1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

بیایید کودک درونمان را شاد کنیم

شروع موضوع توسط ATENA ‏28/11/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    [h=2][/h]
    عزیزان سلام
    ​
    شاید واسه اکثرمون شیرین ترین وبی دغدغه ترین دوره زندگی ، کودکیمون باشه که مثل یک خواب شیرین ومثل لالایی زودگذر بود. . . دیدم جاداره تو این پست با شعری کودکانه یادی از بچگیمون بکنیم . اگه دوست داشته باشین می تونین یک خاطره ی بامزه چند خطی ازبچگی هاتون رو هم چاشنی شعرتون کنین
    ​
    فکرکنم این تاپیک مثل یه ایستگاه تخلیه استرس بشه و کلی بهمون خوش بگذره!
    سعی میکنم در جواب تک تک همراهان عزیز، ازتون تشکر کنم و اگه شعرتون مورد توجه خیلیها قرار بگیره، حتما رو امتیاز من حساب کنید.

    [​IMG] [​IMG] [​IMG]

    اول از خودم شروع میکنم
    .
    .
    .​
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : بیایید کودک درونمان را شاد کنیم

    یا 5 ساله بودم . بی حوصله لب جوی آب کوچه نشسته بودم که پسر همسایه مون اومد و با اصرارخواست لی لی بازی کنیم . وادارش کردم یه پوسـت تخم مرغ کامل رو بخوره تا باهاش بازی کنم ! هنوز صـدای قرچ قرچ پوسته لای دندوناش تو گوشمه و،،، حالمو بهم میزنه!...

    تقدیم به روح گربه ملوسم، دوشس:
    پیشی جون ملوسم میخوام تو رو ببوسم ... مامانم نمیزاره خدایا این چه کاره
    بیا با هم بازی کنیم تا مامانو راضی کنیم... میگم مامان پیشی تمیزه برای من خیلی عزیزه
    بزار تا اونو ببوسم ... قشنگه پیشی ملوسم ...چه خوشگل و قشنگی!