1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

قرآن معجزه الهى است

شروع موضوع توسط Kiana ‏17/11/11 در انجمن قرآن کریم

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    آیت الله العظمى خوئى (ره)
    هر کس با تاریخ اسلام و قرآن آشنایى دارد، این مطلب را به یقین مى‏داند و بر آن اذعان و ایمان دارد که محمد (ص) تمام ملل جهان را به سوى اسلام دعوت کرده، با قرآن بر آنان احتجاج و اتمام حجت نموده است
    [​IMG]​
    و به وسیله اعجاز قرآن قدم به میدان مبارزه نهاده، با صداى رسا و بلند به جهانیان اعلام داشته است که همگان دست به دست هم دهند و کتابى را به مانند این قرآن عرضه کنند تا او از دعوت و ادعاى خویش دست بردارد.
    ولى پس از مدت کمى از این مرحله تنزل و به آوردن ده سوره به مانند سوره‏هاى قرآن اکتفا نموده، باز هم تنزل کرد و آوردن تنها یک سوره از قرآن را پیشنهاد نمود و بدین گونه به تحدى و مبارزه خود ادامه داد تا به امروز نیز این تحدى و مبارزه‏طلبى ادامه داشته، تا دامنه رستاخیر همچنان هم ادامه خواهد داشت.
    اما براى عرب آن زمان که در فصاحت و بلاغت و در شعر و ادب، تخصص و بلکه یک نوع نبوغ داشت، بهترین و ساده‏ترین راه مبارزه با قرآن این بود که یکى از سوره‏هاى کوچک قرآن را بیاورد و جوابگوى تحدى و پیشنهاد رسول خدا گردیده با بلاغت و فصاحت قرآن مجید، معارضه و مبارزه کند و ادعاى وى را که رایج‏ترین عقاید و روشن‏ترین سنن و آداب آنان را مى‏کوبید، محکوم نماید و از این طریق پیروزى خود را ثابت و نام خویش را در تاریخ ماندگار سازد و بر ارزش موقعیت خویش بیفزاید و با این معارضه و مبارزه ساده، ملت عرب را از جنگ‏هاى کوبنده و صرف هزینه‏هاى سنگین و نثار خون‏هاى رنگین راحت و آسوده کند و از تحمل سختى‏ها و فشارها و ترک نمودن خانه‏ها و اوطانش، آسوده خاطر شود.
    ولى عرب فصیح و بلیغ آن روز وقتى در برابر قرآن قرار گرفت و در فصاحت و بلاغت آیات قرآن دقت و تفکر کرد، هر چه زودتر به معجزه بودن آن اذعان نمود و به این حقیقت پى برد که مبارزه با قرآن با شکست قطعى مواجه خواهد شد و جز تسلیم و سر فرود آوردن در برابر حق و اظهار عجز و ناتوانى در برابر قرآن چاره و راه دیگر ندارد.
    روى همان اذعان و یقین بود که عده‏اى از آنان وحى بودن قرآن را پذیرفته، نبوت پیامبر اسلام را تصدیق نمودند و در برابر دعوت قرآن سر تسلیم فرود آورده، با تشرف به دین اسلام به سعادت ابدى نائل گردیدند. ولى گروه دیگرى راه عناد و لجاجت در پیش گرفته، مبارزه با شمشیر را بر مبارزه با سخن ترجیح دادند و به جاى معارضه با بیان، معارضه با نیزه و سنان را انتخاب نمودند.
    این عجز و درماندگى، خود بزرگ‏ترین دلیل و روشن‏ترین گواه بر وحى بودن قرآن مى‏باشد و ثابت مى‏کند که آوردن کتابى مثل قرآن از دایره قدرت بشر بیرون و از حد امکان او خارج است.
    یک اشکال و سه پاسخ
    بعضى از مردم بى‏اطلاع ادعا نموده‏اند که عرب آن زمان، گفتارى مانند قرآن را آورده و با آن به مقام معارضه برآمده است، منتهى در اثر مرور زمان و طول مدت، این معارضه از بین رفته و براى ما مخفى مانده است.
    این گفتار از جهات مختلفى، سست و غیر قابل قبول مى‏باشد زیرا:
    ۱ـ اگر چنین مبارزه و پیروزى واقعیت داشت، حتماً اعراب، این جریان را در مجالس خود بازگو مى‏نمودند، در هر کوچه و برزن و در مراسم رسمى شایع و اعلام مى‏ساختند و دشمنان اسلام که مى‏خواستند از هر فرصتى استفاده کنند، این معارضه و پیروزى را تبلیغ نموده، از وجود آن براى پیشبرد مقاصد خویش بهره بردارى مى‏کردند و به صورت یک حربه سنگین کوبنده‏اى، محفوظ داشته، بر علیه دشمن خویش به کار مى‏بردند و گذشتگان، آن را در کتاب‏هاى تاریخ نقل و براى همیشه ضبط مى‏نمودند، در صورتى که از این معارضه در هیچ کتاب تاریخ و ادب نامى به میان نیامده، اثرى از آن دیده نشده است.
