راهم از تو دوره دوره دل من مگه سنگ صبوره تو بگو چه کنم ديگه پر شده کاسه صبرم بي تو بغزي در دل ابرم تو بگو چه کنم با غم فردا تو بگو چه کنم خسته و تنها تو بگو چه کنم آه......... تا بودم تنها با غمها بودم آه...... شبها با يادت در رويا بودم آه...... من غريبم بي نصيبم کو طبيبم آه..... راهم از تو دوره دوره دل من مگه سنگ صبوره تو بگو چه کنم ديگه پر شده کاسه صبرم بي تو بغزي در دل ابرم تو بگو چه کنم با غم فردا تو بگو چه کنم خسته و تنها تو بگو چه کنم کار دل بي تو تمومه عاشقي جز بر تو حرومه تو اميد مني تو پناه مني توي بي کسي هام تکيه گاه مني آه.........