1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

، انسان كامل از ديدگاه اسلام -

شروع موضوع توسط Am!R~Mr ‏2/11/11 در انجمن ادیان الهی

  1. [FONT=&quot]. انسان كامل يعنی انسان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]نمونه ، انسان اعلی يا انسان والا . انسان مانند بسياری از چيزهای ديگر ، [/FONT]
    [FONT=&quot]كامل و غيركامل د ارد و بلكه معيوب و سالم دارد و انسان سالم هم دو قسم‏[/FONT]
    [FONT=&quot]است : انسان سالم كامل و انسان سالم غير كامل . شناختن انسان كامل يا[/FONT]
    [FONT=&quot]انسان نمونه از ديدگاه اسلام ، از آن نظر برای ما مسلمين واجب است كه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]حكم مدل و الگو و حكم سرمشق را دارد ، يعنی اگر بخواهيم يك مسلمان كامل‏[/FONT]
    [FONT=&quot]باشيم چون اسلام می‏خواهد انسان كامل بسازد و تحت تربيت و تعليم‏[/FONT]
    [FONT=&quot]اسلامی به كمال انسانی خود برسيم ، بايد بدانيم كه انسان كامل چگونه است‏[/FONT]
    [FONT=&quot]، چهره انسان كامل چهره روحی و معنوی‏اش را عرض می‏كنم چگونه چهره‏ای است‏[/FONT]
    [FONT=&quot]، سيمای معنوی انسان كامل چگونه سيمائی است و مشخصات انسان كامل چگونه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]مشخصاتی است ، تا بتوانيم خود و جامعه خود را آن گونه بسازيم . اگر ما[/FONT]
    [FONT=&quot]انسان كامل ، اسلام را نشناسيم ، قطعا نمی‏توانيم يك مسلمان تمام و يا[/FONT]
    [FONT=&quot]كامل باشيم و به تعبير ديگر، يك انسان ولو كامل نسبی از نظر اسلام باشيم[/FONT]. ​
     
  2. پاسخ : ، انسان كامل از ديدگاه اسلام -


    [FONT=&quot]راههای شناخت انسان كامل از نظر اسلام[/FONT]
    [FONT=&quot]شناخت انسان كامل از نظر اسلام دو راه دارد : يك راه اين است كه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]ببينيم قرآن در درجه اول و سنت در درجه دوم انسان كامل را اگر چه در[/FONT]
    [FONT=&quot]قرآن و سنت تعبير انسان كامل نيست و تعبير مسلمان كامل و[/FONT]
    [FONT=&quot]مؤمن كامل است چگونه توصيف كرده‏اند ، ولی به هر حال معلوم است‏[/FONT]
    [FONT=&quot]كه مسلمان كامل ، يعنی انسانی كه در اسلام به كمال رسيده است ، و[/FONT]
    [FONT=&quot]مؤمن كامل يعنی انسانی كه در پرتو ايمان به كمال رسيده است . بايد[/FONT]
    [FONT=&quot]ببينيم قرآن يا سنت ، انسان كامل را با چه مشخصاتی بيان كرده‏اند و چه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]خطوطی برای سيمای انسان كامل كشيده‏اند . از قضا در اين زمينه ، چه در[/FONT]
    [FONT=&quot]قرآن و چه در سنت بيانات زيادی آمده است[/FONT] .
    [FONT=&quot]راه دوم شناخت انسان كامل ، از راه بيانها نيست كه ببينيم در قرآن و[/FONT]
    [FONT=&quot]سنت چه آمده است ، بلكه از اين راه است كه افرادی عينی[/FONT]
    [FONT=&quot]را بشناسيم كه مطمئن هستيم آنها آنچنان كه اسلام و قرآن می‏خواهد ، ساخته‏[/FONT]
    [FONT=&quot]شده‏اند و وجود عينی انسانهای كامل اسلامی هستند ، چون انسان كامل اسلامی‏[/FONT]
    [FONT=&quot]فقط يك انسان ايده‏آلی و خيالی و ذهنی نيست كه هيچوقت در خارج وجود[/FONT]
    [FONT=&quot]پيدا نكرده باشد ، انسان كامل ، هم در حد اعلا و هم در درجات پائينتر ، [/FONT]
    [FONT=&quot]در خارج وجود پيدا كرده است[/FONT] . ​
     