    ۲ـ از طرف دیگر تحدى قرآن مجید و مبارزه خواستن آن منحصر به یک عده و یا تنها اعراب نبود، بلکه قرآن تمام جوامع بشرى را در تمام اعصار و قرون به مبارزه فراخوانده، تمام انس و جن را به معارضه دعوت مى‏کند.
    در این مقام چنین مى‏گوید:
    «قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان یأتوا بمثل هذاالقرآن لا یاتون بمثله و لوکان بعضهم لبعض ظهیراً». (۱)
    بگو: اگر انسان‏ها و پریان اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نتوانند آورد، هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند.
    و در طول تاریخ، دستگاه مسیحیت و دشمنان اسلام هزینه‏هاى سنگینى را متحمل شده، پول‏هاى گزافى را صرف کرده‏اند تا از عظمت اسلام و مسلمانان بکاهند و مقام ارج‏دار پیامبر اسلام و قرآن مجید را کوچک جلوه دهند و این مبارزه ادامه و استمرار داشته، به صورت یک برنامه منظم در دایره وسیع و گسترده‏اى انجام مى‏پذیرد بنابراین، اگر معارضه با بلاغت قرآن براى آن‏ان گرچه با آوردن یک سوره امکان داشت از این راه استفاده مى‏کردند و با تنظیم سخنى مشابه یکى از سوره‏هاى کوچک قرآن با بهترین و سهل‏ترین وجهى به هدف خویش نائل مى‏آمدند و خود را از صرف هزینه‏اى سنگین و زحمات فراوان در مبارزه با اسلام راحت مى‏نمودند.
    «یریدون لیطفؤوا نوراللَّه بأفواههم و اللَّه متم نوره و لوکره الکافرون». (۲)
    ۳ـ سومین پاسخ این است که اگر کسى کلام بلیغ و شیرینى را تمرین و بر آن ممارست کند به آسانى مى‏تواند، کلامى مانند آن و یا لااقل مشابه آن را که در اسلوب و روش تا حدى قریب به هم باشند، بیاورد، این قانونى است مسلم و کلى و در تمام موارد جریان دارد. ولى قرآن مجید از این قانون کلى مستثنى است زیرا انسان هر چه بیشتر با قرآن آشنا گردد و هر چه بیشتر در آن دقت، تمرین و ممارست نماید تا آن جا که آیات آن را به مغز خود بسپارد، باز نمى‏تواند کلامى را تنظیم کند که کوچک‏ترین شباهت و تناسبى با اسلوب و بلاغت آیات قرآن داشته باشد. این حقیقت ثابت مى‏کند که قرآن اسلوب خاصى را داراست که از حدود تعلیم و تعلم خارج است و نمى‏توان با یاد دادن و یاد گرفتن اسلوب آن را فرا گرفت و به کار برد.
    از این جا معلوم مى‏شود که اگر قرآن، انشا و گفتار خود رسول اکرم (ص) بود، در خطبه‏ها و کلمات وى که نقل شده، یک نوع تشابه به قرآن را احساس مى‏کردیم و در اسلوب قرآن و اسلوب کلمات رسول خدا تشابه و تناسب خاصى را درک و مشاهده مى‏نمودیم و یا لااقل در لابه لاى گفتار آن حضرت جملاتى پیدا مى‏شد که از نظر سبک و اسلوب مشابه و همانند قرآن باشد و قهراً این جملات در کتاب‏ها تدوین و براى ما نقل مى‏شد و مخصوصاً دشمنان قرآن که مى‏خواهند از شکوه و عظمت اسلام بکاهند، این گونه کلمات را حفظ نموده و به رخ ما مى‏کشیدند.
    به این نکته نیز باید توجه نمود: بلاغتى که در میان مردم معمول و متعارف است و گاهى در میان اجتماع، افرادى پیدا مى‏شوند که از فن بلاغت برخوردارند ولى بلاغت و سخن سرایى آنان معمولاً محدود به یک قسمت و یا دو قسمت منحصر مى‏باشد.
