هميشه خسته از روزاي برفي عشق پريشون شده ي دو حرفي گفته بودم اگه دلت گرفته است کنج دلم جا واسه ي دلت هست شايد دلت خواست و پاهات نيومد يا شايد هم دلت باهات نيومد هرچي که بود بذار که گفته باشم هرجا که هست دلت منم باهاشم عشقت گذشته از پل دشت پر از گلايول گمشده ي دو حرفي خسته ي روز برفي گفته باشم هنوزم اگه دلت گرفته است بيا که کنج قلبم جا واسه ي دلت هست حالا که تقويم من زمستوناش زياده تو کوچه هاي سردش هميشه برف و باده بايد بياي ببينم بهار خنده هاتو بيا بذار تموم شه روزاي برفي باتو رنگ غمو به شعر شادم زده دشت پر از گلايول غمزده دلم ميخواد خودت بياي ببيني نبض منو قلب تو باهم زده عشقت گذشته از پل دشت پر از گلايول گمشده ي دو حرفي خسته ي روز برفي
شعر آینه ست دو حرف کنار هم میتونه یه ضمیر باشه به صورت خطابی مثلا "تو"...این شعر زاویه دیدش از زبان عاشق هستش پس قطعا خطاب به معشوق هست و معشوق در ساده ترین شکلِ بیان و صمیمی ترین لهجه ی عاشقانه همون"تو "هست. جدای مطالب فوق یه مدل دگ از مناظره های عاشقانه در شعر حروف اول اسمها یا مخفف اسمها هم میتونن جایگزین"تو" باشند که البته چون شنونده در مورد این شعر خالی الذهنه که اسم معشوق چیه اینجا که دو حرفشو مد نظر عاشق هست بعید میدونم این شکل دومی مد نظر باشه ...