمتصويرهاي مخروطي تصوير مخروطي بايک مدار استاندارد سيستم تصوير هم مساحتلامبرت خواص سيستمهايتصوير طبقه بنديسيستمهاي تصوير سيستم تصويرهاياستوانهاي سيستم تصوير استوانهاي ساده تصوير مخروطي با دو مدار استاندارد تصويرمخروطي(BONNE) سيستم تصويرهاي سمتي يا صفحه اي سيستمهاي تصوير: يکي از مهمترين اهداف کارتوگرافي نمايش کره زمين است. درعلم تهيه نقشه، براي نمايش زمين و ساير کرات آسماني که داراي حجم بسيار بزرگيهستند، به جاي بزرگنمايي، از کوچک کردن استفاده ميشود که با اين کار، ميتوان تماميا قسمتي از کره را رويت نمود. از آنجا که اغلب اجرام آسماني اصولا شکل کروي دارنديکي از راههاي رويت کامل آنها تهيه نقشه کروي(کره جغرافيايي) است که کليه اندازهها به يک نسبت کوچک ميشوند. نمايش سيستمتصويري صفحه صاف_نمايش سيستم تصويري مخروطي_نمايش سيستم تصويري استوانهاي
پاسخ : فتوژئولوژی و سنجش از دور - سيستم تصوير استوانهاي لامبرت: در تصوير استوانهاي هممساحت لامبرت، مرکزنور در بينهايت قرار دارد و صفحات موازي مدارات، سطح استوانه را قطع کرده و تصويرمدارها را بر روي استوانه تشکيل ميدهند. نصفالنهارها به صورت خطوط مستقيم عمود برمدارها هستند. هر قدر به قطب نزديک شويم، فاصله مدارها کوتاهتر شده ولي فاصله نصفالنهارها با هم برابر هستند. مقياس در طول خط استوا صحيح بوده و تغييرات مقياس درراستاي مدار و نصف النهار يكديگر را جبران مينمايند، از اين جهت، تصوير هممساحتميگردد. بنابراين چنين تصويري نميتواند متشابه باشد. تنها کاربرد اين تصوير، براينمايش مساحت مناطق استوايي است. سيستم تصويراستوانهاي مرکاتور: سيستم تصوير مرکاتور يکي از معروفترين سيستمهاي تصويردر دنياست. دراين نوع سيستم طول مدارها با خط استوا برابر است. هر قدر به طرفيننزديک ميشويم، فواصل مدارها افزوده ميگردد، تا جائيکه محل قطبين در بينهايت قرارميگيرد و امکان نمايش قطبين وجود ندارد. به دليل اغراق فوقالعاده زياد در عرضهايجغرافيايي بالا، تصوير مرکاتور براي نمايش آبها و خشکيهاي جهان به کار نميرود. اين تصوير به طور خاص براي دريانوردي و يا مقاصدي که در آن پيدا نمودن جهت صحيحمورد نياز است نظير نمايش جريانهاي دريايي يا جهت باد به کار ميرود. سيستمتصويرهاي مخروطي: اين نوع سيستمهاي تصاوير، از تماس يا تقاطع مخروط با کرهحاصل ميشود. معمولا محور مخروط عمودي و در امتداد محور کره است. خط تماس مخروط وکره، دايره عرض جغرافيايي خواهد بود که به مدار استاندارد معروف است. چنانچه مخروط،کره را قطع نمايد، دو دايره متقاطع بوجود ميايد که چنين تصويري را تصوير مخروطي بادو مدار استاندارد مينامند. در تمام تصاوير مخروطي، نصف النهارها به شکل اشعههايمستقيم و مدارها به صورت دواير متحدالمرکز ظاهر ميگردند. تصوير مخروطي بايک مدار استاندارد: در اين نوع سيستم تصوير، محل تلاقي نصفالنهارها(مرکزاشعههاي مستقيم) مرکز دواير مدارهاست که البته محل قطب نخواهد بود. مقياس اين نوعتصوير چون در روي مدارها و نصف النهارها به استثناي مدار استاندارد، صحيح نبوده ويكديگر را جبران نمينمايند. از اين جهت تصوير هممساحت نبوده و با وجود اينکهمدارها بر نصف النهارها