  3. پاسخ : ، انسان كامل از ديدگاه اسلام -

    [FONT=&quot]خود پيغمبر اكرم ( ص ) نمونه انسان كامل اسلام است . علی ( ع ) نمونه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]ديگری از انسان كامل اسلام است . شناخت علی ، شناخت انسان كامل اسلام‏[/FONT]
    [FONT=&quot]است ، اما شناخت علی ، نه شناخت شناسنامه‏ای علی . گاهی انسان ، [/FONT]
    [FONT=&quot]علی را شناسنامه‏ای می‏شناسد ، نامش علی ، پسر ابوطالب ، ابوطالب پسر[/FONT]
    [FONT=&quot]عبدالمطلب ، مادرش فاطمه دختر اسدبن عبدالعزی ، شوهر فاطمه ، پدر حسن و[/FONT]
    [FONT=&quot]حسين ، در آن سال متولد شد ، فلان سال از دنيا رفت ، چنان جنگهائی كرد ، [/FONT]
    [FONT=&quot]اينها شناختهای شناسنامه‏ای است ، يعنی اگر بخواهيم برای علی ( ع ) يك‏[/FONT]
    [FONT=&quot]شناسنامه صادر كنيم و به شناسنامه او آگاه باشيم ، شناسنامه‏اش اينهاست‏[/FONT]
    [FONT=&quot]، اما شناخت شناسنامه‏ای علی ، شناخت علی نيست ، شناخت انسان كامل‏[/FONT]
    [FONT=&quot]نيست ، شناخت علی ، يعنی شناخت شخصيت علی نه شخص علی . در هر حدی كه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]شخصيت جامع علی ( ع ) را بشناسيم ، انسان كامل اسلام را شناخته‏ايم و در[/FONT]
    [FONT=&quot]هر حدی كه انسان كامل را عملا نه اسما و لفظا امام و پيشوای خود قرار دهيم‏[/FONT]
    [FONT=&quot]، راه او را برويم ، تابع و پيرو او باشيم و كوشش كنيم كه خود را بر طبق‏[/FONT]
    [FONT=&quot]اين نمونه بسازيم ، در همان حد شيعه اين انسان كامل هستيم[/FONT]
    [FONT=&quot]شيعه يعنی كسی كه عی‏[/FONT]
    [FONT=&quot]را مشايعت كند ، يعنی انسان با لفظ شيعه نمی‏شود ، با حرف[/FONT]
    [FONT=&quot]شيعه نمی‏شود ، با حب و علاقه فقط شيعه نمی‏شود ، پس با چه چيز شيعه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]می‏شود ؟ با مشايعت ، مشايعت يعنی همراهی . وقتی كسی می‏رود ، شما پشت‏[/FONT]
    [FONT=&quot]سر و همراه او می‏رويد ، اين را مشايعت می‏گويند ، شيعه علی يعنی‏[/FONT]
    [FONT=&quot]مشايعت كننده عملی علی[/FONT] ​
     
  4. پاسخ : ، انسان كامل از ديدگاه اسلام -

    [FONT=&quot]پس دو راه شناخت انسان كامل و همچنين فائده بحث از آن را دانستيم[/FONT] .
    [FONT=&quot]بنابراين ، مسئله انسان كامل يك بحث فلسفی و علمی محض نيست كه[/FONT]

    [FONT=&quot]فقط اثر علمی داشته باشد . اگر انسان كامل اسلام را از راه بيان قرآن[/FONT]

