1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پاریس در شب (مجموعه اشعار)| ژاک پرور

شروع موضوع توسط Nahid ‏16/11/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏26/10/11
    ارسال ها:
    3,089
    تشکر شده:
    1,206
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاریس در شب

    سه کبریت یکی پس از دیگری در شب روشن شده اند
    اولی برای دیدن چهره ی کامل تو
    دومی برای دیدن چشمهایت
    اخری برای دیدن دهانت
    و تاریکی محض برای دیدن دهانت
    و فشردنت در میان بازوانم


    paris at night


    trois allumettes une a une allumees dans la nuit
    la premiere pour voir ton visage tout entier
    la seconde pour voir tes yeux
    la derniere pour voir ta bouche
    et l'obscurite tout entiere pour me rappeler tout cela
    en te serrant dans mes bras
     
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏26/10/11
    ارسال ها:
    3,089
    تشکر شده:
    1,206
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : پاریس در شب (مجموعه اشعار)| ژاک پرور

    باغ

    هزاران هزار سال
    کافی نیست
    برای بیان
    آن لحظه ی کوچک ابدیت
    که در آغوشم کشیدی
    که در آغوشت کشیدم
    صبحگاهی در روشنای زمستون
    در پارک مون سوری در پاریس
    در پاریس
    روی زمین
    زمینی که ستاره ای است


    le jardin

    des milliers et des millier d'annees
    ne sauraient suffire
    pour dire
    la petite seconde d'eternite
    ou tu ma embrasse
    ou je t'ai embrassee
    un matin dans la lumiere de l'hiver
    au parc montsouris
    a paris
    sur la terre
    la terre qui est un astre
     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏26/10/11
    ارسال ها:
    3,089
    تشکر شده:
    1,206
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : پاریس در شب (مجموعه اشعار)| ژاک پرور

    جریان زندگی

    در دوازده قصر تصخیر شده
    برای دوازده لقمه نان
    دوازده مرد از نفرت میگریند
    در دوازده حمام
    آنها خبر بدی دریافت کردند
    خبر بد از کشوری بد
    یک فرد بومی در شالیزار خود ایستاده
    و مشتی برنج را
    با حرکتی تمسخر آمیز
    به سوی آسمان پرتاب کرد

    la cours de la vie

    dans douze chateaux acquis
    pour douc bouchees de pain
    douze hommes sanglotent de haine
    dans douze salles de bains
    ils ont recu le mauvais cable
    la mauvais nouvelle du mauvais pays
    la-bas un indigene
    debout dans sa riziere
    a jete vers le ciel
    d'un geste derisoire
    une poingnee de riz
     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏26/10/11
    ارسال ها:
    3,089
    تشکر شده:
    1,206
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : پاریس در شب (مجموعه اشعار)| ژاک پرور

    چرخ دستی یا ابداع های بزرگ !

    طاووس چرخ می سازد
    و تقدیر بقیه ان را
    خداند بر آن جلوس می کند
    و انسان آن را هول می دهد


    la broutte ou les grandes inventions

    la paon fait la roue
    le hasard fait le reste
    dieu s'assoit dedans
    et l'hommele pousse
     
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏26/10/11
    ارسال ها:
    3,089
    تشکر شده:
    1,206
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : پاریس در شب (مجموعه اشعار)| ژاک پرور

    ترانه زندانبان

    به کجا می روی زندانبان زیبا
    با این کلیده آلوده به خون
    برای آزادی زنی که دوستش دارم
    اگر هنوز وقتی مانده باشد
    برای آزادی آن که زندانی اش کرده ام
    با محبت و با قصاوت
    در رازآمیزترین اشتیاقم
    در عمیق ترین عذابم
    در دروغ های آینده
    در سوگند های احمقانه
    می خواهم آزادش کنم
    می خواهم آزاد باشد
    حتی فراموشم کند
    حتی برود
    حتی بازگردد
    و باز دوستم بدارد
    یا کس دیگری را دوست بدارد
    اگر از کسی خوشش بیاید
    و اگر تنها بمانم
    و او برود
    تنها چیزی که من حفظ خواهم کرد
    و همیشه حفظ خواهم کرد
    در گودی دستهایم
    تا پایان عمر
    طراوت سینه های برجسته از عشق اوست


    chanson du geolier


    Où vas-tu beau geôlier
    Avec cette clé tachée de sang
    Je vais délivrer celle que j'aime
    S'il en est encore temps
    Et que j'ai enfermée
    Tendrement cruellement
    Au plus secret de mon désir
    Au plus profond de mon tourment
    Dans les mensonges de l'avenir
    Dans les bêtises des serments
    Je veux la délivrer
    Je veux qu'elle soit libre
    Et même de m'oublier
    Et même de s'en aller
    Et même de revenir
    Et encore de m'aimer
    Ou d'en aimer un autre
    Si un autre lui plaît
    Et si je reste seul
    Et elle en allée
    Je garderai seulement
    Je garderai toujours
    Dans mes deux mains en creux
    Jusqu'à la fin des jours
    La douceur de ses seins modelés par l'amour.