عمودند ولي تصوير متشابه نمي باشد. با دوريازمداراستاندارد، شکل منطقه به طور فزايندهاي اغراق آميز ميگردد. مهمترين کاربردتصاوير مخروطي با يک مدار استاندارد، براي کشورهايي است که عرض جغرافيايي آنها کم ودر جهت طول جغرافيايي گسترده باشند، مثل کشور ترکيه. سيستم تصوير استوانهاي ساده سيستم تصوير هم مساحتلامبرت کره جغرافياييکه به اين ترتيب تهيه مي شود، داراي معايبي خواهد بود. از آنجا که کره يک جسم مدورسه بعدي است، قادر نخواهيم بود در يک مرحله مشاهده، تمام آن را رويت نمائيم و فقطنصف آن، يعني نيمکره قابل مشاهده خواهد بود. به علاوه،حمل و نقل و نگهداري آن مشکلخواهد بود. اندازه گيري فواصل روي سطح سه بعدي کارآساني نيست و بالاخره از لحاظمالي تهيه آن مقرون به صرفه نخواهد بود. با انتقال سطح کروي، روي يک سطح مستوي وتهيه نقشه مسطح، کليه معايبي که درمورد کره جغرافيايي ذکر شد، برطرف مي گردد، يعنيميتوان روي يک برگ نقشه، تمام سطح کروي را مشاهده نمود.
پاسخ : فتوژئولوژی و سنجش از دور - خواص سيستمهايتصوير: انتقال سطح کروي به سطح مستوي نقشه باعث مي گردد تمام روابط هندسيموجود روي کره، بر روي نقشه صحت نداشته باشد. بعضي از اين روابط، از نقطه نظر تهيهنقشه و کارتوگرافي حائز اهميت است و در مواقعي، حفظ صحت اين روابط در تصوير ضرورتپيدا مي کند. سيستمهاي تصوير ممکن است داراي ويژگيهاي متعددي باشند، اما مهمترينآنها از نقطه نظر کاربرد در کارتوگرافي عبارتند از: الف) متشابهبودن(Conformality) يا حفظ زوايا. ب) هم مساحت بودن(Equivalence) يا حفظمساحت. ج) هم فاصله بودن(Equidistance) يا حفظ فاصله. طبقه بنديسيستمهاي تصوير: طبقه بندي سيستمهاي تصوير، بر مبناي خصوصيات هندسي آنهاميباشد. بدين معني که سطح کروي بر سطوح قابل گسترش که به آساني تبديل به سطوحي صافمي گردند، تصوير مي شود. اين سطوح عبارتند از: استوانه، مخروط و صفحه صاف. نامگذاريتصوير هم بر اساس همين سطوح انجام مي پذيرد. بدين ترتيب، اگر کره بر سطح استوانهتصوير شود،" تصوير استوانهاي" اگر بر سطح مخروط تصوير شود،" تصوير مخروطي" و اگربر صفحه صاف تصوير شود" تصوير سمتي يا آزيموتال" ناميده ميشود. تصويرهاي ديگري هموجود دارند که طبقه بندي آنها بر مبناي شکل هندسي نبوده و غالبا براي نقشههاي خيليکوچک مقياس که هدف آنها نمايش تمام کره يا نيمکره است، به کار ميروند. به اين نوعتصاوير ميتوان تصويرهاي متفرقه يا جهاني اطلاق کرد. سيستم تصويرهاياستوانهاي: تصاويراستوانهاي از تماس استوانه با کره در طول يک دايرهعظيمه(معمولا استوا) به وجود ميآيد. بدين ترتيب مدارها و نصفالنهارهاي مربوط بهکره بر روي سطح استوانه منتقل ميشوند. وقتي استوانه را باز نمائيم، تبديل بهمستطيلي خواهد شد که طول آن برابر طول خط استوا خواهد بود. ((?R2 =R (شعاع کره زمين). در تمام تصويرهاي استوانهاي مدارها و نصف النهارها به صورت خط مستقيم و عمود برهمظاهر ميشوند.طول مدارها برابر طول خط استوا خواهد بود. از بين تصويرهاياستوانهاي، تصوير استوانهاي ساده، تصوير استوانهاي هم مساحت لامبرت،تصويرمرکاتور از همه معروفترند. تنها اختلاف بين اين سه نوع تصوير، فواصل مدارهااست.
