پاسخ : زمین شناسی ایران - ايالت لرزه زمين ساختي مكران مرز شمالي اين ايالت گسله بشاگرد است كه اين ايالت را از ايران مركزي جدا ميكند . مرز غربي نيز گسله زندان ميباشد كه ايالت مكران را از زاگرس جدا ميكند .از ويژگي زمينلرزههاي اين ايالت ساختاري آن است كه زمينلرزهها بر روي گسلهاي شرقي غربي با ساز و كار معكوس كه در پوسته قارهاي اتفاق افتاده ، واقع شدهاند . ساز و كار اين گسله ها فشاري است كه معمولاً كم عمق نيز هستند . در برخي مناطق مكران زمينلرزههاي كمي با عمق متوسط تا عميق رخ داده است كه داراي ساز و كار كششي است . دليل اين زمينلرزههاي كششي عميق را شكستگيهايي ميدانند كه در نوك ورقه پوسته اقيانوسي فرو رونده اتفاق ميافتد .با توجه به اينكه فرو رانش مكران يك فرو رانش كم شيب است و چفت شدگي منطقه نسبتاً طولاني است لذا تعداد زياد زمينلرزههاي فشاري و كم عمق اينگونه توجيه مي شوند . بزرگي زمينلرزههاي شرقي غربي فشاري بالا است و دوره بازگشت طولاني به وضعيت ژئومورفولوژي اين ناحيه بستگي دارد . زمينلرزههاي كششي داراي عمق زياد و از نظر آماري تعدادشان كمتر است . اكثر اين زمينلرزهها كه در منطقه مكران ثبت شدهاند داراي ساز و كار فشاري است و در منطقه ساحل يا گودال اقيانوسي واقع شده است. اما زمينلرزههاي كششي در منطقه گودال قرار نگرفته و با مرز ورقه قارهاي فاصله دارد . زمينلرزههاي كششي منشاء عميق منطقه مكران بيشتر در بلوچستان پاكستان ثبت شده است . در بعضي موارد زمينلرزههاي رخ داده در منطقه گودال منجر به دريالرزه يا سونامي ميگردد كه خسارتهايي به تاْسيسات ساحلي وارد ميكند
پاسخ : زمین شناسی ایران - زون فلیشی یا زون نهبندان – خاش حد شرقی آن مغرب پاکستان و افغانستان و حد غربی آن گسل نهبندان و حد جنوبی آن با زون مکران گسل بشاگرد است این زون به علت فراوانی افیولیت ، ملانژهای مشرق ایران ، به نام زون منطقه کالر ملانژ هم گفته شده است (اشتوکلین و دیگران 1972) براساس مطالعات جدید (کمپ و گریفیت 1981 تیرول و دیگران 1983) زون فلیش نهبندان – خاش زون جوش خورده بین بلوک لوت و افغانستان و به عبارتی زون جوش خورده سیستان نامیده شده است که مطابق شکل 4-12 زون مزبور شامل دو مجموعه ملانژ افیولیتی (مجموعه رتوک در مغرب و نه در مشرق) است که به وسیله یک حوضه رسوبی (حوضه سفیدابه) از هم مجزا می شوند . گسترش شمال – جنوبی این زون در حدود 800 کیلومتر و پهنای آن در حدود 200 کیلومتر است . در سمت شمال برخی از شاخه های آن به طرف شمال غربی و مغرب یعنی بصیران و بیرجند امتداد می یابد و گرانیت شاه کوه را دور میزند و در جنوب بیرجند هم به صورت گسل از لوت جدا می شود . در این زون رسوبات قدیم تر از کرتاسه وجود ندارد . رخساره کرتاسه فوقانی نیز از نوع رسوبات فلیش مخلوط با سنگ های آتشفشانی است که ضخامت ان تا 3000 متر هم می رسد زون فلیش به شدت خرد شده و تکتونیکی بوده و دگرگونی ضعیفی را در کرتاسه پایانی متحمل شده