    [FONT=&quot]و سنت و از راه شناخت پرورده‏های كامل قرآن نشناسيم ، نمی‏توانيم راهی‏[/FONT]
    [FONT=&quot]را كه اسلام معين كرده ، برويم و يك مسلمان واقعی و درست باشيم و همچنين‏[/FONT]
    [FONT=&quot]جامعه ما نمی‏تواند يك جامعه اسلامی باشد . پس ضرورت دارد انسان كامل و[/FONT]
    [FONT=&quot]عالی و متعالی اسلام را بشناسيم[/FONT] . ​
     
  5. پاسخ : ، انسان كامل از ديدگاه اسلام -


    [FONT=&quot]فرق كمال و تمام[/FONT]
    [FONT=&quot]اينجا يك سؤال مطرح است كه اصلا معنی كامل چيست ( ؟ انسان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]كامل يعنی چه ؟[/FONT]


    [FONT=&quot]در زبان عربی دو كلمه نزديك به يكديگر نه عين يكديگر داريم و ضد اين‏[/FONT]
    [FONT=&quot]دو كلمه يك كلمه است ، يعنی آن كلمه گاهی در ضد اين به كار می‏رود و[/FONT]
    [FONT=&quot]گاهی در ضد آن . در فارسی حتی خود آن دو كلمه را هم نداريم ، يعنی به جای‏[/FONT]
    [FONT=&quot]آن دو كلمه ، فقط يك كلمه داريم ، آن دو كلمه عربی يكی كمال است و[/FONT]
    [FONT=&quot]ديگری تمام . گاهی در عربی كامل گفته می‏شود و گاهی تام و[/FONT]
    [FONT=&quot]در مقابل هر دو ناقص گفته می‏شود ، چنانكه در فارسی اينچنين‏[/FONT]
    [FONT=&quot]می‏گوئيم : اين كامل است و آن ناقص ، اين تام است ، تمام است و آن‏[/FONT]
    [FONT=&quot]ديگری ناقص[/FONT] .


    [FONT=&quot]ناقص[/FONT] .
    [FONT=&quot]در يك آيه از قرآن هر دو كلمه آمده است :
    [/FONT]

    [FONT=&quot]اليوم اكملت لكم‏[/FONT]
    [FONT=&quot]دينكم و اتممت عليكم نعمتی امروز دين شما را برايتان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]كامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام كردم . نفرمود :[/FONT]
    [FONT=&quot]اتممت عليكم[/FONT]

    [FONT=&quot]دينكم ، و همچنين نفرمود :
    [/FONT]

    [FONT=&quot]اكملت لكم نعمتی ،
    [/FONT]

    [FONT=&quot]می‏گويند اگر چنين‏[/FONT]
    [FONT=&quot]گفته بود از نظر دستور زبان عربی درست نبود . حال فرق اين دو كلمه چيست‏[/FONT]
    [FONT=&quot]؟ ما اگر فرق اين دو را نگوئيم ، نمی‏توانيم بحثمان را شروع كنيم ، يعنی‏[/FONT]
    [FONT=&quot]شروع بحث ما ، از دانستن معنی اين دو كلمه است[/FONT] .


    [FONT=&quot]تمام برای يك شی‏ء در جائی گفته می‏شود كه همه آنچه برای اصل وجود[/FONT]
    [FONT=&quot]آن لازم است ، به وجود آمده باشد ، يعنی اگر بعضی از آن چيزها به وجود[/FONT]
    [FONT=&quot]نيامده باشد ، اين شی‏ء در ماهيت خودش ناقص است ، به طوری كه[/FONT]