    مثلاً: یکى در نثر گویى، بلاغت دارد و در شعر سرایى عاجز و زبون، آن دیگرى در حماسه، شعر بلیغ مى‏گوید ولى در مدیحه سرایى نه و یا در رثا و نوحه سرایى شعر زیبا و شیوایى مى‏سراید ولى در غزلیات شعرش نازل و منحط مى‏باشد. اما قرآن در موضوعات مختلف وارد گردیده به فنون متعدد سخن گفته در تمام آن جهات و ابعاد سخن را به حد اعجاز برده، اعجاز را نیز به حد اعلا و کمالش رسانده است که دیگران از آوردن مانند آن ناتوان بوده زانوى عجز بر زمین زده‏اند این فصاحت و بلاغت همه جانبه اختصاص به گفتار خدا و قرآن دارد و براى بشر هرگز امکان‏پذیر نیست.
    قرآن معجزه جاودان
    در صفحات پیش روشن گردید که تنها راه شناخت انبیا معجزه مى‏باشد و چون نبوت پیامبران گذشته به دوران معین و محدودى اختصاص داشت، دوران معجزه آنان نیز طبعاً کوتاه و محدود و تنها براى مردم آن دوران بوده است؛ زیرا براى عده‏اى از مردم آن عصر و دوران با دیدن این معجزه‏هاى موقت و محدود اتمام حجت مى‏گردید و براى عده دیگر نیز به وسیله نقل پیاپى و متواتر اذعان و یقین حاصل و حجت خدا بر آنان تمام مى‏شد.
    ولى یک شریعت و نبوت جاودانى باید داراى یک معجزه جاوید نیز باشد؛ زیرا معجزه اگر محدود و منحصر به یک زمان گردد، مردم ازمنه و اعصار آینده نمى‏توانند آن را با چشم خود درک نمایند و اخبار و نقل‏هاى متواتر نیز در اثر مرور زمان، ممکن است از بین برود و یا لااقل در اثر عوامل مختلف تردیدهایى به وجود آید.
    در این صورت براى مردم اعصار و ازمنه آینده که معجزه را نتوانسته‏اند ببینند، حجت تمام نمى‏گردد اذعان و یقین در دل آنان حاصل نمى‏شود. اگر خداوند چنین افرادى را به تصدیق نمودن پیامبر و پذیرفتن شریعتش تکلیف کند یک نوع تکلیف به محال محسوب مى‏شود که از خداوند صادر نمى‏گردد.
    به همین دلیل است که گفتیم: نبوت جاودانى، معجزه جاودانى مى‏خواهد که همیشه دلیل بر صدق چنین نبوت گردد و خداوند قرآن مجید را به همین منظور نازل نموده است که معجزه جاوید براى نبوت جاودانه خاتم پیامبران باشد، همان طور که حجت و دلیل بر گذشتگان بود، بر آیندگان نیز گواه روشن و وسیله اتمام حجت گردد. و از همه آن چه گفته شد، چنین به دست آمد:
    ۱ـ قرآن بر تمام معجزاتى که پیامبر گذشته و همچنین بر دیگر معجزات خود پیامبر اسلام تفوق و برترى دارد، زیرا قرآن جاودانى است که اعجاز آن در طول قرن‏ها براى تمام مردم جهان خود را نشان داده، یکّه تاز صحنه مبارزه و مسابقه کرده تا دامنه رستاخیر نیز بى‏رقیب و یکّه‏تاز خواهد ماند.
    ۲ـ دوران شرایع و قوانین گذشته به پایان رسیده است، به دلیل این که معجزات آن شرایع که شاهد و گواه صدق آنها بود، منقطع و زمان آنها پایان رفته است. (۳)
    ضمناً باید به این نکته توجه داشت که قرآن از یک خصوصیت برجسته و ممتاز دیگرى نیز برخوردار است و با همان خصوصیت هم بر تمام معجزات پیامبران تفوق و برترى دارد و آن خصوصیت کفالت و تضمین نمودن هدایت و رهبرى بشر است (۴) و سوق دادن آنها به نهایت کمال و انسانیت است؛ زیرا قرآن همان کتاب آسمانى است که عرب سرکش و جنایت پیشه را راهنمایى نمود، آنان را از بت پرستى و مفاسد اخلاقى نجات بخشید و جنگ و خون ریزى و افتخارات جاهلى را در مدت خیلى کوتاه در میان آنان، پایان داد و از چنین افراد جاهل و خونخوار، ملتى به وجود آورد که از فرهنگ عالى و تاریخ درخشان و از فضایل اخلاقى و اصول انسانى کامل و نمونه برخوردار باشد.
    اگر کسى تاریخ پرافتخار اسلام و اصحاب رسول خدا (ص) را که در برابر او شربت شهادت نوشیدند، مطالعه کند؛ به عظمت رهبرى قرآن پى مى‏برد و اهمیت هدایت قرآن و اثر حیرت‏انگیز آن را در رهبرى و هدایت جامعه عرب درک مى‏کند و روشن مى‏شود که این، تنها قرآن بود که توانست آنان را از زندگى منحط جاهلى به اعلاترین مرحله علم و کمال و انسانیت برساند و به آنان درس فداکارى و از خودگذشتگى و درس ایثار و فضیلت یاد دهد، به طورى که در راه دین و اهداف عالیه انسانى کوچک‏ترین اعتناى به از دست دادن مال و جان نکرده، در مرگ فرزندان و همسران کوچک‏ترین اندوه و تأسفى بر خود راه ندهند.