است و به اسلیت ، فیلیت و شیست های براق بدل شده اند . سن شیست ها و فیلیت های دگرگونی اطراف زاهدان ( از روی میکا) با روش پتاسیم – آرگون 1583 میلیون سال بدست آمده است که ممکن است همسن افیولیت های همین منطقه باشد . زیرا چنان که گفته شد زون فلیش مزبور محل پیدایش ریفت و جدایی بلوک افغان از ایران بوده و براساس سن دیرینه شناسی قدیمی ترین سنگ هایی است که در منطقه جوش خورده سیستان یعنی حد بین بلوک افغان و بلوک لوت بیرون زده است ریفت زایی طی سنومانین اتفاق افتاده است (تیرول و دیگران 1983) این سن با داده های سن مطلق اولیه که از افیولیته های جنوب نصرت آباد و سایر بخش های افیولیتی داخل ایرانمرکزی با روش پتاسیم ، آرگون بدست آمده است (60 تا 100 میلیون سال دلالویه و دیگران 1980) تطبیق می کند . با توجه به حضور ملانژ افیولیتی در مجموعه رتوک که در آن شیست های گلوکوفان دار متعلق به همین مجموعه به وسیله آهک های رودبست دار ، ماستریشتین به طور ناپیوسته پوشیده می شود زیرا باید زیر راندگی مطابق شکل a و b طی ماستریتیشن صورت گرفته باشد چنانکه اگر توده های تونالیتی چشمه استان نتیجه همین زیر راندگی به وجود آمده باشد شروع زیر راندگی باید قدیم تر و حتی به آغاز سنونین ربط داده شود . (تیرول و دیگران1983) علی رغم و وفور گدازه های کلکو آلکالن ائوسن ، به ویژه در بخش شمالی بلوک لوت(تیرول و دیگران 1983) جهت زیر راندگی را به سمت شمال و شرق ، یعنی به زیر بلوک افغان در نظر می گیرند و در این مورد موقعیت منشورهای به هم افزوده در پیشانی حوضه قوس سفیدآبه و محل سنگ های دگرگونی فشار زیاد به دربخش شرقی یعنی نزدیک به بلوک افغان را دلیل این امر می دانند . وجود آهک های هیپوریت دار به سن ماستویشتین بر روی مجموعه رتوک در این زمان است . با توجه به قطع رسوب گذاری دریایی طی ائوسن میانی از یک ظرف و چین خوردگی های مهمی که در حوضه سفیدآبه رخ داده است باید ائوسن پایانی را زمان برخورد بلوک لوت با مجموعه زیر راندگی و نزدیکی آن به بلوک افغان در نظر داشت در فصل هشتم خواهیم دید که اختلاط دگرگونی در حد بین زون فلیش و بلوک لوت نیز قبل از ترسیر ، ولی بالاآمدگی کامل منطقه در ائوسن میانی – پایانی صورت گرفته است . در زون نهبندان – خاش بیرون زدگی هایی از سنگ های آتشفشانی آهک های گلویوترونکادار شیل های سیلیسی رادیولاریت ، دیاباز و اولترابازیک به صورت عدسی وجود دارد که مجاورت آنها با فلیش های مزبور کاملا تکتونیکی و خرد شده است (اشتوکلین و دیگران سال 1352) . در داخل رسوبات تخریبی پالئوژن گرانیت هایی نفوذ کرده است که مهم ترین آنها گرانیت زاهدان – خاش و میرآباد است که سن احتمالی آنها الیگوسن آغازی است در اطراف این گرانیت ها سنگ های دگرگونی کرتاسه پایانی در بسیاری از نقاط قابل مشاهده است به نظر می رسد که رسوبات زون فلیش طی نئوژن نیز دچار چین خوردگی شده اند . آتشفشان پیلو – کوارترنر تفتان واقع در جنوب زاهدان از داخل این فلیش ها سربرآورده است
