مجسمه های آلبرتو جاکومتی [HR][/HR] « جاکومتی ترس از بی انتهائی دارد . نه از بی انتهائی به شــــــیوه ی پاسکالی ٬ یعنی بی انتهائی عظیم . بی انتهائی دیگری هم وجود دارد . مرموزانه تر و پنهان تر که از بخش پذیری به آرامی فرار می کند . جاکومتی می گوید : این بی انتهائی ٬ در فضا ٬ بیش از اندازه وجود دارد ... چیزی که باید دریافته شود این است که این پیکره ها ٬ که به تمامی همان چیزی هستند که یک باره می نمایند ٬ به کسی اجازه نمی دهند که آنها را بررسی کند . به محض اینکه آنها را می بینم ناگهان در میدان دید من ٬ مانند خیالی در برابر ذهنم پدیدار می شوند . فقط خیال دارای چنین شفافیت آنی است ... این موجودات ظریف و باریک سر به سوی بهشت دارند . آنها می رقصند ٬ آنها خود رقص اند . هنگامی که این رخنه ی مرموز را نظاره می کنیم ٬ این بدن های لاغر منبسط می شوند و چیزی که ما در مقابل مان می بینیم ٬ چیزی است که به زمین تعلق دارد ...»