باز آن یار بی وفا باز آن یار با جفا رفته بی من ای خدا باز که شده درد آشنا من تنها یا دل شدماو با کی شد همنوا او که با من میدمیداو که از من می شنید حال رفته بی من چراراز دل شد برملا من بی او خوابم نبرد او با کی شد هم قبا باز من دیوانه شدممست با بیگانه شدم او در دلم جا خوش بکردمن رسوا ترین رسوا خوش بودم وقتی که بود مست بودم با دلبران