پاسخ : فتوژئولوژی و سنجش از دور - سيستم تصوير استوانهاي ساده: در تصوير استوانهاي ساده، فاصلهمدارها در تصوير، شبيه فاصله آنهادر روي کره است. مقياس در راستاي کليهنصفالنهارها و خط استوا صحيح است. اين تصوير، متشابه نيست زيرا گرچه مدارها ونصفالنهارها بر هم عمودند، ليکن مقياس در طول نصفالنهارهاي هر نقطه، مشابه مقياسدر طول مدار همان نقطه نيست. موارد استفاده چنين تصويري براي نمايش مناطق استوايياست و بطور كلي براي نشان دادن جهان، مساحت و مناطق قطبي به هيچ وجه مناسب نيست. ازمهمترين ويژگي اين تصوير، خاصيت هم فاصله بودن آن است. تصوير مخروطي با دو مدار استاندارد: با استفاده از دو مدار استاندارد،ميتوان بعضي عيوب تصوير مخروطي با يک مدار استاندارد را کاهش داد. اغراق مقياس رويدو مدار استاندارد از بين رفته و مدار واقع بين دو مدار استاندارد داراي اغراقکمتري خواهد بود. در اين تصوير نيز نصفالنهارها اشعههاي مستقيمي هستند که محلتقاطع آنها مرکز دواير مداري ميباشد و مدارها بر نصف النهارها عمودند. از بينمدارهاي مختلف، فقط دو مدار استاندارد داراي مقياس صحيحي است و نصف النهارها باطولواقعي خود نمايش داده ميشوند. اين تصوير، هممساحت و متشابه نميباشد. کاربرد ايننوع تصوير مانند کاربرد تصوير با يک مدار استاندارد است. تصويرمخروطي(BONNE) : يکي از معروفترين نوع تصاوير مخروطي، تصوير بوني است که درحقيقت با اصلاحاتي در تصوير با يک مدار استاندارد، ميتوان به چنين تصويري دستيافت. هممساحت بودن در اين تصوير باعث کاربرد وسيع آن گرديده است. در تصوير بونيکليه مدارها داراي طولهاي صحيح خواهند بود. به همين جهت قطب به وسيله يک نقطه مشخصميگردد. موقعيت مدار استاندارد، شعاع انحناي مدارها را تعيين خواهد کرد. در اينتصوير، نصفالنهارها منحنيهاي نامنظمي هستند که يكديگر را در قطب قطع مي کنند. مدارها، دوايرمتحدالمرکزي هستند که درجه انحناي آنها به محل مدار استاندارد بستگيدارد. فقط نصفالنهار مرکزي بر مدارها عمود بوده و داراي مقياس صحيح ميباشد و سايرنصفالنهارها نسبت به مدارها حالت مايل دارند که هر قدر به گوشههاي نقشه نزديکشويم، انحناي آنها بيشتر ميشود. چون تصوير هممساحت است از اين نظر، شکل مناطق،دستخوش اغراق ميشود. به همين جهت، اين تصوير براي نمايش شکل کشورها يا قارهها بهکار گرفته نميشود، بلکه بيشتر در نقشههايي که هدفشان نشان دادن مساحت مناطق موردنظر است(موضوعي)، کاربرد دارد.
