1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فهم معانی قرآنی

شروع موضوع توسط Kiana ‏18/11/11 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    امامان معصوم (ع) برای فهم معانی قرآن و توجّه دادن به مفاهیم آن،مجموعه ایات را در نظر می‌گرفتند و به یک جمع بندی می‌رسیدند و در برابر کسانی که ـ از روی شیطنت ـ یک آیه را در نظر می‌گرفتند و مطلبی را مطرح و بر آن ایراد می‌گرفتند ،جواب این افراد را با ایات می‌دادند.
    امام جعفر صادق شاگردانی را در این زمینه تربیت کرده است و آنان در چنین میدان‌هایی وارد می‌شدند و دشمنان و بدخواهان را مجاب و خلع سلاح می‌کردند.
    ابن ابی العوجاء مادی‌گرای عصر عباسی از آن افراد است. او روزی به هشام بن حکم گفت:مگر خدا حکیم نیست و سخنان او مگر نباید حکمت آموز باشد؟
    هشام بن حکم گفت: خدا نه تنها حکیم است،بلکه احکم الحاکمین است.
    ابن ابی العوجاء:به من بگو سخن خدای عزوجلّ در این باره چیست؟«فانحکوا ما طاب لکم من النّساء مثنی و ثلاث و رباع فإن خفتم ان لا تعدلوا فواحده؛پس از بانوان آن که را خوش دارید،نکاح کنید دو تا،سه تا چهار تا و اگر بیم داشتید که عدالت نتوانید کنید پس یک همسر کافی است».(سوره نساء، ایه ۳) نظر شما درباره این حکم چیست؟
    هشام:حکم حکیمانه‌ای است.
    ابن ابی العوجاء:پس به من از این سخن خدای عزوجل خبر بده :«و لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النّساء و لو حرصتم فلا تمیلوا کلّ المیل؛شما هرگز نمی‌توانید میان زنان، عدالت را رعایت کنید هر چند که بخواهید، پس خیلی به انحراف نکشانید و کج مدارید…».(سوره نساء، ایه ۱۲۹) به من بگو! کدام حکیم چنین سخن می‌گوید؟
    هشام بن حکم گوید:من جوابی نداشتم که بگویم، عازم سفر شدم تا در مدینه حضور امام صادق (ع) برسم.
    در مدینه به محضر امام صادق(ع) شرفیاب شدم.امام پرسید:ای هشام! اکنون وقت حج و عمره نیست، چرا در این موقع آمده‌ای؟
    هشام گفت: قربانت شوم،ابن ابی العوجاء چیزی از من پرسید و من جوابی نداشتم.
    امام صادق (ع):مسأله چیست؟
    هشام قضیه را برای امام (ع) تعریف کرد. امام (ع) فرمود:موضوع ایه نخست،هزینه و نفقه است و امّا موضوع ایه دوم مهر و محبّت می‌باشد که به عواملی بستگی دارد خارج از اختیار آدمی.
    هشام با دست پر به عراق برگشت و با ابن ابی العوجاء دیدار کرد.
    وقتی ابن ابی العوجاء پاسخ را شنید،گفت:«ای هشام! این پاسخ از تو نیست.»
    همیشه افرادی وجود دارند که کارشان القای شبهه در میان مردم بویژه جوانان است.اینان مدام به تخریب فرهنگی مشغولند و خود قرآن چه زیبا فرموده‌است:
    «و تجعلون رزقکم انّکم تکذّبون؛ شما روزی‌تان را تکذیب می‌کنید.»(سوره واقعه، ایه ۸۲)
    و این حکایت از نامتعادلی روحی و روانی آنان دارد،امّا سیره امامان نشان می‌دهد که با این پدیده چگونه برخورد می‌کردند؛ یعنی با تربیت شاگردان قرآن پژوه؛آنان را به فرهنگ قرآنی مسلّح و مجهّز می‌کردند و به میدان مبارزه با مخرّبان فرهنگی می‌فرستادند.