پاسخ : تدوین چیست؟! "graphic match" دو نمای پشت سر هم به نحوی به هم وصل میشوند كه مشابهتهای محكمی به لحاظ تركیببندی تصویر ( مثل رنگ و شكل[و نور]) به بار بیاید. بدین گونه است كه در سبك تدوین تداومی با ایجاد حس بیخللی و واقعنمایی، بیشترین كاربرد را در فیلمها ی روائی و عمدتاً هالیوددی مییابد، ودر سینمای بدنهای و تجاری روش غالب تدوین فیلمهای داستانی میباشد. اما در همان دهههای اولیه سینما با وجود رواج تدوین تداومی به خصوص بعد از كارهای “ گریفیث Griffith ” تولد یك ملت و تعصب، در دههی 20 با ورود آونگاردها و فرمگراها نوع دیگر تدوین، در مقابل سبك تداومی ظهور یافت كه دارای معیارهای خاصی بود كه میتوان آن را “ ضد تداوم ” یا “ تداعیگرایانه ” عنوان كرد. روش این سینماگران در تدوین فیلمها به اندازهای از روش متداول فیلمسازی ـ یعنی همان تدوین بر اساس تداوم ـ فاصله داشت، كه با عنوانهای از قبیل “ ضد سینما ” و “ سینمای مخالفخوان ” از آنها نام برده میشود.دو نوع اصلی از این سبك تدوینی یعنی “ فوكوس عمیق ” و “ مونتاژ ” در مبحث میزانْسن به اختصار تشریح گردید،اما درمدخل این مبحث با عنوان “ تدوین غیرتداومیDiscontinuity editing ” به بررسی امكانات دیگر تدوینِ غیر تداومی میپردازیم. • تدوین غیرتداومی پس از گذار سینما از “ تصویرگری” صِرْف و بازگویی داستانهای معمولی روزمره، به مرحلهی كه داستانهای پیچدهتر با تداركهای عظیمتر در چرخهی تولید قرار گرفت،میان سینما و سرمایه و صنعت یك همداستانی به وجود آمد به اندازهی كه واژه صنعت مانند دیگر كالاهای تولیدی سودآور به این پدیدهی نوظهور الحاق شد.اما با گسترش قلمروهای سینما و“ كشف دنیاهای ناشناخته ” این وجه از سینما جدا شد و بخشی از سینما را یعنی همان بازار و سرمایه، را به خود اختصاص داد. در این سو جنبشهای هنری قرن بیستم، به سینما نیز سرایت كرد و بسیاری از هنرمندانِ دیگر حوزههای هنری به تجربههای نوی در امكانات تصویری و تدوینی سینما دست زدند. «باله مكانیكی» اثر فرنان لژه"Fernand Leger یكی از نمونههای اولیه و پیشرو در زمینه تدوین غیرتداومی است.این فیلم غیر روائی، نمونهای از ساختارهای تدوین غیر تداومی است.در این سالهاست كه ایزنشتاین با توجه به فرمهای تداعیگرایانه از سینمای روائی فاصله گرفت و سبك “ مونتاژ ”ی او و فیلمسازان شوروی اساس را نه بر تداوم بلكه بر “ تداعی ” مفاهیم از طریق پیوند نماهای مختلف به مخاطب، قرار دادند. از نظر ساختاری، تدوین غیر تداومی را میتوان واجد این معیارها دانست: • روایت از سیری غیرخطی پیروی میكند و دارای پیچیدگیهای بسیار است. • ساختارهای فرمی و روابط گرافیكی وریتمیك در این نوع تدوین اهمیت دارد. • قطعهای پرشی"jump cut" در این روش تدوینی متداول است و نماها نه بر اساس نیازهای دراماتیك بلكه بر اساس معیارهای زیباشناسانهی خاص این نوع فیلمها به هم پیوند مییابند. • تداومهای فضائی و زمانی نادیده گرفته میشوند.