پاسخ : فتوژئولوژی و سنجش از دور - سيستم تصويرهاي سمتي يا صفحه اي: از نظر تئوري، کليه سيستم تصويرهاي سمتي ازتصوير زمين بر روي صفحهاي عمود بر يکي از شعاع هاي زمين به وجود ميآيند. چنينصفحهاي ممکن است کره را قطع نموده يا در نقطهاي با آن در تماس باشد. نقطه تماس،مرکز تصوير و در عين حال نقطه تقارن تصوير محسوب ميشود. در کليه تصاوير، تغييراتضريب مقياس از مرکز تصوير درتمام جهات يکسان خواهد بود.با تغيير مرکز نور،نحوه تصوير همچنين تغيير موقعيت صفحه نسبت به کره، ميتوان تصاوير صفحهاي زيادي بهوجود آورد. مهمترين تصاوير صفحهاي عبارتند از: اورتوگرافيک، استرئوگرافيک،گنومونيک، تصوير همفاصله صفحهاي، تصوير هممساحت صفحهاي لامبرت. در هر پنج نوعتصوير، نصفالنهارها به صورت شعاعهاي مستقيم منشعب از مرکز تصوير، ظاهرميشوند. مباني و اصول كارتوگرافي ( cartography) فهرست مطالب : » مقياس (Scale) » سيستم تصوير(Map Projection) » جنراليزه کردن (Generalization) » طراحي (Design) » ترسيم و توليد (Map Produce) » انواع کارتوگرافي » نقش کارتوگرافي در تهيه نقشه » اهميتکارتوگرافي » تحول در کارتوگرافي » علل تغيير آهسته کارتوگرافها طي زمان » آينده کارتوگرافي مباني و اصول كارتوگرافي کارتوگرافي به صورت سنتي بعنوان علم و هنر ترسيم نقشه تعريف شده است. نقشه ها بصورت سنتي بوسيله مداد و کاغذ ترسيم ميشدند ولي گسترش و مزاياي کامپيوترها، کارتوگرافيرا متحول کرده است. بيشتر نقشه هاي کيفي _ تجاري هم اکنون توسط نرمافزارهاي نقشهکشي از انواعCAD,GIS و ديگر نرم افزارهاي خاص کارتوگرافي مي باشد، تهيه مي گردندکه اين عمل خود باعث استفاده موثر از تصاوير دورسنجي و GIS (سيستم هاي اطلاعاتجغرافيايي) مي گردد. نقشه هاابزارهاي بصري(Visual) دادههاي مکاني هستند. دادههاي مکاني خود از اندازه گيريهاحاصل شده و در پايگاههاي داده براي مقاصد متنوعي نگهداري ميشوند. امروزه روندتهيه نقشهها به سمت کنار گذاشتن روشهاي آنالوگ تهيه نقشه و حرکت در جهت ايجاد وگسترش روشهاي ديناميکي ميباشد که ميتوانند نقشه ها را بصورت رقوميدرآورند. کارتوگرافي را به صورت مختصر هنر، علم و تکنولوژي ساختن نقشه اززمين و يا ساير کرات آسماني تعريف مينمايند. ولي معني واقعي کارتوگرافي چيزي بيشاز اين بوده و شامل ساختن(ثبت دادههاي مکاني بر روي نقشه ها)، مطالعه و حتيروشهاي استفاده از نقشه هاست. در دنياي امروز کارتوگرافي بسيار گستردهتر از نمايشمرزهاي سياسي،خط سير ترابري و حمل و نقل مي باشد. لازم به ذکر است،قديميترين نقشههاي شناخته شده متعلق به پنج هزار سال قبل است. نقشه ها با روش هاو کاربردهاي علمي به صورت فزايندهاي در قرون 17، 18و 19 ميلادي گسترش يافتند. بسياري از کشورها تحت پوشش برنامههاي نقشهبرداري بين المللي قرار دارند. تا قبلاز جنگ جهاني دوم بسياري از کشورها داراي اطلاعات بسيار کمي در خصوص ترسيم نقشههايمناطق مختلف بودند. بعد از پديدار شدن سيستمهاي اطلاعات جغرافيايي(GIS) در دهههاي 1980-1970تغييرات بسيار زيادي در الگوهاي کارتوگرافي سنتي پديد آمد.