    [FONT=&quot]می‏توان گفت كه وجودش كسر برمی‏دارد[/FONT] :
    [FONT=&quot]نصفش موجود است ، ثلثش موجود است ، دو ثلثش موجود است ، و از اين‏[/FONT]
    [FONT=&quot]قبيل . مثلا ساختمان يك مسجد كه براساس يك نقشه ساخته می‏شود احتياج به‏[/FONT]
    [FONT=&quot]يك تالار دارد ، تالار هم احتياج به ديوار و سقف و درب و شيشه و[/FONT]
    [FONT=&quot]ملزومات ديگر دارد . وقتی همه آن چيزهايی كه اين ساختمان احتياج دارد[/FONT]
    [FONT=&quot]كه اگر آنها نباشد ، نمی‏توان از ساختمان استفاده كرد فراهم شد ، می‏گويند[/FONT]
    : [FONT=&quot]ساختمان تمام شد . برای نقطه مقابل اين كلمه ، كلمه ناقص را بكار[/FONT]
    [FONT=&quot]می‏بريم . اما كمال در جائی است كه يك شی‏ء بعد از آنكه " تمام " هست‏[/FONT]
    [FONT=&quot]، باز درجه بالاتری هم می‏تواند داشته باشد و از آن درجه بالاتر ، درجه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]بالاتر ديگری هم می‏تواند داشته باشد . اگر اين كمال برای شی‏ء نباشد باز[/FONT]
    [FONT=&quot]خود شی‏ء هست ، ولی با داشتن اين كمال ، يك پله بالاتر رفته است[/FONT] .
    [FONT=&quot]كمال را در جهت عمودی بيان می‏كنند و تمام را در جهت افقی . وقتی شی‏ء[/FONT]
    [FONT=&quot]در جهت افقی به نهايت وحد آخر خود برسد[/FONT] ​
     
  6. پاسخ : ، انسان كامل از ديدگاه اسلام -


    [FONT=&quot]كمال را در جهت عمودی بيان می‏كنند و تمام را در جهت افقی . وقتی شی‏ء[/FONT]
    [FONT=&quot]در جهت افقی به نهايت وحد آخر خود برسد ، می‏گويند تمام شد ، و زمانی كه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]شی‏ء در جهت عمودی بالا رود ، می‏گويند كمال يافت . اگر می‏گويند[/FONT] :
    [FONT=&quot]عقل فلان كس كامل شده است يعنی قبلا هم عقل داشته ، اما عقلش يك‏[/FONT]
    [FONT=&quot]درجه بالاتر آمده است ، علم فلان كس كامل شده است . يعنی قبلا هم علم‏[/FONT]
    [FONT=&quot]داشت و از آن استفاده می‏كرد ولی اكنون علمش يك درجه كمالی را[/FONT]
    [FONT=&quot]پيموده است . پس يك انسان تمام داريم كه در مقابل انسانی است كه از[/FONT]
    [FONT=&quot]نظر افقی ناتمام است ، يعنی اصلا نيمه انسان است ، كسر انسان است ، مثلا[/FONT]
    [FONT=&quot]ثلث يا دو ثلث انسان است و به هر حال ، انسان تمام نيست ، و انسان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]ديگری هم داريم كه انسان تمام هست ولی[/FONT]
    [FONT=&quot]انسان تمام ، می‏تواند كامل باشد ، كاملتر باشد و از آن هم كاملتر باشد ، [/FONT]
    [FONT=&quot]تا به آن حد نهائی نهائی كه انسانی از آن بالاتر وجود ندارد برسد كه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]او را انسان كامل كامل كه حد اعلای انسان است می‏ناميم[/FONT] .
    ​
     
  7. پاسخ : ، انسان كامل از ديدگاه اسلام -


    [FONT=&quot]تعبير انسان كامل[/FONT]

