1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نصيحت هاي پدربزرگ

شروع موضوع توسط ATENA ‏28/11/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    [h=2][/h]
    سلام بر تمام دوستان


    هدف از ايجاد اين تاپيك نوشتن حرف ها و نصيحت هاي پدربزرگ ها و مادر بزرگ هامون هستش كه به ما ميگن و تعريف مي كنند

    لازم به ذكر است كه از گذاشتن سخنان بزرگان در اين تاپيك جدا خودداري كنيد
    ممنون
    ​
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : نصيحت هاي پدربزرگ

    از پدر بزرگم پرسیدم :- پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟پدربزرگ پاسخ داد :درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی ! با تعجب به مداد نگاه کردم و چیز خاصی در آن ندیدم :- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

    صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

    صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

    صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

    صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
    و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : نصيحت هاي پدربزرگ

    یادمه یه روز که کوچیک بودم پدر بزرگم داشت نماز میخوند بعد که تموم کرد بهش گفتم داشتی چیکار میکردی گفت:پسرم داشتم با خدا رازو نیاز میکردم

    با کنجکاوی تمام پرسیدم اخه چه سودی داره بهم جواب داد:

    کسی که نماز میخونه بنده خداست
    کسی که نماز نمیخونه شرمنده خداست
    و کسی که بعضی وقتا میخونه بعضی وقت ها نمیخونه مال جهنم خداست
     
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : نصيحت هاي پدربزرگ

    بعد از مرگ مادر بزرگم درست یادم نمی یاد سومش بود یا هفتم .
    رفتم بالای سر پدر بزرگم وقتی منو شناخت برگشت بهم گفت همیشه با مردم خوب رفتار کن بزار محبوبیتت بیشتر بشه . چند ماه بعد هم خودش فوت کرد و دیگه نصیحتی نتونست بگه
     
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : نصيحت هاي پدربزرگ

    وقتي پيش پدر بزرگم مي شينم دوست دارم همش بهم داستان بگه يا نصيحت كنه

    يادمه وقتي يه روز باهاش رفته بودم بيرون 2 نفر داشتن با هم دعوا ميكردن ولي يكيشون فقط داشت نگاه ميكرد به پدر بزرگم گفتم عجب نادونه اون بهش فحش ميده اين داره نگاه ميكنه

    پدر بزرگم برگشت گفت:پسرم داري اشتباه ميكني

    يادت باشه

    هيچ وقت نبايد بدي رو با بدي جواب داد
     
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : نصيحت هاي پدربزرگ

    این خوبه که بدی رو با بدی جواب نباید داد
    ولی گاها وقتی جواب نمیدینمیگه خانومی کرده احترام گذاشته
    میگن نفهمه
    دور از جون خودم و خودت و بقیه
     
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : نصيحت هاي پدربزرگ

    اولین تولد که یادمه بهترین خاطره من هست

    اخه پدر بزرگم واسم جعبه پول خریده بود که یادش بخیر یه قفل داشت که دست خودش نگه داشته بود بعد 5سال اومد اون جعبه رو وا کرد دیدم وای چقدر پول دارم

    پدربزرگم برگشت بهم گفت:

    پسرم اینجاست که ما بزرگترها میگیم:

    قطره قطره جمع شود وانگهی دریا شود
     
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : نصيحت هاي پدربزرگ

    يه روز پدر بزرگم تو ماه رمضان كه اومده بود واسه افطاري خونه ما نزديك افطار بود كه يه دفعه زنگ خونمون به صدا در اومد

    من با عصبانيت گفتم كه اخه اين وقت مهمون اومدن بود

    كه ديدم پدر بزرگم ناراحت شد گفتم چي شد

    گفت:پسرم يادت باشه

    مهمون حبيب خداست
     
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : نصيحت هاي پدربزرگ

    خدا بیامرزه بابا بزرگمو

    یه شب که داشتم با دندون هسته ی زردآلو رو می شکوندم کلی ناراحت شد و وایساد یه نیم ساعت نصیحتم کرد که باباجون دندون عضو

    مهمی تو بدنه مثل چشم و گوش و . . .تو وقتی دندون نداشته باشی درست غذا نمیتونی بجوی و به معده ت و . . .آسیب میرسونه و بعد

    خرابی دندون باعث ضربه زدن به قلبت میشه و . . .

    خلاصه گفت و گفت و آخرشم گفت باباجون این از من به تو وصیت نه نصیحت

    هی ی ی ی خدا رحمتش کنه هنوز حرفش تو گوشمه

    حالا دندونم بخاطر همون هسته ها شکسته و می ترسم برم دکتر درستش کنم
     
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پاسخ : نصيحت هاي پدربزرگ

    یه روز که داشتم با پدربزرگم درباره یه سریال صحبت میکردم یه لحظه یکی از شخصیت های سریال رو با یکی از همسایه هامون مقایسه کردم که اخلاق بدی داشت

    پدر بزرگم یه دفعه برگشت بهم گفت :پاشو پسرم واسه من یه کاغذ روغنی بیار روش می خوام یه شعر بنویسم تا بزنی به دیوار اتاقت

    میدونید چی نوشته بود

    عیب کسان منگر و احسان خویش

    دیده فرو بر به گریبان خویش