پاسخ : فتوژئولوژی و سنجش از دور - اصولکارتوگرافي: اصول کارتوگرافي طبق نظر رابينسون(Robinson) به شرح زير ميباشد: الف) مقياس (Scale) / سيستم تصوير(Map Projection) / جنراليزه کردن (Generalization). ب) طراحي (Design) / ترسيم و توليد(Map Produce). مقياس (Scale): کليه نقشهها از واقعيت کوچکترند، پس اولين تصميم کارتوگرافبه تعيين نسبيت(ابعاد) بين واقعيت و نقشه اختصاص مييابد. اين نسبت، اصطلاحا مقياسخوانده مي شود. سيستم تصوير(Map Projection) : نقشهها به طور کلينشاندهنده وضع نسبي ابعاد پديدهها هستند. سه مشخصه پديدههاي فضايي عبارتند از: طول، عرض وارتفاع. بدين ترتيب يکي از اهداف کارتوگراف بهره گيري از تصويري است کهبوسيله آن بتوان ابعاد سه گانه سطح کروي را روي سطح مسطح منتقل نمود. البته اينانتقال باعث ايجاد تغييرات اجتناب ناپذيري در جهت، فاصله، مساحت و شکل مي گردد. فرايند انتقال سطح کروي برسطح مسطح، اصطلاحا بنام "سيستم تصوير نقشه" معروف است. اين سيستم بايد براي تمام نقشه ها انتخاب گردد. به علاوه هر نقشه داراي سيستممختصات مبنايي است که به شبکه مختصات صفحهاي موسوم است. شکل فوق نشاندهندهسيستم تصويري UTM است كه جهان را به 60 زون تقسيم ميكند. جنراليزه کردن (Generalization): جنراليزه کردن يا خلاصه نمودن اطلاعات يکي از مشکلترينعمليات کارتوگرافي محسوب مي شود. واقعيتهاي موجود در نقشه، در مواقع ضروري بايدساده گردند و اطلاعات لازم بايد طوري نشان داده شود که در رابطه با هدف نقشه از نظرتصويري و نمايش، کم و بيش مورد تاکيد قرار گيرند. اطلاعات آماري موجود در نقشه نيزبايد به نحوي خلاصه و پرورانده شود که نمايانگر ويژگي اصلي اطلاعات باشند. تصوير فوق سيستم نرماليزه کردن جهاني را نمايش مي دهد(Nominal Or Generationg Globe)
پاسخ : فتوژئولوژی و سنجش از دور - طراحي (Design): اين قسمت از کار شامل مراحل مختلفي است. تصميمگيري در موردروشهاي نمايش، اندازه و نوع حروف، ضخامت خطوط، رنگ و سايه روشن، علائم، راهنماينقشه و ايجاد هماهنگيهاي لازم بين عناصر مختلف گرافيکي از جمله مراحل فوقاست. ترسيم و توليد (Map Produce): در قديم رسم بر اين بود که نقشه با مرکب و قلم ترسيم ميشد. توسعه و تکامل روش ترسيم اسکرايبينگ (scribing)، اختراع کاغذ هاي پلاستيک، فيلمهايعکاسي، روشهاي چاپ نمونه و ساير عمليات فني باعث گرديده که دو مرحله ساختن، توليدو چاپ نقشه طوري به هم آميخته گردند که فکر تفکيک آنها از هم غير ممکن گردد. نقشهها ابزارهاي اوليه نمايش ارتباطات مکاني بوده بنابراين اسناد بسيار مهميهستند. چند عنصر کليدي براي تهيه نقشهها وجود دارد که به بيننده در درک بهترارتباطات نقشه، کمک مي کند. اين عناصر کليدي عبارتند از: 1) چهارچوب يا قالبدادهها (Data Frame): چهارچوب داده بخشي از نقشه است که بصورت لايههاي دادهنمايش داده ميشود. اين بخش مهمترين قسمت نقشه است. در مثال آورده شده، چهارچوبدادهها در برگيرنده اطلاعات مربوط به مرزهاي سياسي ايران در خاورميانهميباشد. 