پاسخ : زمین شناسی ایران - مطالبی جامع در مورد سنگ شناسی پركامبرين در ايران فهرست مطالب: 1) سنگ های اقیانوسی ، قاره ای و ماگمایی در پرکامبرین 2) سنگهاي دگرگوني پركامبرين و پراكندگي جغرافيايي آنها 1-2) پركامبرين درايران مركزي 2-2) پركامبرين در سنندج – سيرجان 3-2) پركامبرين در البرز 4-2) پركامبرين در زاگرس 3) سنگهاي نادگرگونيپركامبرين 4) رسوبهاي كنار قارهاي پركامبرين (پركامبرين پسين) 5) رسوبهاي دريايي نادگرگونيپركامبرين پركامبرين در ايران پركامبرين نخستين ائون زمينشناسي است و از نظرتاريخ كره زمين، پيش از دوره كامبرين قرار دارد. جداي از پركامبرين، واژههاي حياتاوليه ، بي حيات ، آغاز حيات ، قديميترين حيات ، حيات ناشناخته ، حيات پنهاننامهاي ديگري است كه به اين ائون دادهاند كه از ميان آنها آركئوزوييك براي بخشقديمي و پروتروزوييك براي بخش جديدتر قابل قبولتر است. مرز زيرين پركامبرينبايد همزمان با پيدايش زمين (4600 ميليون سال) باشد. ولي، با توجه به اين كه از 700 ميليون سال اوليه تاريخ زمين اطلاعي در دست نيست، به طور معمول آغاز آركئوزوييكرا ميتوان 3800 ميليون سال پيش دانست كه معادل هفت هشتم طول تاريخ زمين است. درمورد مرز بالاي پركامبرين نيز اتفاق نظر وجود ندارد. ديرينهشناسان پيدايش نخستينجنس از تريلوبيت اولنلوس را پايان پركامبرين و آغاز كامبرين دانستهاند. درنمودارهاي تهيه شده توسط مجامع بينالمللي، مرز بالاي پركامبرين با سن 570 ميليونسال مشخص ميشود، ولي در آخرين نمودار تهيه شده توسط IUGS و يونسكو عدد 540 ميليونسال را پذيرفتهاند.
پاسخ : زمین شناسی ایران - مقدمه يكي از رويدادهاي زمينساختي عمده و سرنوشتساز ايران، حركتهاي كوهزايي است كه بارخداد كاتانگايي در قاره گندوانا و يا رخداد بايكالي3 در قاره اوراسيا قابل قياساست. سنسنجي سنگهاي پركامبرين ايران به روش پرتوسنجي، به ويژه شواهد سنگي وحتي زيستي گوياي آن است كه كوهزايي ياد شده (كاتانگايي) در زمان پروتروزوييك پسين وبه احتمالي در فاصله زماني دو آشكوب ريفئن4 و وندين5 روي داده است. پيامدهايكوهزايي وابسته به اين رويداد سبب شده تا بتوان همه سنگهاي پركامبرين ايران را بهدو گروه بزرگ تقسيم كرد. گروه نخست مجموعههاي دگرگون و دگرشكل اند كه به طور عموماز آنها به عنوان پيسنگ پركامبرين6 ايران ياد ميشود و در زير ناپيوستگي كاتانگاييقرار دارند. گروه دوم بيشتر رديفهاي كنار قارهاي هستند كه پس از رخداد كاتانگاييانباشته شده و سنگهاي پركامبرين پسين7 نام دارند. سنگهاي قديميتر ازپركامبرين پسين ايران، به لحاظ نبود و يا كمبود آثار حياتي قابل استناد و به ويژهتأثير فرآيندهاي دگرگوني و دگر شكلي، با ابهام توصيف شدهاند. به گونهاي كه مقايسهو همارزي آنها در نقاط مختلف دشوار است. با اين حال، در نقاطي كه تأثير فرآيندهايكوهزايي كمتر بوده، نتايج پرتوسنجي سنگها، نشانگر سن 600 تا 1000 ميليون سال است. با استناد