    [FONT=&quot]تعبير انسان كامل در ادبيات اسلامی تا قرن هفتم هجری وجود نداشته‏[/FONT]
    [FONT=&quot]است . امروز در اروپا هم اين تعبير خيلی زياد مطرح است ولی برای اولين‏[/FONT]
    [FONT=&quot]بار در دنيای اسلام اين تعبير در مورد انسان به كار برده شده است . اولين‏[/FONT]
    [FONT=&quot]كسی كه در مورد انسان ، تعبير انسان كامل را مطرح كرد ، عارف‏[/FONT]
    [FONT=&quot]معروف ، محی‏الدين عربی اندلسی طائی است . محی الدين عربی پدر عرفان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]اسلامی است ، يعنی تمام عرفائی كه شما از قرن هفتم به بعد در ميان تمام‏[/FONT]
    [FONT=&quot]ملل اسلامی سراغ داريد و از جمله عرفای ايرانی فارسی زبان ، از شاگردان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]مكتب محی‏الدين هستند . مولوی يكی از شاگردان مكتب محی‏الدين است . او[/FONT]
    [FONT=&quot]با اين همه عظمت ، در مقابل محی‏الدين از نظر عرفانی چيزی نيست[/FONT] .
    [FONT=&quot]محی‏الدين ، مردی عربی نژاد از اولاد حاتم طائی ، و اهل اندلس بود[/FONT] .
    [FONT=&quot]همه مسافرتهای او در كشورهای اسلامی بود و در شام از دنيا رفت . قبر[/FONT]
    [FONT=&quot]محی‏الدين اندلسی شامی كه به اعتبار مدفنش به او شامی می‏گويند در[/FONT]
    [FONT=&quot]دمشق است . او شاگردی به نام صدرالدين[/FONT]
    [FONT=&quot]قونوی دارد كه بعد از محی‏الدين، بزرگترين عارف شمرده می‏شود. اينكه عرفان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]اسلامی به صورت علمی ، آنهم علم بسيار بسيار غامض درآمده است . محصول‏[/FONT]
    [FONT=&quot]كار محی‏الدين و شروح صدرالدين قونوی است . صدرالدين قونوی كه اهل قونيه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]در تركيه است ، پسر زن محی‏الدين بود، يعنی محی‏الدين هم استادش بود و هم‏[/FONT]
    [FONT=&quot]شوهر مادرش . مولوی معاصر صدرالدين قونوی است . صدرالدين در مسجدی امام‏[/FONT]
    [FONT=&quot]جماعت بود و مولوی می‏رفت و به او اقتدا می‏كرد . افكار محی‏الدين به‏وسيله‏[/FONT]
    [FONT=&quot]صدرالدين قونوی به مولوی انتقال پيدا كرده است .[/FONT] ​
     
  8. پاسخ : ، انسان كامل از ديدگاه اسلام -

    [FONT=&quot]‏ [/FONT]
    [FONT=&quot]يكی از مسائلی كه اين مرد طرح كرد ، مسئله انسان كامل بود ، ولی البته‏[/FONT]
    [FONT=&quot]او از ديدگاه عرفان آن را طرح كرده است . مخصوصا يكی از سؤالاتی كه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]از محمود شبستری معروف ، صاحب منظومه بسيار بسيار عالی و نفيس ادبی و[/FONT]
    [FONT=&quot]كم‏نظير گلشن راز شده است در مورد انسان كامل است كه او هم با ديد[/FONT]
    [FONT=&quot]عرفانی جواب داده است . پس اولين كسی كه با لفظ انسان كامل اين‏[/FONT]
    [FONT=&quot]مسئله را طرح كرد و با ديد خاص عرفانی ، اين مطلب را بيان كرد ، اوست‏[/FONT]
    . [FONT=&quot]ديگران هم انسان كامل را هر كسی از ديد خود به شكلی بيان كرده‏اند . ما[/FONT]
    [FONT=&quot]می‏خواهيم ببينيم كه انسان كامل از ديد قرآن چگونه انسانی است . بحث را[/FONT]
    [FONT=&quot]از انسان تمام و انسان ناقص شروع می‏كنيم تا بتوانيم به[/FONT]
    [FONT=&quot]مراحل بعدی اين بحث برسيم[/FONT] ​
     