2) راهنماي نقشه (Legend): راهنما، رمز گشاي چهارچوب دادههادر نقشه است. بنابراين بصورت متداول به عنوان کليد معرفي ميشود. توضيح جزئيات هررنگ، بصورت نماد يا رده بندي در اين بخش توضيح داده ميشود. در راهنماي زير،واحدهاي سنگشناسي نقشه در قسمتهاي مختلف بوسيله رنگهاي متفاوت تقسيم بندي شده ونشان ميدهد هر رنگ مربوط به کدام واحد زمينشناسي بوده و داراي چه سني ميباشد. بدون اين راهنما، رنگها هيچ مفهومي براي بيننده نخواهد داشت. راهنما به بينندهاطلاع ميدهد که بيشترين و کمترين تمرکز جمعيت در کدام مناطق ايران وجوددارد. 3) موضوع (Titel) : موضوع بسيار مهم است، چرا که توضيحي فوري ومختصر درباره شرح نقشه به بيننده ميدهد. عنوان، به سرعت موضوعي که بر اساس آن نقشهتهيه شده و موقعيت دادهها را اطلاع ميدهد. در مثال آورده شده موضوع نقشه "ذخايرمعدني در برگه ميامي" ميباشد. 4) جهت شمال(North Arrow) : هدف اين علامت يا نشانه مشخص نمودن جهاتجغرافيايي است و به بيننده امکان ميدهد نقشه را بر اساس شمال جغرافيايي توجيهنمايد. بيشتر نقشهها جهت شمال را در بالاي صفحه نشانميدهند. 5) مقياس(Scale) : مقياس ارتباط بين قالب دادهها با اندازههاي آنها، در دنيايواقعي را شرح ميدهد. انتخاب مقياس از اهميت ويژهاي برخوردار است، زيرا مقياس باعثايجاد فضايي در نقشه ميگردد که در آن قسمتي از واقعيتها به صورت خلاصه گنجاندهميشود. مقياس در حقيقت توصيف يک نسبيت است که ممکن است واحد به واحد يا ازيک واحد اندازه گيري به يک واحد ديگر نشان داده شود. بنابراين مقياس 1:10000 نشانمي دهد هر واحد از نقشه معرف 10000 واحد از دنياي واقعي است. به عنوان مثال: 1:10000 با واحد اينچ بدين معني است که هر واحد نقشه مساوي با 10000 اينچ در دنيايواقعي ميباشد. روش دوم براي نمايش مقياس، مقايسه با ديگر انواع واحدها است. برايمثال:1:100 بدين معناست که هر واحد اندازه بر روي نقشه 100 فوت در جهان واقعي است. اين نسبت همان 1:1200(1فوت=12 اينچ) است. علاوه بر موارد گفته شده، نسبت ميتواندبصورت گرافيکي در فرم Scale Bar مقياس خطي نيز قرار گيرد. همچنين نقشههايي کهمقياس ندارند بايد داراي نشان N.T.S باشند که به مفهوم "مقياس نشده است" ميباشد. در شکل فوق مقياس خطي بر اساس کيلومتر تقسيمبندي گرديده است.
