1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اعجاز در هماهنگى قرآن

شروع موضوع توسط Kiana ‏17/11/11 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    آیت الله العظمى خوئى (ره)
    گفتیم که قرآن از جهات مختلى داراى اعجاز است و اعجاز آن را از نظر معارف عقلى و فلسفى توضیح دادیم. اینک به دومین جنبه اعجاز قرآن مى‏پردازیم و آن، هماهنگى کامل و نظم و انسجام حاکم در آیات قرآن است. یعنى کوچک‏ترین اختلاف و تناقضى در میان آیات و مفاهیم آن وجود ندارد.
    توضیح این که: هر انسان عاقل، مطلع و باتجربه به خوبى مى‏داند: کسى که بر پایه دروغ و افترا، تشریع و قانون گذارى کند، یا سخن گوید، قهراً در سخنان و قوانین وى تناقض‏هایى دیده مى‏شود مخصوصاً اگر قانون گذارى و دروغ سازى وى در مسائل و موضوعات مهم اعتقادى و اخلاقى و در اصول دقیق زندگى و در نظامات مختلف اجتماعى گسترش داشته باشد و سالیان درازى نیز به طول انجامد.
    آرى! هر انسان دروغگو خواه ناخواه در تناقض گویى و اختلاف در گفتار قرار خواهد گرفت و هیچ گونه راه فرارى از آن نخواهد داشت زیرا اقتضاى طبیعت بشر این است به طورى که در مثل آمده است که: دروغگو کم حافظه است.
    ولى قرآن مجید که در تمام شئون و امور زندگى انسان‏ها به طور وسیع و دامنه دار وارد شده در این موارد سخن گفته و تشریع و قانون گذارى نموده است، با این حال کوچک‏ترین اختلاف و تناقض در آن مشاهده نشده است.
    در موضوع خداشناسى بحث کرده، مسئله نبوت را پیش کشیده و درباره سیاست و اداره کردن مدن و اجتماعات، در مسائل اخلاقى و تمام شئون زندگى قانون گذارى نموده است و به امور دیگر نیز مانند: کیهان‏شناسى، تاریخ و قوانین جنگ و صلح وارد شده، موجودات آسمانى و زمینى را از قبیل ملائکه و ستارگان، بادها، دریاها، نباتات، حیوانات و انسان توصیف کرده است و مثل‏هاى گوناگون آورده، مناظر هولناک قیامت را بازگو نموده، از هر بابى سخن رانده است ولى با این وصف کوچک‏ترین تضاد و تناقضى در میان گفتار، تشریعات و نظریات آن دیده نشده و در سرتاسر این مباحث از دایره عقل و خرد به دور نرفته است.
    قرآن گاهى به یک حادثه در دو مورد و یا در موارد بیش‏تر متعرض گردیده ولى در میان این موارد کوچک‏ترین و تناقضى نمى‏توان یافت.
    براى نمونه داستان موسى را در قرآن مجید ملاحظه کنید که این داستان در قرآن تکرار شده و در چندین مورد آمده است ولى در هر مورد، داراى نکات و امتیازات خاصى بوده که موارد دیگر آن نکات و امتیازها را نداشته‏اند، بدون این که در اصل مطلب و ریشه داستان کوچک‏ترین اختلاف و تناقضى دیده شود.
    اگر بدین نکته نیز توجه شود که آیات قرآن یک دفعه نازل نگردیده بلکه در مدت بیست و سه سال تدریجاً با مناسبت‏هاى مختلف و در حوادث گوناگون نازل شده است این حقیقت بیشتر روشن خواهد گردید که قرآن از ناحیه خداوند بزرگ فرود آمده از قدرت بشر خارج مى‏باشد؛ زیرا اقتضاى طول زمان و فاصله‏هاى طولانى در نزول آیات قرآن و در عین گستردگى آن این بود که وقتى این آیات در یک جا جمع گردید، در میان آنها ناهماهنگى و اختلاف دیده شود. ولى مى‏بینیم که قرآن در هر دو صورت اعجاز خود را حفظ نموده است: آن روز که قطعه قطعه نازل مى‏شد در همان متفرق بودنش معجزه بود و زمانى هم که از حالت قطعه قطعه بودن خارج و در یک جا جمع آورى شد، جنبه دیگرى از اعجاز به خود گرفت.
    خود قرآن نیز به این خصوصى و امتیاز اشاره مى‏کند، آن جا که مى‏گوید:«افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر اللَّه لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً. (۱)
    آیا درباره قرآن نمى‏اندیشید که اگر از سوى غیر خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏یافتد».
    این آیه شریفه انسان را به یک موضوع فطرى و وجدانى رهبرى مى‏کند که: هر کس در ادعا و گفتار خویش بر کذب و دروغ متکى باشد، در نظریاتش اختلاف و در بیانش تناقض، ظاهر و آشکار خواهد شده ولى این اختلاف و تناقض در کتاب آسمانى (قرآن) وجود ندارد، پس بنابراین، قرآن ساخته و پرداخته فکر بشر نبوده بر پایه دروغ و افترا بنیان نشده است.
    پاک و عارى بودن قرآن از اختلاف و تناقض مطلبى نیست که به دلیل و برهان نیازمند باشد، بلکه حقیقت روشنى است که حتى عرب آن روز نیز این حقیقت را کاملاً درک نموده است و فصحا، بلغا و سخن دانان آن زمان هم بر آن اذعان داشتند.