به نتايج پرتوسنجي ميتوان نتيجه گرفت كه بخش درخور توجهي از پيسنگپركامبرين ايران، سن نوپروتروزوييك دارد. به گفته ديگر، وجود هستههاي قديمي آركئندر ايران، پرسشآميز است. در بيشتر ايران، سنگهاي پركامبرين متشكل ازسنگهاي رسوبي – آذرين دگرگون شده و يا نادگرگوني با خاستگاه قارهاي است. پژوهشهاي زمينشناسي انجام شده در ناحيه انارك نشان ميدهد كه در اين ناحيه و شايددر بعضي نقاط ديگر، مجموعههاي افيوليتي با خاستگاه اقيانوسي وجود دارد كه ممكن استبه سن پركامبرين باشند. افزون بر دو نوع پوسته قارهاي و اقيانوسي، ميتوانتودههاي نفوذي آذرين و هم رديفهاي خروجي آنها را كه همزمان با سخت شدن پيسنگ ويا پس از آن شكل گرفتهاند، نوع سوم سنگهاي پركامبرين ايران دانست. بدينسان ميتوان سنگهاي پركامبرين ايران را به سه دسته بزرگ زير، با سه خاستگاهمتفاوت تقسيم كرد (هوشمندزاده و همكاران، 1368( : 1) پوستههاي اقيانوسي 2) پوستههاي قارهاي كه ممكن است دگرگون (قديمي) و يا نادگرگون (جديدتر)باشد. 3) سنگهاي ماگمايي دروني و بيروني. پوستههاي اقيانوسي پركامبرين در ناحيه انارك – جندق، حدود 7000 متر، ازسنگهاي پريدوتيتي (هارزبورژيت و كمي لرزوليت)، گابرو، دياباز، بازالت، شيل،سنگآهكهاي پلاژيك و چرتهاي نواري وجود دارد كه به دليل قرارگيري در زير سنگهايپركامبرين پيشين (مرمرهاي لاك) به سن نوپروتروزوييك (آشكوب وندين) دانسته شدهاند. هوشمندزاده و همكاران (1368)، اين رديف سنگي را (از پايين به بالا) مشتمل بر چهارواحد زير ميدانند. 1)سنگهاي پريدوتيتي همراه با تودههاي پراكنده گابرو،دياباز و پلاژيوگرانيت، 2) رسوبهاي پلاژيك (شيل، چرت، سنگآهك نازك لايهسياهرنگ) با همراهاني از پريدوتيت و بازالت، 3) بازالت، توف، برشهايبازالتي با ميانلايههايي از رسوبهاي پلاژيك، 4)رسوبهاي پلاژيك، مانندشيل، چرت و كربناتهاي تيرهرنگ، اين مجموعه يكبار در رخسارهگلوكوفان – ولاستونيت و در رويدادهاي بعدي در رخسارههاي آمفيبوليتتا شيست سبز دگرگون شده است. داودزاده و لنچ (1981)، مجموعههاي افيوليتيانارك را بقاياي تتيس كهن، به سن كربنيفر و ادامه افيوليتهاي هرات ميدانند كه دراثر چرخش خردقاره ايران مركزي به ناحيه انارك نقل مكان كردهاند، ولي، الماسيان (1997)، اين مجموعه افيوليتي را قديميتر از دگرگونيهاي انارك و به سن قبل ازنوپروتروزوييك ميداند. كه در ارتباط با نواحي پشت كمان اقيانوسي است. هوشمندزادهاين افيوليتها را مربوط به يك اشتقاق درون قارهاي ميداند كه از انارك تا بيابانك – بافق دو صفحه قارهاي را از يكديگر جدا ميكرده است. اگرچه تاكنون، پيسنگافيوليتي پركامبرين ايران تنها از انارك – جندق گزارش شده است ولي وجود چنينپوستههايي در نقاطي از زون سنندج – سيرجان همچنان محتمل است
