ღღ_______ yakamoz _______ღღ شبی ازپشت یک تنهایی نمناک و بارانی، تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم، تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم ----------------------- اگر فکر کردى ازت خوشم میادو برام خیلى عزیزى و دلواپستم واگه نبینمت دلم برات تنگ میشه . . . . براى اولین بار درست فکر کردى ----------------------- تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد ----------------------- در فصل تگرگ عاشقت میمانم / با ریزش برگ عاشقت میمانم هر چند تبر به ریشه ام میکوبی / تا لحظه مرگ عاشقت میمانم ----------------------- آسمان جای عجیبیست نمیدانستیم / عاشقی کار غریبیست نمیدانستیم عمر مدیون نفس نیست نمیدانستیم / عشق کار همه کس نیست نمیدانستیم ----------------------- شبی از سوز گفتم قلم را / بیا بنویس غم های دلم را قلم گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این بار غم را ----------------------- تو طراوت باران ، تو سخاوت زمینی / تو کرانه های قلبم ، بهترین ، تو بهترینی زندگی با تو برایم بوی ریحان میدهد / بی تو اما بوی ریحان ، بوی زندان میدهد ----------------------- ایمان داشته باش که کمترین مهربانی ها از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشه ات مهربانی است . . . ؟ جا برای گنجشک زیاد است ولی ، به درختان خیابان تو عادت دارم . باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است ، آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است ، هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد ، های های دل دیوانه من پنهانی است . دوست دارم شب را به غم تو سر کنم ، دفتری را از اشک چشمم تر کنم ، نام آن دفتر نهم دیوان عشق ، عشق را عنوان آن دفتر کنم . تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم ، شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم ، تو چیستی که از هر موج تبسم تو ، بسان قایق سرگشته ی روی مردابم . خود خانه و کاشانه ای ندارم ، اما در عمق آرزوی من این است ، که در دل تو خانه ای داشته باشم ، به مساحت یک قلب . رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ، ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن ، دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا ، دل شکستن کار آسانی است حرفش را نزن . بخند ای عشق ای امید فردا که من خندیدنت را دوست دارم ، به باغ خاطرم هر روز و هر شب تو را تنهای تنها دوست دارم ، منم چون ماهی افتاده در شن تو را مانند دریا دوست دارم ، نگاهی کن به من ای عاشق دل تو را مانند رویا دوست دارم .
وقتی تنهاییم دنبال یک دوست می گردیم ، وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش می گردیم ، وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم و باز تنهاییم ! تو اگر می دانستی که چه زخمی دارد خنجر از دست رفیقان خوردن ، از من خسته نمی پرسیدی که چرا تنهایی ؟ تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را . (امام علی علیه السلام) خواهم که دهم جان به تو میل دلم اینست ، ترسم که پسندت نشود مشکلم اینست ، پروا مکن از قتل من امروز که فردا ، شرط است نگویم به کسی قاتلم اینست ، هرگز نروم جای دگر از سر کویت ، تا جان بود اندر تن من منزلم اینست ، جز وصل رخ دوست نخواهم ز خدا هیچ ، در دهر امیدی که بود در دلم اینست . امروز را می شناسم با همه زیباییش ، با همه روشنیه خورشیدش که هیچ نمی خواهد بگوید همچون گذشته جز یک کلام ، قدر امروز را بدان که همیشه فردایی در کار نیست . نازنین بدون تو دنیا رو باور ندارم ، با تو از رمز طلسم قصه سر در میارم ، لحظه ی سقوط من دست تو مثل معجزه اس ، شب میترسه از خودش وقتی میگم دوست دارم . خصلت آدما اینه که فراموشکارن ، اگه تو بری یکی دیگه رو در آغوش دارن . در غمگين ترين لحظات زندگيم شادم که کسي نميداند که چقدر غمگينم . . . . . . زندگي چيدن سيبي است که بايد چيد و رفت / زندگي تکرار پائيز است بايد ديد و رفت . . . . . . شلوار چهار سالگيت رو بپوش ! ببين چقدر تنگ شده برات اندازه همون دلم تنگ شده برات ! . . . يه زغال بر ميدارم و دورت ميکشم و مينويسم اين بي معرفت دنياي منه ! . . . عصري است غروب آسمان دلگير است ، افسوس براي دل سپردن دير است هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت ، عيب از من و توست ، عشق بي تقسير است . . . بر سنگ مزارم بنويسيد اشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش / او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش . . . . . .
هر دو بالم را شکستي باورم را پس بده / مانده خالي خالي هستي ام را پس بده دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک هاي بيت بيت دفترم را پس بده . . . به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چرا که چشم همه به سوي پر نور ترين ستاره هاست . . . نه از قايق نه از قايق مينويسم ، نه از زخم شقايق مينويسم به ياد لحظه هاي با تو بودن ، به ياد آن دقايق مينويسم . . . . . . محبوب ترين فرد کسي است که هم خود با نشاط است هم به ديگران نشاط ميبخشد . . . . . . در تنور عاشقي سرد مکن ، در مقام عشق نامردي مکن حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . . . . . سکوت يعني يه حرف که رو دلمه ، يه اسم که رو لبمه ، يه شرم که تو چشامه و يه ارزو که تو قلبمه ، سکوت يعني ....... . . . ای داد بر اسیری که از یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد ღღ_______ yakamoz _______ღღ