1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گر می دا نستی دلم چقدر با تو حرف دارد هیچ وقت تنهایم نمی گذاشتی.

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏26/11/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng

    گر می دانستی دلم چقدر با تو حرف دارد هیچ وقت تنهایم نمی گذاشتی




    مـی تــرســم !!!



    خــیــلی مـی تــرســم !!!



    از ثانیه هایی که بخواهند اونقدر سریع حرکت کنند



    که من از گفتن جا بمانم



    و به د قیقه هایی برسند که من باید بروم



    و حرفهای ناگفته را به بغضی تبدیل کنم



    که در ساعت ها بترکد و پنهان شود



    ساعت هایی که دقیقه هاو ثانیه ها را از من بگیرد



    و نخواهد که من دل گفته دنیا را ترک کنم



    دیگر شکی نیست که دلم به بغض گلو تبدیل شود



    دیگر شکی نیست که تو گفته دلم را نشنوی



    ثانیه ها هیچ وقت پشت چراغ قرمز نمی مانند



    آنقدر غرور دارند



    آنقدر به دنبال پیشرفت هستند



    که با خود دقیقه ها را هم می برند



    و آنقدر پای خود را از گلیمشان درازتر می کنند



    که به ساعت ها می رسند



    همشان دست به یکی می کنند تا عمر من را بگیرند



    ترسم از این است که آنقدر مغرور باشند




    که در بین راهشان مرا هم با خود ببرند



    ازرفتن نمی ترسم




    از حرفهای نگفته می ترسم




    بدان که ثانیه ها و دقیقه ها عمر من را می گیرند




    و بغض من را در ساعت های رفته پنهان می کنند

    ​