پاسخ : زمین شناسی ایران - پوستههايقارهاي پركامبرين بيشتر سنگهاي پركامبرين ايران، خاستگاه قارهاي دارند كهاز هوازدگي و فرسايش سنگهاي ماگمايي و دگرگوني قديمي و در رژيمي كم و بيش آواريتشكيل شدهاند. به دليل داشتن خاستگاه و شرايط رسوبي يكسان، سنگهاي قارهايپركامبرين بايد سنگ رخسارهاي به تقريب مشابه داشته باشند، ولي دگرگوني و دگرساني شديد بعدي، سبب شده تا سنگهاي قارهاي پركامبرين ايران را بتوان به دو دسته بزرگسنگهاي دگرگوني و سنگهاي نادگرگوني تقسيم كرد. سنگهاي دگرگونيپركامبرين تا اين اواخر، همه سنگهاي دگرگوني ايران را به سن پركامبرينميدانستند، چرا كه اين سنگها از نظر درجه و رخساره دگرگوني، با سنگهاي نادگرگونيپالئوزوييك شناخته شده ايران، تفاوت داشتند. ولي، امروزه پذيرفته شده كه بسياري ازدگرگونيهاي منسوب به پركامبرين، به واقع سنگهاي جوانتري (از پركامبرين) هستند كهدر زمانهاي بعد از پركامبرين تغيير شكل و جنس دادهاند (هوشمندزاده و همكاران،1368 ) فرآيندهاي دگرگوني تحميل شده بر سنگهاي قارهاي پركامبرين ايرانچندزادي است و در همه جا اثر يكسان ندارد. به طوري كه از نظر رخساره دگرگوني،ميتوان اين سنگها را به دو گروه جدا تقسيم كرد. گروه نخست، انواعي ازآمفيبوليت، گنايس، شيست و سنگ مرمر هستند كه نشانگر دگرگوني از نوع فشار زياد ودماي كم هستند. گروه دوم كه در جايگاه چينهشناختي بالاتري قرار دارند، از نوعفيليت، اسليت، شيست و نشانگر رخساره دگرگوني از نوع دماي زياد و فشار كمميباشند. با وجود تأثير دگرگوني شديد و مكرر، بررسي سنگشناسي و محيط رسوبيپوسته قارهاي دگرگون شده پركامبرين ايران نشانگر آن است كه اين سنگها در اصلسنگهاي رسوبي مختلفي بودهاند كه گاه در بين آنها سنگهاي آذرين خروجي نيز جايگرفته است. وجود شيست، مرمرهاي دولوميتي و آهكي و وجود برخي از گريوكهاي دگرگونشده، نشانگر آن است كه اين سنگها در محيطهاي كم ژرفاي دريا تشكيل شدهاند. افزايشناگهاني ژرفاي حوضه موجب انباشت رخسارههاي ژرفتر شده كه با گريوكهاي بسياردانهريز آغاز و سپس تبديل به رسوبات پليتي ميشود كه در بخش بالايي آن، همراهانياز سنگهاي آتشفشاني اسيد وجود دارد. سنگشناسي ياد شده، نشانگر افزايش تدريجيژرفاي حوضه است. به همين دليل در ناحيه كرمان، واحد سنگچينهاي مُراد (سري مُراد) حاوي جلبك و راديولرهاي نواحي ژرف و حاكي از ژرفاي محلي حوضههاي رسوبي پركامبريناست. گفتني است كه يكنواختي تركيب ميتواند به شرايط يكسان رسوبي اشاره داشتهباشد.
پاسخ : زمین شناسی ایران - پراكندگي جغرافيايي سنگهاي دگرگوني پركامبرين بخش بزرگي از دگرگونيهايايران مركزي، پوستههاي قارهاي پركامبرين هستند كه هم در زمان پيش از پركامبرينپسين و هم در زمانهاي بعد دگرگون شدهاند. اگرچه برخي از دگرگونيهاي درجه بالا دركوههاي البرز، (شيستهاي گرگان، مجموعه اسالم - شاندرمن) را به پركامبرين نسبتدادهاند اما، به نظر ميرسد كه كهنترين سنگهاي البرز رديفهاي شيلي، توفي،ماسهسنگي سبز رنگ « سازند كهر » با سن نوپروتروزوييك است و چندان هم دگرگوني نيست. در كوههاي زاگرس، پيسنگ پركامبرين رخنمون ندارد. ولي، وجود يك پيسنگ دگرگوني دراين كوهها حتمي