پاسخ : تدوین چیست؟! حفظ راكوردهای میزانْسنی (نورپردازی، فیگور بازیگرها،لباس و وسایل صحنه) مهم تلقی نمیشوند. • شكستن خط180درجه ، رعایت نكردن « قانون 30 درجه» و دیگر معیارهای تداومی كه شكستن آن در سبك تداومی گناهی نابخشودنی به حساب میآید. توالی و تكرار رویدادها بدون توجیه دراماتیك. نقض تداوم با استفاده از نمای لائی غیر داستانی: « در این كار، فیلمساز از صحنهی فیلم قطع میكند به یك نمای استعاری یا نمادی كه جزو فضا و زمان روایت نیست.در این كار كلیشهها فراونند.»هنرسینما برای درك بیشتر و آشنایی با سبك تدوین غیر تداومی، میبایست به دو روش فیلمسازی “ فیلمبرداری فوكوس عمیق ” و“ مونتاژ ” نیز میپرداختیم؛ لیكن به دلیل اشارهی مختصر در مبحث میزانْسن به این مسئله، از تكرار آن خودداری میكنم. برای مطالعه و آشنایی بیشتر در این زمینه به جز كتاب های در دسترس، دیدن فیلمهای از هر دو جریان و توجه به نحوهی تدوین و تحلیل آن بر اساس الگوهای یاد شده مؤثر میباشد. اما یك تدوین خوب باید دارای چه معیاری باشد؟ كدام از این سبكهای تدوینی تأثیرگذارتر و بهتر عمل میكنند؟ « یكی از اصول ابتدایی كه تدوینگر باید رعایت كند این است كه همواره خود را به جای تماشاگر بگذارد ؛ یعنی تماشاگر در هر لحضهی خاص به چه می اندیشد ؟ به كجا میخواهد دست یابد؟ شما میخواهید كه او به چه چیزی فكر كند؟تماشاگر نیاز دارد به چه چیزی فكر كند؟ و سر انجام این كه میخواهید تماشاگر چه احساسی داشته باشد؟..» والتر مرچ تدوین یکی از عواملی که می تواند تأثیر زیادی در تجربه ی فیلم دیدن ما داشته باشد، ارتباط نماها با یکدیگر است. نحوه ی اتصال نماها به یکدیگر یا تدوین، امروزه عامل مهمی در زیباشناسی فیلم به شمار می آید. در طی مراحل فیلمبرداری، بسیاری از نماها فیلمبرداری می شود که بعداً این نماها با توجه به هدف فیلم به صورتی منسجم و منظم به یکدیگر وصل می شوند. وظیفه ی تدوینگر هم اتصال پایان یک نما به آغاز نمای دیگر است. البته روشهای مختلفی برای اتصال دو نما به یکدیگر وجود دارد؛ مثل محو تدریجی (Fade-Out) و ظهور تدریجی (Fade-in) که به وسیله ی آن پایان نما به تدریج محو می شود تا تصویر کاملاً سیاه شود و بلافاصله بعد از آن نمای بعدی به تدریج ظهور می یابد. در روش هم گذاری (Dissolve) ابتدای نمای بعدی بر روی پایان نمای قبلی ظهور می یابد. در روش روبش (Wipe) با حرکت حاشیه ی یک تصویر در عرض تصویر، جایگزین آن می شود. اما رایجترین ومتداولترین روش اتصال دو نما به همدیگر برش (Cut) است که شروع و پایان دو نما به یکدیگر متصل می شود. به این نکته نیز باید توجه داشت که تماشاگر این تصاویر را به عنوان تصاویری که پیوستگی زمانی، مکانی
پاسخ : تدوین چیست؟! یا جلوه بصری دارند، درک کند. پس در برش، تغییر یک نما به نمای دیگر بلافاصله است. بدین ترتیب، فیلمساز می تواند با استفاده از عناصر بصری، مثل الگوی قرار گیری پیکره ها، روشنی و تاریکی، حجم و عمق، حرکت و ایستایی (بدون توجه به ارتباط آن با مکان و زمان صحنه) دو تصویر را به یکدیگر وصل کند. هر برداشت در فیلم دارای طول مشخصی است که توسط فیلمساز تعیین می شود. این روش می تواند در کنار دیگر تکنیک های فیلم، تأثیر زیادی در اثر گذاری فیلم بر تماشاگر داشته باشد. نمونه ی برجسته ی این نوع تدوین که به اعتقاد بنده نیز یکی از موفق ترین سکانس های این فیلم نیز به شمار می آید، سکانس پمپ بنزین در فیلم «پرندگان» آلفرد هیچکاک می باشد. در این سکانس به منظور هیجان یک حادثه (انفجار پمپ بنزین) ریتم کلی فیلم را به وسیله ی تدوین نماهایی که پشت سر هم طول آنها کوتاهتر می شود، سرعت بخشیده است. فیلمساز همچنین می تواند با استفاده از تدوین، بین زمانها و مکانهای مختلف ارتباط برقرار کند. یعنی ممکن است هیچ ارتباط زمانی یا مکانی بین نماها وجود نداشته باشد، اما با تدوین مناسب این تصاویر به این مقطع رسیده باشند. همچون کاری که ژیگاورتوف (Vertov) کارگردان روسی انجام داد. این کارگردان نماهای مختلفی را که از نقاط مختلف دنیا فیلمبرداری کرده بود را به صورتی تدوین کرد که گویی همگی آنها در یک مکان وجود دارند. یعنی در واقع مکانی را خلق کرد که وجود خارجی نداشت! حتی فیلمساز می تواند با استفاده از تدوین، ضرب آهنگ (tempo) فیلم را نیز کنترل کند. پس تدوینگر با استفاده از این ابزار هنری خاصی که در اختیار دارد می تواند فیلمساز را در جهت اهداف بیانی و حسی فیلم یاری دهد. حفظ تداوم صحنه ها و نماها یکی از حساس ترین کارهای فیلمساز است.