پاسخ : فتوژئولوژی و سنجش از دور - 6) رونگاشتCitation) اين بخش از نقشه اطلاعات مهمي را شامل ميشود(Meta Data). در اين قسمت از نقشه، توضيحاتي درباره منبع و مبلغ، اطلاعات پروژه و هرگونهتوصيفي که مورد نياز است، جاي ميگيرد. درمثال زير، رونگاشت، منبع و تاريخ دادههارا مشخص مي کند. رونگاشت به بيننده کمک ميکند تا استفاده از نقشه را براي اهدافخويش تعيين نمايد. 7) مرزها(Border) : قرارگيري مرزها در نقشه به محصور کردن تمام عناصر نقشهکمک مينمايد. به علاوه، مرزهاي داخلي، عناصر نقشه را طبقهبندي مينمايد. مرزهاهمچنين حدود خارجي نقشه را معين ميکنند. 8) تصوير کلي نقشه(Overview map) : تمرکز بر روي يک ناحيه، نمايي کلي از منطقه به خصوص براي جهت يابيبينندگاني که با منطقه مورد نظر آشنا نيستند، ارائه خواهد نمود. به علاوه، اينتصوير کلي يک مفهوم بصري راجع به قرارگيري ناحيه مورد مطالعه در منطقهاي که آن راپوشش مي دهد، در اختيار بيننده قرارميدهد. 9) شبکه مدارها و نصف النهارها وخطوط راهنما (Graticules and Indexes) : شبکهمدارها و نصف النهارها، شبکهاي است که در زير لايه چهارچوب دادهها قرار ميگيرد. اين شبکه ميتواند به صورت خطوط طول و عرض جغرافيايي قرار گرفته و به جهتگيريبيننده در نقشه کمک کند.اين خطوط راهنما، به صورت يک دسته سلولهاي قراردادي درنقشه بوده و به عنوان يک راهنماي کمکي، بيننده را در بخش خاصي از نقشه راهنماييميکنند. البته عناصر ديگري مانند متن، نمودارها، تصاوير و ... نيز ميبايدبه نقشه اضافه شوند تا از لحاظ کارتوگرافي کامل گردد. به عنوان مثال ميتوان ازعلامتهاي اختياري(Optional Elements) نام برد.بيشتر اين نشانهها با اينکه الزامينيستند ميتوانند براي کمک به بيننده اضافهشوند.
پاسخ : فتوژئولوژی و سنجش از دور - انواع کارتوگرافي: تکنولوژي کارتوگرافي دائما درحال تغيير است و اين تغييراتبه منظور پاسخگويي به تقاضاي نسل جديد نقشه برداران و تهيهکنندگان نقشه هاست. اولين نقشهها بصورت دستي و با قلممو روي پوست ترسيم شدند، بنابراين داراي تنوع درکيفيت و محدوديت در توزيع بودند. امروزه تجهيزات رقومي جديد، امکان صحت بيشتر وقابليت نگهداري ديجيتالي را در اختيار تهيهکننده قرارميدهد.براي درک نقشههاي پايه، کارتوگرافي به 2 دسته عمده تقسيم بندي ميشود: 1) کارتوگرافيعمومي(عام). 2) کارتوگرافي موضوعي(خاص). 3) کارتوگرافيعمومي(عام(. نقشههاي عمومي منابع و موقعيتهاي زيادي را ارائه ميدهند وعموما به صورت سري توليد ميشوند. براي مثال: نقشههاي توپوگرافي با مقياس 1:24000سازمان زمينشناسي امريکا با نقشههاي توپوگرافي 1:50000 کانادايي قابل مقايسههستند. در حقيقت کارتوگرافي عام، هنر و فن آفرينش نقشه است که کليه مراحل تهيه نقشهيعني ژئودزي، عمليات زميني، فتوگرامتري، ترسيم و چاپ را شامل ميشود. کارتوگرافي موضوعي(خاص):کارتوگرافي موضوعي، شامل نقشههايي با موضوعاتجغرافيايي خاص و انتقال آن به کاربران خاص مي شود و تمام مراحل بعد از برداشتزميني، فتوگرامتري يا به عبارت ديگر، اطلاعات اوليه براي تهيه نقشه را شامل ميشود. در حقيقت، اين مرحله قسمت اعظم کار تهيه نقشه محسوب مي گردد. کارهايي از قبيل تنظيمپيش نويس، ترکيب اطلاعات و استفاده از نقشهها و مدارک مربوطه، انتخاب شبکه، تعيينعلائم و نوشتهها، هماهنگي اطلاعات