است. نواحي ساغند، پشتبادام، باختر زنجان، تكاب، اروميه، مهاباد،مريوان، جندق، فردوس، ترود، اسفندقه، حاجيآباد، گلپايگان بخشهايي از ايران مركزيهستند كه دگرگونيهاي پركامبرين گزارش شده است، در حالي كه در بسياري از حالات، نهسنگ و نه فرآيند دگرگوني، به سن پركامبرين نيست. از بين نواحي ياد شده بهدگرگونيهاي چند ناحيه زير اشاره ميشود. پركامبرين درايران مركزي : توالي ستبري (حدود دههزار متر) از سنگهاي دگرگوني درجه بالا و ياكم دگرگوني وجود دارد كه حقيپور (1974)، با توجه به فرآيندهاي دگرگوني، سنگ رخسارهو همچنين جايگاه چينــهشناسي، آنها را به چهار واحد سنگچينــهاي به نامهاي" سريهاي اوليــه" ، " مجموعه چاپـدوني"، " مجموعه بُنهشورو" ، "سازند تاشك "تقسيم كرده است. 1) واحد موسوم به « سريهاي اوليه» برونزد ندارد. ولي، وجودبرخي قطعات سنگي و كانيهاي دگرگوني، در رديفهاي جوانتر، حاكي از يك مجموعهدگرگونه قديمي دانسته شده كه خاستگاه ماگمايي و يا سنگهاي دگرگونيداشتهاند. 2) مجموعه چاپدوني: به دليل داشتن بيشترين درجه دگرگوني،كهنترين سنگهاي پركامبرين ناحيه ساغند – پشتبادام دانسته شده است. ستبراي اينواحد حدود چهارهزار متر برآورد شده كه بيشتر آن گنيس است. تمام مجموعه حالتميگماتيتي داشته و مقدار درخور توجهي گرانيت آناتكسي به همراه دارد. حفظ بقايايلايهبندي، وجود ميانلايههاي مرمر و كانيهاي تخريبي سبب شده تا خاستگاه اوليهدگرگونيهاي چاپدوني، آواري – آتشفشاني دانسته شود. 3) مجموعهبُنهشورو: با ستبراي 2000 متر شامل تناوبي از شيست، آمفيبوليت، گنيس، كميسنگهاي كوارتزي و به ندرت مرمر است. فراواني آمفيبوليت از ويژگيهاي اين مجموعهاست. درجه دگرگوني بُنهشورو خفيفتر از مجموعه چاپدوني و لذا جوانتر از آن است،وجود دگرشيبي و افقهاي كنگلومرايي در حد فاصل مجموعه چاپدوني در زير و مجموعهبنهشورو در بالا مؤيد اين نظر است. گفتني است كه مرز بالاي مجموعه بُنهشورو با يكافق شاخص از مرمر دولوميتي همراه با كمي شيست و گنيس مشخص شده است. ولي، حمدي (1374) بر اين باور است كه اين مرمرها داراي سنگواره كامبرين پيشين (آشكوبآتابانين) است. 4) سازند تاشك : كه به طور ناپيوسته و با حضور يك افقكنگلومرايي بر روي مجموعه بُنه شورو قرار دارد شامل حدود 2000 متر پليتهاي همگن،گريوك دانهريز و ماسهسنگ آركوزي است كه در اثر دگرگوني به شيست، فيليت، اسليت،ميكا شيست و متاگريوك تبديل شدهاند. تفاوت رخساره دگرگوني سبب شده تا اين سازند(تاشك) به دو بخش تقسيم شود. بخش زيرين (تاشك) بيشتر گريوكي با رخساره آمفيبوليت تاشيست است. بخش بالايي (تاشك 2) منشأ پليتي و درجه پايين رخساره شيست سبز دارد. تاشك 2، با سازندهاي كهر، كلمرد، تكنار و سري مراد همارز و قابل قياس است. در خاورايران مركزي، تاشك بالايي، با دگرشيبي زاويهاي مشخص، به وسيله سنگهاي پركامبرينپسين (سازند ساغند – سري ريزو) پوشيده شده است كه نشانگر عملكرد فاز كوهزاييكاتانگايي (مُرادين) است.