    گفتار ولید بن مغیره گواه زنده آن است؛ آن جا که ابوجهل خواست که وى نظر خود را درباره قرآن ابراز نماید، چنین گفت:
    من درباره قرآن چه بگویم؟ به خدا سوگند در میان شما کسى نیست که به اندازه من با اشعار و قصاید عرب آشنا باشد، در شناخت رموز فصاحت و بلاغت و فنون شعر و رجز کسى به پاى من نمى‏رسد، من به هرگونه شعر، حتى به اشعار جنیان نیز آگاهم، ولى به خدا سوگند! این که محمد مى‏گوید به هیچ یک از اینها که گفتم شباهت ندارد، آرى به خدا قسم! گفتار محمد داراى حلاوت خاصى است که هر سخن بلیغ و شیرینى را درهم مى‏شکند و بر تمام گفتارها برترى دارد و برتر از آن سخنى متصور نیست.
    ابوجهل گفت: به خدا سوگند! اقوام و عشیره تو، از تو راضى نخواهند گردید مگر بر ضد آن چیزى بگویى.
    ولید گفت: پس صبر کن تا در این باره فکر کنم، پس از فکر و تأمل زیاد چنین گفت: قرآن سحرى است که محمد آن را از ساحران گرفته است. (۲)
    و بنابر بعضى نقل‏ها ولید چنین گفت: به خدا سوگند! از محمد سخنى شنیدم که نه انس را چنین سخنى است و نه جن را. کلام او داراى حلاوت و شیرینى فوق العاده‏اى است. سخن تازه، ریشه دار، پر ثمر و بى‏سابقه‏اى است برجسته‏ترین سخن است که برجسته‏تر از آن سخنى نیست و بشر از گفتن آن عاجز و زبون است.
    و ان له لحلاوه و ان علیه الطلاوه و ان اعلاه لمثمر و ان اسفله لمغدق و انه لیعلو و لا یعلى علیه و ما یقول هذا بشر (۳)
    اگر شما کتب عهدین را که آسمانى قلمداد مى‏شود، کاملاً بررسى نمایید، این حقیقت برایتان روشن‏تر خواهد شد و حق و باطل خود را نمایان‏تر خواهد ساخت. اینک قسمتى از تناقضات‏انجیل را بررسى مى‏کنیم:
    ۱ـ در انجیل لوقا آمده که مسیح گفت:
    هر کس با من نباشد مخالف من است. (۴)
    ولى در جاى دیگر از همان انجیل، نقیض آن را مى‏خوانیم که مسیح گفت:
    هر کس مخالف ما نباشد، او با ما است. (۵)
    ۲ـ در اناجیل مى‏خوانیم که وقتى مسیح را معلم صالح خطاب نمودند، گفت:
    چرا صالح؟ به جز خدا صالحى وجود ندارد. (۶)
    ولى در جاى دیگر اناجیل، درست عکس آن را مى‏خوانیم که مسیح گفت:
    «منم نگهبان صالح» و باز گفت: «اما من همان نگهبان صالحم». (۷)
    ۳ـ در انجیل متى آمده است:
    آن دو نفر دزد که با مسیح به دار آویخته شدند، هر دو مسیح را سرزنش مى‏نمودند و نیش زبان مى‏زدند. (۸)
    و در انجیل دیگر درست ضد آن گفتار آمده است که:
    یکى از آن دو مجرم به مسیح گفت: «تو اگر مسیح هستى، هم خود و هم ما را از چوبه دار برهان.» و مجرم دوم گفت : «تو از خدا و مجازات وى نمى‏ترسى که مسیح را سرزنش مى‏کنى.» (۹)
    ۴ـ در انجیل یوحنا چنین آمده است که:
    اگر من به نفع خودم شهادت دهم، شهادتم درست نخواهد بود. (۱۰)
    ولى در همین انجیل آمده است که
    عیسى گفت: اگر من به نفع خودم شهادت دهم شهادتم درست است. (۱۱)
    این‏ها نمونه‏هاى مختصرى از اختلافات و تناقض‏هایى است که در اناجیل با آن حجم کوچکى که دارد، مشاهده مى‏شود و همین نمونه‏ها مى‏تواند براى افراد حقیقت‏جو و دور از تعصب و عناد، یک دلیل و راهنماى خوب و روشنگرى باشد.
    ________________________________________
    ۱ ) نساء، ۸۲.
    ۲ ) تفسیر طبرى، ۹۸/۲۹.
    ۳ ) تفسیر قرطبى، ۷۲/۱۹.
    ۴ ) متى، فصل ۱۲؛ لوقا، فصل ۱۱.
    ۵ ) مرقس و لوقا، فصل ۹.
    ۶ ) متى، فصل ۱۹؛ مرقس، فصل ۱۰؛ لوقا، فصل ۱۸.
    ۷ ) یوحنا، فصل ۱۰.
    ۸ ) متى، فصل ۲۷.
    ۹ ) لوقا، فصل ۵.
    ۱۰ ) یوحنا، فصل ۵.
    ۱۱ ) همان، فصل ۸.
    ترجمه البیان، ص ۸۹ - ۹۳