  9. پاسخ : ، انسان كامل از ديدگاه اسلام -



    [FONT=&quot]عيبهای جسمی و روانی[/FONT]
    [FONT=&quot]آيا انسان سالم و انسان معيوب هم داريم ؟ سلامت و عيب گاهی مربوط به‏[/FONT]
    [FONT=&quot]تن انسان است . شكی نيست كه بعضی انسانها از نظر جسمی سالمند و بعضی‏[/FONT]
    [FONT=&quot]معيوب و مريض ، مثلا نقص عضوی دارند : نابينا ، كرو يا افليج هستند و[/FONT]
    [FONT=&quot]امثال اينها . ولی اينها مربوط به شخص انسان است . هيچ توجه داريد كه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]اگر انسانی كور باشد ، كر باشد ، افليج باشد ، بد شكل باشد ، كوتاه قد[/FONT]
    [FONT=&quot]باشد ، شما اينها را برای او از نظر فضيلت و شخصيت و انسانيت ، نقصی‏[/FONT]
    [FONT=&quot]نمی‏شماريد . مثلا سقراط ، فيلسوف يونان كه او را به اصطلاح تالی تلو[/FONT]
    [FONT=&quot]پيغمبران حساب می‏كنند ، يكی از بدشكلترين مردم دنيا بود ، ولی هيچكس‏[/FONT]
    [FONT=&quot]بد شكلی را برای سقراط به عنوان يك انسان ، عيب نمی‏گيرد . يا مثلا[/FONT]
    [FONT=&quot]ابوالعلاء معری و طه حسين كور بوده‏اند ، آيا اين‏[/FONT]
    [FONT=&quot]كوری كه نقصی در جسم و شخص اين افراد است به عنوان يك نقص در شخصيت‏[/FONT]
    [FONT=&quot]اين افراد شمرده می‏شود ؟ نه ، اينچنين نيست . اين مطلب دليل بر اين‏[/FONT]
    [FONT=&quot]است كه انسان دو چيز دارد : شخصی دارد و شخصيتی ، تنی دارد[/FONT]
    [FONT=&quot]روان از حساب جسم جداست . اين كسانی كه خيال می‏كنند روان انسان ، صد[/FONT]
    [FONT=&quot]درصد تابعی از جسم اوست ، اشتباهشان همين جاست . اساسا آيا روان انسان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]می‏تواند بيمار باشد ، در حاليكه جسم او سالم است ؟ اين خودش يك‏[/FONT]
    [FONT=&quot]مسئله‏ای است . بنابر نظر كسانی كه منكر اصالت روح هستند و تمام خواص‏[/FONT]
    [FONT=&quot]روحی را اثر مستقيم و بلاواسطه سلسله اعصاب انسان می‏دانند ، اساسا روان ، [/FONT]
    [FONT=&quot]حكمی ندارد ، همه چيز تابع جسم است . از نظر اينها اگر روان بيمار[/FONT]
    [FONT=&quot]باشد ، حتما جسم بيمار شده كه روان بيمار است و بيماری روانی همان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]بيماری جسمی است[/FONT] . ​
     
  10. پاسخ : ، انسان كامل از ديدگاه اسلام -

    [FONT=&quot]‏[/FONT]

    [FONT=&quot]خوشبختانه امروز ، بيشتر اين مطلب ثابت شده است كه ممكن است انسان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]از نظر جسم ، از نظر تعداد گلبولهای سفيد و قرمز خون ، ويتامينها و از[/FONT]
    [FONT=&quot]نظر متابوليسم بدن و همه جهات جسمی ديگر و حتی از نظر پزشك‏[/FONT]
    [FONT=&quot]اعصاب ، سالم سالم باشد ، و در عين حال از نظر روانی بيمار باشد . چطور[/FONT]
    [FONT=&quot]بيمار باشد ؟ مثلا به قول امروزيها عقده روانی داشته باشد . واقعا[/FONT]
    [FONT=&quot]علم امروز به آدمی كه عقده روانی دارد ، بيمار می‏گويد ، يعنی در[/FONT]
    [FONT=&quot]دستگاه روانی او اختلال پيدا شده است بدون اينكه اختلالی در دستگاه جسمی‏[/FONT]
    [FONT=&quot]او پديد آمده باشد و لهذا اين نوع بيماريها را از راه جسم نمی‏توان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]درمان كرد ، يعنی راه معالجه اين بيماران روانی دواهای مادی نيست ، [/FONT]