پاسخ : زمین شناسی ایران - ديگر واحدها :جدا از واحدهاي ياد شده، در ناحيه ساغند – پشتبادام، واحدهاي سنگچينهاي « مجمــوعــه پشتبادام »، « مجموعه تفكيك نشده » و « مجموعه سركوه » به سن پركامبرين گزارش شدهاند (حقيپور، 1974( مجموعه پشتبادام : تودههاي گرانيتي متعدد دارد و شامل دو بخش سنگهاي دگرگونيدرجه بالا (آمفيبوليت، ميگماتيت، پيروكسنيت …)، و دگرگونيهاي ضعيف (فيليت،كربناتهاي متبلور و 000) است. داشتن همراهاني از سنگهاي پالئوزوييك سبب شده تاحقيپور اين مجموعه را به سن پركامبرين - پالئوزوييك بداند، در حالي كه هوشمندزاده (1368) به سن پالئوزوييك و مزوزوييك باور دارد و تفاوت در دگرگوني را نتيجهتودههاي گرانيتي ميداند كه گاه اثر بيشتر و در بعضي نقاط، اثر كمتريداشتهاند. مجموعه سركوه : از نوع ميكا شيستهاي حاوي كيانيت،سيليمانيت، گارنت، آندالوزيت است كه به طور محلي، مقاديري مرمر و چند بين لايهآمفيبوليتي و سنگهاي اسكاپوليتي دارد. در اين مجموعه، نفوذيهايي از نوع اسيد،دايكهاي قليايي و گاهي رگههاي پگماتيتي ديده ميشود. پايين بودن درجه و رخسارهدگرگوني مجموعه سركوه، سبب شده تا هوشمندزاده (1368) نسبت به قديمي بودن آن ترديدداشته باشد. از سوي ديگر در تناوبهاي مرمري اين مجموعه، جلبكهايي پيدا شده كهممكن است سن پالئوزوييك داشته باشند. گفتني است كه سن پرتوسنجي اين شيستها، 180ميليون سال (ژوراسيك) گزارش شده است. يادداشت: وجود كانيهاي گروه اورانيم درناحيه ساغند سبب شده تا پيسنگ پركامبرين ناحيه توسط گروه مشترك سازمان انرژي اتميو كارشناسان چيني، با استفاده از روشهاي نوين راديوايزوتوپي و ژئوفيزيكي بررسي واز پيسنگ پركامبرين ايران مركزي ديدگاه نويني ارائه شود. بنا به نوشته آقاابراهيمي ساماني (1367) كهنترين واحد رخنمون شده در ايران مركزي، انباشتههايفليشي - تخريبي، با رخساره شيب قارهاي، به نام « سازند ناتك » است كه سن پرتوسنجي 750 تا 874 ميليون سال دارد. سازند ناتك، با دگرشيبي زاويهدار، در زيرسنگهايي با رخساره كافت قارهاي قرار دارد كه ميزبان كانسارهاي عمده آهن، آپاتيت،مواد پرتوزا و عناصر خاكي كمياب است و به نام « سازند ساغند » نامگذاري شده است. سازند ساغند، با ستبرايي از 1200 تا 1500 متر، داراي ماگماتيسم با سرشت دوگانه،رسوبات گرمابي، سنگهاي آواري، آذرآواري و شيميايي – رسوبي بوده و قابل تقسيم به 5عضو جداگانه است كه سن آنها در محدوده زماني بين 780 تا 583 ميليون سال است. سازندساغند در زير لايههايي قرار دارد كه رخساره كافتي دارد و هم ارز سازندهاي ريزو،دسو و سلطانيه است. ساماني و همكاران (1367)، بر اين باورند كه كمپلكسهايدگرگوني (چاپدوني، بُنهشورو و سازند تاشك) همان طبقات سازند ناتك است كه در زمانمزوزوييك و سنوزوييك دگرگون شده و ماگماتيسم گرانيتي در آن نفوذكرده است. در ضمنايشان، براي مجموعههاي چاپدوني، بُنــهشورو و تاشك نام « گروه تاشك » را پيشنهادميكنند، مشروط بر آن كه سازند تاشك به سازند ناتك تغيير نام دهد. ساماني (1367) دگرگوني پركامبرين را منتفي دانسته و پديده دگرگوني كمپلكسهاي منطقهساغند را محصول دگرگوني ديناموترمال كوهزايي سيمري (ma220-180)، و ميگماتيتي،گرانيتي شدن را ناشي از دگرگوني گرمايي در آغاز ترشيري (52 ميليون سال) ميداند.شايد فازهايديناموترمال (سيمري) و گرمايي (ترشيري) مورد سخن، همان فازهاي جوانتري باشند كهحقيپور بدانها فازهاي جوانتر از پركامبرين نام داده است.