موجود در نقشه، طراحي اطلاعات حاشيه نقشه،انتخاب روش ترسيم، چاپ و تکثير، مراحل مختلف کارتوگرافي خاص را تشکيل ميدهد. نقش کارتوگرافي در تهيه نقشه: حاصل کار نقشهبرداري، چه زميني و چه هوايي،پيشنويسي است که اطلاعات مورد نظر روي آن به صورت ناقص و گنگ پياده مي شود. چنينپيشنويسي در اختيار کارتوگراف قرار ميگيرد. او با استفاده از اصول و مباني سيستمارتباطي و طراحي نقشه با دميدن روح در آن، عوارض و اطلاعات را گويا ساخته تا بهراحتي براي همگان قابل فهم گردد. در حقيقت از ديدگاه فني، کارتوگرافي مراحل پايانيکار تهيه نقشه است. نقشهاي که بوسيله نقشه بردارن و يا فتوگرامتريستها بهکارتوگراف واگذار ميشود، مجموعهاي از نقاط ، خطوط و علائم است که قابل درک برايکليه استفاده کنندگان نيست. اين پيشنويس که اغلب به شکل مدادي است از لحاظ هندسيداراي دقت بوده، ليکن از نقطه نظر نمايشي و هنري ارزش چنداني ندارد. کارتوگرافبااطلاعاتي که در زمينه هدف نقشه و ميزان اهميت عوارض کسب ميکند مبادرت به طراحي وبرنامهريزي براي ساخت و توليد نقشه خواهد کرد. گرچه هر کدام ازمراحل کارتوگرافيجداگانه انجام مي شود، ولي طراحي کلي و برنامهريزي يا به عبارت ديگر دستورالعمل اجرايي و گردش کار کليه عمليات در ابتداي امر صورت مي گيرد. بسته به مواردمختلف، ممکن است بعضي از مراحل عملياتي کارتوگرافي حذف يا اضافه شود. اما موضوع وهدف نقشه هرچه باشد به طور کلي عمليات کارتوگرافي شامل مراحل زير خواهد بود: انتخاب نوع و اندازه براي علائم نقطه اي، خطي و سطحي، تصميمگيري در مورد نوع واندازه اعداد و نوشته ها، تعيين رنگ براي نقشههاي رنگي يا سايه روشن براي نقشههاييک رنگ، طراحي حاشيه و راهنماي نقشه، تعيين انواع شبکه، انتخاب قطع و فرم عرضهنقشه، انتخاب تکنيکهاي ترسيم و بالاخره تصميم گيري در مورد توليد، چاپ و تکثيرنقشه.
پاسخ : فتوژئولوژی و سنجش از دور - اهميتکارتوگرافي: -کارتوگرافي مرز بين رسم و نقشه را ترسيم ميکند. -کارتوگرافي ميتواند در تجزيه مسائل به كار رود. -کارتوگرافي درک بهتر پديدهها يا حالات را ممكن ميسازد. -کارتوگرافي مفاهيم لازم براي اکتشاف را فراهمميآورد. -کارتوگرافي مفاهيم مورد نياز اندازه گيري و نظارت را فراهم ميآورد. -کارتوگرافي در تصميم گيري شرکت دارد. تحول در کارتوگرافي: -تکنولوژي، کارتوگرافي را به جلو سوق ميدهد. -اينترنت، توزيعمحصولات کارتوگرافي را افزايش داده است. -غير کارتوگرافها، استفاده کنندگاناصلي محصولات کارتوگرافي هستند. -عموم جامعه متقاضي محصولات عموميکارتوگرافي ميباشند. -کارتوگرافي موضوعي بسيار رشد يافته است. علل تغيير آهسته کارتوگرافها طي زمان : -روند تکنولوژي، از قابليت درکآن پيش افتاده است. -مولفههاي نقشه با ارکان زيادي تغيير ميکنند. -دادههاي حاصل از نتايج بدست آمده، هشدار ميدهند که ارزش کارتوگرافي در آينده کمخواهد شد. -کاربران زيادي از محصولات کارتوگرافي سنتي پيروي نميکنند. -عموم مردم به کارتوگرافي ارزش نمينهند. آينده کارتوگرافي: -توسعهاخلاق کاري، که مشوق دقت کارتوگرافي در مواجه با تنوع و افزايش تقاضاي عموميباشد. -تحت کنترل درآوردن عناصر بصري براي استفاده در تکنولوژي جديد. همچنين، همکاري در تحقيقات، کاربردها و آموزش در زمينه کارتوگرافي. -ايجادزمينههاي بيشتر براي استفاده از کارتوگرافي