پاسخ : تدوین چیست؟! ریتم تدوین معمولاً به فاصله ی دوربین در نما بستگی دارد، یعنی مثلاً یک نمای دور بیشتر از یک نمای متوسط به طول می انجامد. به همین ترتیب یک نمای متوسط نیز بیشتر از یک نمای درشت بر روی پرده به طول می انجامد (البته گاهی اوقات در صحنه های پر زد و خرد و پر کنش، ریتم تدوین نماها ممکن است بدون توجه به این قواعد انجام گیرد). به این نوع تدوین «تدوین پیوسته» می گویند. به طور کلی در تدوین پیوسته سعی می شود رویداد یک داستان به روش واقع گرایانه ارائه شود. این روش از را می توان از بسیاری جهات شبیه به تئاتر دانست. چون در تئاتر رویداد یک داستان، حرکت و گفتگوی آن در زمان وشکلی مداوم و قابل پیش بینی پیش می رود. اما در روشی دیگر از تدوین که به آن «تدوین پویا» گفته می شود، داستان به چند بخش تقسیم می شود. اثر این نوع تدوین بهم انداختن واکنش در بیننده است تا در خود فیلم. در یک آزمایش، پودفکین (Podofkin) کارگردان روسی و کولوشف (L.V.Kuleshov) نظریه پرداز فیلم، تصاویری از صورت یک هنرپیشه را که هیچ حالتی در چهره اش وجود نداشت بر روی فیلم ضبط کردند. سپس این تصاویر را تقسیم کردند و بین آنها، نمایی از یک کاسه سوپ، نمایی از زنی در تابوت و نمای دیگر از یک دختربچه که مشغول بازی با عروسکی بود، قرار دادند. وقتی فیلم به نمایش درآمد، تماشاگران تحت تأثیر بازی ظریف بازیگر قرار گرفتند. امروزه به ندرت می توان فیلمسازی را دید که فقط با استفاده از یکی از سبکهای تدوین فیلم بسازد (البته بجز فیلمسازان- علاقه مندان به فیلم- گراشی!) و معمولاً برای اینکه فیلم آهنگی منطقی پیدا کند، این دو سبک با هم مورد استفاده قرار می گیرند. فیلم دیدن یکی از عنصرهای مهم در فیلمسازی به شمار می آید. اگر می خواهید تدوینگر خوبی باشید؛ ابتدا باید فیلم بین خوبی باشید. برای شروع تدوین نیازی به داشتن امکانات مجهزی ندارید. با توجه به این که امروزه دوربین های دیجیتال جای خود را در فیلمسازی نشان داده اند. بیشتر فیلم ها توسط رایانه ها تدوین می شوند. به همین منظور نرم افزارهایی در خدمت تدوینگر برای ارتباط نما به نما، گذاشته شده است. عمل تدوین در نرم افزارهای دیگری غیر از برنامه های انیمیشن سازی سه بعدی به انجام می رسد. نرم افزارهایی مثل Adobe Premiere و Pinnacle Edition که از جمله مشهورترین نرم افزارهای تدوین می باشند.
پاسخ : تدوین چیست؟! توجه: اگر قصد تدوین پروژه های بزرگ، حتی مثل فیلم کوتاه را دارید، علاوه بر کارت ویدیویی نیاز به حافظه و سرعت بالایی دارید؛ زیرا برای استفاده از نرم افزارهای تدوین باید وسواس و دقت زیادی به خرج دهید. که اگر سرعت پایین و حافظه ی کمی داشته باشید به مشکل برخورد خواهید کرد. در مورد کارت ویدیویی؛ ممکن است پس از پایان تدوین نتوانید حاصل کارتان را به قالب مطلوب ذخیره سازید یا حتی از فیلم ساخته شده خروجی بگیرید. مقوله ی هنر، فنون و تکنیکهای تدوین، همچنین کار با نرم افزارهای اختصاصی تدوین، موضوعی است که باید جداگانه و به شکلی مشروح بررسی شود. در این خصوص توصیه می کنم کار با یکی از نرم افزارهای حرفه ای و شاخته شده شروع کنید و در آن مهارت یابید. لازم نیست به تمامی امکانات آن نرم افزار تسلط پیدا کنید، زیرا همانطور که توضیح داده شد مقوله تدوین به تنهایی مبحثی جداگانه و کاملاً تخصصی محسوب می گردد. تمرینهای زیر برای افزایش مهارت ذهنی در تدوین مفید هستند: * اگر کاست ویدیویی یک فیلم معروف سینمایی را در اختیار دارید از آن استفاده کنید و بدون تماشای تصویر، فقط با شنیدن صدای فیلم حدس بزنید که نماها چگونه تغییر می کنند سپس مجدداً همان قسمت فیلم را بگذارید و این بار به تماشای آن بپردازید. * در حین تماشای یک فیلم حدس بزنید که در کدام لحظه پلان باید عوض شود. * یک فیلم معروف را که از نظر تدوین برنده ی جایزه سینمایی شده باشد به دقت تماشا کنید. سعی کنید سبک تدوینگر و تکیه گاههایی که برای تبدیل پلانها مورد استفاده قرار گرفته است درک کنید.