    [FONT=&quot]مثل كسی كه دارای عقده روانی تكبر است . امروز ثابت شده است كه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]تكبر ، واقعا بيماری است ، واقعا اختلال روحی و روانی است ، ولی آيا[/FONT]
    [FONT=&quot]می‏شود يك دارو برای تكبر در داروخانه پيدا كرد ؟ آيا می‏شود انسان يك‏[/FONT]
    [FONT=&quot]قرص بخورد و تكبرش از بين برود و تبديل به يك انسان متواضع شود ؟ آيا[/FONT]
    [FONT=&quot]می‏شود به يك انسان قسی القلب و جلاد مثل شمربن ذی الجوشن يك آمپول‏[/FONT]
    [FONT=&quot]بزنند و يا يك قرص به او بدهند تا تبديل به يك انسان عطوف ، مهربان و[/FONT]
    [FONT=&quot]با شفقت و رحمت شود ؟ نه ، امكان معالجه برای او هست ولی معالجه‏[/FONT]
    [FONT=&quot]او ، راه ديگری دارد[/FONT] .
    [FONT=&quot]حتی گاهی بيماری جسمی از راه روانی معالجه می‏شود ، همچنانكه گاهی‏[/FONT]
    [FONT=&quot]بيماری روانی از راه جسم معالجه می‏شود . مثلا يك بيماری ، واقعا جسمی‏[/FONT]
    [FONT=&quot]است ولی با يك سلسله تلقينها و تقويتهای روحی كه اينهم خودش داستانی‏[/FONT]
    [FONT=&quot]دارد و يك مسأله عجيبی است، معالجه می‏شود . اين مطلب جزء دلايل قاطع‏[/FONT]
    [FONT=&quot]بر اين است كه واقعا انسان ، موجودی است مركب از تن و روان ، و روان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]انسان از تن استقلال دارد و يك تابع مطلق از تن نيست ، همچنانكه تن ، [/FONT]
    [FONT=&quot]تابع مطلق از روان نيست ، اين دو در يكديگر اثر دارند . به قول حكما[/FONT] :
    [FONT=&quot]النفس والبدن يتعا كسان ايجابا و اعدادا بدن در روان اثر می‏گذارد و روان‏[/FONT]
    [FONT=&quot]در بدن ، و بدن كار مستقل از روان انجام می‏دهد و روان هم كار مستقل از تن‏[/FONT]
    [FONT=&quot]انجام می‏دهد . اين خودش دليل بر اين است كه دستگاه روانی انسان ، خود[/FONT]
    [FONT=&quot]يك دستگاه مستقل است[/FONT] .
    [FONT=&quot]ما در صحبت از انسان كامل قبل از اينكه وارد اصل بحث شويم ، سخن‏[/FONT]
    [FONT=&quot]از انسان سالم و انسان معيوب آورديم . اين مقدمه لازم[/FONT]
    [FONT=&quot]بود ، تا روشن شود كه مقصود ما عيب و سلامت مربوط به جسم نيست ، [/FONT]
    [FONT=&quot]نمی‏خواهيم بحث پزشكی كنيم كه انسانی صد درصد سالم است كه اگر برود[/FONT]
    [FONT=&quot]چكاپ كند ، معلوم می‏شود همه جهازات بدنش سالم است ، اين بحث به‏[/FONT]
    [FONT=&quot]ما مربوط نيست ، ما اساسا به بدن ، كاری نداريم[/FONT] ​