1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اعتراف عاشقانه

شروع موضوع توسط FariBa ‏27/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/11
    ارسال ها:
    9,509
    تشکر شده:
    20,131
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    PharmaCologi _ Eng


    بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

    فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...

    اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم

    باور نمیکنم اینک بی توام

    کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری

    کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی

    تا شایدبتوانم به چشمهایت خیره شوم ،

    تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...

    کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم

    در حسرت چشمهای ندیده ات هستم ،

    چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشود

    بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده

    در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،

    هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت...

    کاش بودی و به بهانه هایت نیز راضی بودم ،

    کاش بودی و من دیگر از سردی نگاهت شاکی نبودم

    هر چه خواستم از تو بگذرم از همه چیز گذشتم جز تو ،

    هر چه خواستم فراموشت کنم همه را فراموش کردم جز تو ،

    هر چه خواستم به خودم بگویم هیچگاه ندیدم تو را ،

    چشمهایم را بستم و باز هم دیدم تو را ، هر چه خواستم دلم را آرام کنم ،

    آرام نشد دلم و بیشتر بهانه تو را گرفت ، هر چه خواستم بگویم بی خیال ،

    بی خیالت نشدم و به خیالت تا جایی که فکرش هم نمی کنی رفتم...

    میخواستم با تنهایی کنار بیایم ، دلم با تنهایی کنار نیامد ،

    میخواستم دلم را راضی کنم ، یاد تو باز هم به سراغم آمد ،

    میخواستم از این دنیا دل بکنم ، دلم با من راه نیامد ...

    بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ،

    هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست....
    ​