1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

همین...

شروع موضوع توسط ATENA ‏27/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    [h=3]همین...[/h]
    [​IMG]
    مرا ذره ذره درون قصه های خوش آب کردند
    رویای بودن را برایم خواب دیدند
    لحظه هایم را از من گرفتند
    و در برابرش ساعت بی کوک روزگار را به من هدیه دادند
    اشک را در چشمانم ستودند و خنده هایم را سرکوب کردند
    فریاد را در سینه ام پنهان کردند و سکوت را از من ربودند
    آزادی ام را در قفس معنا کردند
    آری آن ها مرا محکوم به زندگی کردند
    و هرگز از من نپرسیدند که غم هایت چیست؟
    مرا به بند زندگی کشیدند و هرگز نپرسیدند که دردهایت چیست؟
    نپرسیدند که سبب آنهمه اشک هایت کیست؟
    آنها مرا محکوم به زندگی کردند و رفتند
    رفتند تا بدانم که "هیچ کجا" همینجاست
    که بفهمم"هیچ کس" ادمهایی هستند که شاید هم نیستند
    تا بدانم زندگی این است...همین!

    ​
    ​