پاسخ : زمین شناسی ایران - ميگماتيتي شدن وتشكيل گرانيتهاي آناتكسي : در كمربند دگرگوني ايران مركزي، در اثر فرآيندهايدگرگوني، دماي ناحيه به حدي رسيده كه سنگهاي اوليه مانند گريوكها، آركوزها،آتشفشانيها و حتي كربناتها ذوب و روان شده كه حاصل آن پيدايش ميگماتيت،گرانيتهاي آناتكسي و ديوريتهاي گسترده است (حقيپور، 1974). در مجموعه چاپدوني دوفاز ميگماتيتي شدن، در ارتباط با دو فاز دگرگوني، شناسايي شده است. ميگماتيتهايفاز نخست، با دگرگوني فاز نخست پيوند دارند و بيشتر از نوع ميگماتيتهاي رگهايهمزمان با زمينساخت است. ميگماتيتهاي فاز دوم، منشاء آرنيتي دارد كه موجب تشكيلروانههاي گرانيتي شده است. ميگماتيتهاي جوانتر در ميگماتيتهاي فاز نخست نفوذكرده و به دليل قرارگيري در برگوارگي جا به جا شده و سطوح محوري ريز چينهاي مربوطبه فاز دوم دگرگوني، ميگماتيتي شدن از نوع بعد از زمينساخت است. گفتني استكه پديده ميگماتيتي شدن و تشكيل گرانيتهاي آناتكسي، منحصر به ناحيه ساغند وپشتبادام نيست و اين پديده در نقاط ديگر ايران مانند تكاب، ترود، باختر اروميه،ازبكوه و 000 نيز همچنان گزارش شده است. در ناحيه ترود، دگرگونيهايمنسوب به پركامبرين، بيشتر از نوع گنيس، آمفيبوليت و شيستهاي گارنت و هورنبلندداراست كه از نظر شدت دگرگوني، بالاترين رخساره آمفيبوليت را دارند. به همينرو، تفريقدگرگوني پيشرفت چشمگير دارد و حاصل آن، ايجاد بافت چشمي و سيماي نوار مانند تاريك وروشن در گنيسها است. اين مجموعه كه ريخت گنبدي دارد، به طور دگرشيب توسط رسوبهايكم دگرگوني ترياس – ژوراسيك (گروه شمشك)، پوشيده شده است. تفاوت سنگشناسي و همچنيناختلاف ناگهاني و شديد نوع و درجه دگرگوني سبب شده تا هوشمندزاده و همكاران (1357) دگرگونيهاي درجه بالا را به پركامبرين نسبت دهند. هرچند كه پديده دگرگوني ممكن استمربوط به رخداد ترياس پسين باشد. در ناحيه انارك، از شمال نا يين تاحوالي ساغند – پشتبادام، يك مجموعه شيستي تيره رنگ برونزد دارد كه همراهاني ازفيليتهاي گرافيتي، كوارتزيت، سنگ آهكهاي متبلور، كلريت اپيدوت شيست، ميكا شيست واپيگنيس دارد. اين مجموعه را اشتال (1911) به سن آركئن دانسته است. داودزاده وهمكاران (1969) ضمن اعتقاد به سن پركامبرين به اين مجموعه « دگرگونيهاي انارك» گفتهاند. بر اساس كار زمينشناسان شركت تكنواسپورت، در ناحيه انارك اين مجموعهشامل 5 كمپلكس چاهگربه، مرغاب، پتيار، محمدآباد و دوشاخ است. ولي در ناحيه خور، 5كمپلكس چاهگربه، پتيار، كبودان، دوشاخ و پشتبادام سازندگان دگرگونيهاي اناركاست. الماسيان (1997)، شيستهاي انارك را به شرح زير تقسيم ميكند. با توجهبه جدول زير « شيستهاي انارك » به سن نوپروتروزوييك – كامبرين پيشين است كه درزمان ترياس پسين، و در اثر رويداد سيمرين پيشين، دگرگون شدهاند.