۱۷ آبان ۱۳۹۰ جام جم آنلاين: تو حاجي شدهاي امروز بار و بنديلت را برميداري و باخيمههاي منا خداحافظي ميكني. امروز برميگردي كنار خانه خدا، براي طواف و آخرين سعي بين صفا و مروه، معلوم نيست دوباره نصيب تو شود كه يك بار ديگر خيمهنشين عرفات و منا شوي، هرچه بود گذشت. بايد بگذاري و بگذري و برگردي، مهماني كنار خانه خدا هم براي خود دوراني دارد، كمتر از آنچه تو فكر ميكني. فرصت ماندن در سرزمين وحي هم براي تو زياد نيست، مثل ابر بهاري سپري ميشود، معلوم نيست تو زائر اين سرزمين باشي در سالهاي آينده، پس تو غريبي، مسافري، از اقامت تو همين يكي، دو روز باقي مانده است، اينها مهم نيست مهم اين است كه تو از عرفات، مشعر و منا برميگردي، بارها به رمي جمرات رفتهاي، حلق و تقصير كردهاي و حالا مثل نوزادي كه تازه پا به عرصه وجود گذاشته متولد شدهاي، پاك و عاري از هر لغزش و گناه و خطايي كه تصورش را ميكني. مهم اين است كه با رهتوشهاي بازميگردي كه سالها در آرزوي دستيابي به آن لحظه شماري كردي، تو در همين سرزمين بهملكوت اعلي رسيدي، به اوج بندگي، اوج دلدادگي و در عبوديت سرآمد شدي، تو در سرزميني رحلاقامت گزيدي كه حضرت آدم در آن هبوط كرد، پيامبران الهي براي هدايت بندگان خدا توفيق انجام رسالت يافتند، تو در سرزمين وحي، در سرزمين محمد و علي و فاطمه و همه انوار پاك، توفيق حضور يافتي، يادت باشد اينها همه براي تو سرمايه است؛ سرمايهاي جاودان، سرمايهاي براي روزي كه شايد ديگران از آن بيبهره خواهند بود و تو با دستاني پر آن را همراه خواهي داشت. تمرين بندگي تو در عرفات و منا، توشه راه توست براي روزي كه وعده آن بارها و بارها در آيات الهي داده شده است. يادت باشد برادرم و خواهرم، تو حاجي شدهاي، از حج برميگردي، از قبله دلها و آرزوها. تو بنده شدهاي، بنده خدا؛ بندهاي از بندگان خوب خدا، تو حاجي شدهاي و براي حاجي شدن چه مرارتها و سختيهايي را به جان خريدي، بايد مواظب باشي كه تولدي ديگر يافتهاي، امروز كه از منا باز ميگردي آغاز زندگي توست. براي همه دعا كن، تا در زير آسمان بندگي، ما هم بنده باشيم، مثل تو، پاك و منزه از هر گناه، تو براي ما هم دعا كن تا روزي مسافر سرزمين قبله شويم و در آسمان بندگي پرواز كنيم. تو حاجي شدهاي، امروز آغاز زندگي دوباره توست. دعاي تو كه به مسلخ، قرباني فرستادهاي در آسمان اجابت خواهد نشست تو با دعاي خود ما را به آنچه خير و بركت است، رهنمون باش.