پاسخ : اشعار منتخب از جلیل صفربیگی شاعر ایلامی یک عمر درون خویش تکرار شدم در گوشه ای از خودم تلنبار شدم گنجشک به خواب رفته بودم دیشب امروز ولی کلاغ بیدار شدم
پاسخ : اشعار منتخب از جلیل صفربیگی شاعر ایلامی با عشق طلسم گرگ را میشکنیم شب-این قفس سترگ-را میشکنیم هرچند تبر به دوشمان نیست ولی یک روز بت بزرگ را می شکنیم
پاسخ : اشعار منتخب از جلیل صفربیگی شاعر ایلامی هر چند كه خسته ايم از اين حال نيا! شرمنده! اگر ندارد اشكال نيا! ما خط تمام نامه هامان كوفي است آقاي گلم زبان من لال نيا!
پاسخ : اشعار منتخب از جلیل صفربیگی شاعر ایلامی هر چند كه بيمار تو هستيم همه ديوانه ي ديدار تو هستيم همه بين خودمان بماند آقا عمري است انگار طلب كار تو هستيم همه
پاسخ : اشعار منتخب از جلیل صفربیگی شاعر ایلامی هر روز به ما اگر كه سر هم بزني بر ريشه ي خواب ما تبر هم بزني آقا تو كه خوب مي شناسي ما را زنگ در خانه را اگر هم بزني...
پاسخ : اشعار منتخب از جلیل صفربیگی شاعر ایلامی يك عمر تو زخم هاي ما را بستي هر روز كشيدي به سر ما دستي شعبان كه به نيمه مي رسد آقا جان! ما تازه به يادمان مي آيد هستي!
پاسخ : اشعار منتخب از جلیل صفربیگی شاعر ایلامی هم چاه سر راه تو بايد بكنيم هم اينكه از انتظار تو دم بزنيم اين نامه ي چندم است كه مي خواني داريم ركورد كوفه را مي شكنيم
پاسخ : اشعار منتخب از جلیل صفربیگی شاعر ایلامی فریاد حسین را شنیدیم همه از کوفه به سوی او دویدیم همه رفتیم به کربلا ولی برگشتیم از شمر امان نامه خریدیم هم
پاسخ : اشعار منتخب از جلیل صفربیگی شاعر ایلامی این سنگ خدایان که تبر می شکنند روزی که بیایی از کمر می شکنند بردار تبر را و بزن ابراهیم! بت های بزرگ زودتر می شکنند
پاسخ : اشعار منتخب از جلیل صفربیگی شاعر ایلامی در اوج یقین اگرچه تردیدی هست در هر قفسی، کلید امیدی هست چشمک زدن ستاره در شب یعنی... توی چمدان ماه، خورشیدی هست