    گفتار مقداد به رسول خدا (ص) به هنگامى که آن حضرت با مسلمانان درباره حرکت نمودن به جنگ بدر مشورت مى‏نمود، مى‏تواند شاهد صدق و گواه روشنى بر این حقیقت باشد، آن جا که عرضه داشت:
    یا رسول اللَّه! به سوى آن چه خدایت فرمان داده است حرکت کن، ما مسلمانان نیز تا لب مرگ در این راه با تو پیش خواهیم رفت، به خدا سوگند ما سخنى را نمى‏گوییم که بنى اسرائیل به موسى گفتند که «تو خود برو و با پشتیبانى خدایت جنگ را آغاز کن ما در این جا به انتظار تو نشسته‏ایم»، ولى ما مى‏گوییم: تو به یارى خدایت حرکت کن و با دشمن بجنگ! ما نیز به دنبال تو و پشتیبان و همراه توایم و با جان و دل با دشمن تو خواهیم جنگید. به خدایى که تو را به حق فرستاده است اگر ما را از امواج خروشان و خطرناک دریا عبور داده، به سوى حبشه حرکت دهى، در این راه با تو خواهیم بود تا بدان جا که فرود آیى. رسول خدا از مقداد تشکر و بر وى دعاى خیر نمود. (۵)
    مقداد به عنوان فردى از مسلمانان و نمونه‏اى از آنان است که عقیده و تصمیم آهنین خویش را چنین اظهار مى‏کند و خودگذشتگى و فداکارى خود را در راه احیاى حق و آزادى و از بین بردن شرک و بت‏پرستى این چنین اعلام مى‏دارد و در میان مسلمانان این گونه افراد سراپا اخلاص و ایمان و داراى چنین عقیده پاک و استوار فراوان وجود داشت.
    این، قرآن بود که دل تاریک این افراد بت پرست و خونخوار جاهلى را این چنین روشن ساخت و از آن مردم بى‏رحم و وحشى، افرادى بیاراست که در برابر دشمنان و بت‏پرستان آن چنان سخت و خشن، ولى در برابر اهل توحید و مسلمانان رئوف و مهربان بودند و به هدایت قرآن بود که مسلمانان در مدت هشتاد سال به پیروزى‏هایى نائل آمدند که دیگران در مدت هشتصد سال به چنین فتوحى نرسیدند.
    اگر کسى تاریخ زندگى اصحاب و یاران رسول خدا (ص) را با تاریخ اصحاب پیامبران گذشته مقایسه کند، خواهد دانست که در این پیشرفت سریع و پیروزى بى‏سابقه، سرّ الهى و حقیقت معنوى و مرموزى در میان بوده است که منبع آن همان کتاب خدا و قرآن مجید مى‏باشد که دلها را روشن ساخت، قلوب و ارواح را با عقیده به مبدأ و استقامت در راه دین و هدف به هم در آمیخت.
    مطالعه در تاریخ یاران حضرت عیسى (ع) و اصحاب سایر پیامبران گواه روشنى است که آنان چگونه پیامبرانشان را در سختى‏ها، تنها و بى‏یاور گذاشته، در مواقع ترس و احساس خطر، آنان را در برابر دشمن رها کردند. این بود که انبیاى گذشته در برابر ستمگران زمان خویش آن چنان پیشرفت و پیروزى نداشتند، غلبه و پیروزى معمولاً نصیب دشمنان بود و بیش‏تر اوقات مجبور بودند، از میان اجتماع فرار کرده، در بیابان‏ها و غارها به سر برند.
    این یکى دیگر از امتیازات و آثار عجیب و شگفت‏انگیز قرآن مجید است. اینک چند نمونه دیگر از معارف قرآنى که نمودار اعجاز آن است، در فصول آینده مى‏آوریم تا روشن شود که اعجاز قرآن در بلاغت و جنبه‏هاى ادبى آن تمام نمى‏شود، بلکه در علوم و معارف نیز به حد اعجاز رسیده است.
    ______________________________________
    ۱ ) بنى اسرائیل/ ۸۸.
    ۲ ) صف/ ۸.
    ۳ ) ر. ش: تعلیقات، ش ۴.
    ۴ ) ر. ش: تعلیقات، ش ۵.
    ۵ ) تاریخ طبرى، ۱۴۰/۲، چ ۲.
    ترجمه البیان، ص ۶۵ - ۷۲