[h=2][/h] ادبدوستان در تدارك جشنهای دویستمین سالگرد تولد چارلز دیكنز سال آینده میلادی، دویستمین سالگرد تولد نویسنده بزرگ «چارلز دیكنز» در انگلیس جشن گرفته خواهد شد. به ضرابخانه سلطنتی دستور داده شده است كه به این مناسبت سكهای با تصویر او ضرب كند. «چارلز دیكنز» دوران كودكی و نوجوانیش را با فقر سپری كرد. در 12 سالگی از تحصیل محروم و ناچار به كار در یك كارخانه شد زیرا پدرش، «جان»، به دلیل بدهیهایش به زندان افتاده بود. بنابراین دلمشغولی و تلاش او برای تامین مخارجش از كودكی قابل توجیه است. دانستن مطالب اخیر این سوال را در ذهن ایجاد میكند كه اگر این رمان نویس بزرگ در حال حاضر زنده بود و خبر ضرب سكهای به نام خودش را میشنید چه فكری میكرد؟ «چارلز دیكنز» مخالف هرگونه جار و جنجالی پس از مرگش بود. وی دراینباره نوشته است: «از دوستانم تقاضا میكنم كه برای من مقبرهای نسازند و مرا موضوع یادبودها و سخنرانیها قرار ندهند. میخواهم به شكلی آبرومندانه اما به دور از تظاهر و خودنمایی دفن شوم و مراسمم خصوصی باشد تا در زمان یا مكان دفنم هیچ اعلامیه عمومی درباره مرگم منتشر نشود. كسانی كه هنگام تدفینم حاضر میشوند از پوشیدن توری، شنل یا پاپیون سیاه، نوار كلاه زینتی و هر چیز زاید خودنمایانه دیگر پرهیز كنند.» با وجود همه این سفارشها، مجسمهای برای یادبود او ساخته شده است و نوه نوه وی، «ایان دیكنز» میگوید مطمئن است اگر جد بزرگش زنده بود این عمل را تایید میكرد. او در آگوست سال 2011 میلادی اظهار داشت: «چارلز دیكنز آنقدر مغرور نبود كه بخواهد با ساخت مجسمهاش مخالفت كند. مطمئنم این مطلب حتی به ذهنش هم خطور نمیكرد. چنین برداشتی مانند آن است كه بگوییم چون نمیخواست در مراسمش كسی از پاپیون مشكی استفاده كند، پس از نظر او هیچكس نباید لباس سیاه بپوشد. او فقط نمیخواست خودنمایی كند و مراسمی ویكتوریایی داشته باشد. اما اگر میفهمید آثارش 200 سال بعد هنوز اینهمه محبوب و متداول است خوشحال میشد و ساخت مجسمهاش را به عنوان بزرگداشتی از سوی مردم با افتخار میپذیرفت.» خبرنگاران از ضرابخانه سلطنتی درباره جزئیات بیشتر سكه دیكنز پرسیدهاند اما مسئولان ضرابخانه سلطنتی فقط این خبر را تایید كرده و اطلاعات دیگری در اختیار خبرنگاران قرار ندادهاند. این امر موجب میشود كه هركسی در مورد شكل سكه و نوشتههای آن خیالپردازی كند. بهراستی پشت سكه چه نوشته خواهد شد؟ شاید یكی از جملههای «آقای میكابر» شخصیت معروف رمان «دیوید كاپرفیلد»: «اگر عواید سالانهات بیست لیره باشد و هزینه سالانهات 19 لیره و نوزده شیلینگ و شش پنی، خوشبختی والا اگر درآمد سالانهات بیست لیره باشد و خرجت بیست لیره و یك چیزی هم بیشتر، بدبختی. غنچه حیاتت پژمرده و برگ زندگیت خشك میشود و آفتاب بختت غروب میكند. خلاصه اینكه تا عمر داری مثل من روی خوش نمیبینی.» اما یادبود و بزرگداشت «دیكنز» به ضرب سكه ختم نمیشود. «كلیر تاملین» به تازگی زندگینامه این نویسنده را به رشته تحریر در آوردهاست. او در ابتدای كتابش به زندگی سخت دوران كودكی «دیكنز» پرداخته است و بعد ماجرای ازدواجش را در 24 سالگی شرح میدهد. این مراسم در سال 1836 در كلیسای «سنت لوك چلسی» برگزار شد. تا آن زمان دیكنز به زندگی مستقل عادت كرده بود و به خوبی از پس تامین مخارجش برمیآمد. به علاوه او به تازگی اولین مجموعه نوشتههای خود به نام «طرحهای باز» را به چاپ رساندهبود. «باز» نام مستعاری بود كه او برای خودش انتخاب كرده بود. دیكنز در مابقی زندگیش هرگز با مشكل مالی جدی مواجه نشد. البته در سالهای 1840 زندگیش كمی دشوار شد زیرا باید برای زندگی خارج از كشور پول قرض میكرد. بعد از سالهای 1840 تا هنگام مرگش در سال 1870، او زندگی نسبتا مرفهی داشت زیرا با چاپ هر یك از آثار مشهورش پول زیادی به او پرداخت میشد و كتابهایش به سرعت به چاپهای متعدد میرسید. تقریبا در تمام تالیفات دیكنز، نشانههایی از زندگی و شخصیتش دیده میشود. هرچند در كتاب «تاملین» به جزئیاتی اشاره شده كه شاید پیش از این كسی از آنها باخبر نبودهاست، اما آنچه در مورد این كتاب اهمیت دارد، شرح كامل وقایع نیست بلكه نشان دادن شخصیت انسانی دیكنز است. «تاملین» تمام خصوصیات اخلاقی و ابعاد شخصیتی دیكنز را به روشنی توصیف كرده بهطوری كه میتوان مطالب كتابش را بهسادگی مجسم نمود. منتقدان میگویند این كتاب را میتوان با اثر «ریچارد المان» درباره «جویس»، «دانلد ریفیلد» درباره «چخوف» و «ژان ایو تادیه» درباره «پروست»، همسنگ دانست. علاوه بر اینها، روزنامه «گاردین» هم در یك نظرسنجی از مردم خواسته است از بین چند رمان مشهور «چارلز دیكنز» یكی را به عنوان محبوبترین كتاب او انتخاب كنند. هرچند «دیوید كاپرفیلد» رمان مورد علاقه خود «دیكنز» بود اما با این نظرسنجی معلوم شد خوانندگان «دیكنز» «آرزوهای بزرگ» را به دیگر رمانهای او ترجیح میدهند. در این نظرسنجی ماجراهای «پیپ» 9/ 24 درصد آرا را به خود اختصاص داده است. رمان «خانه قانونزده» با 9/ 16 درصد آرا در جایگاه دوم قرار گرفته است و «دیوید كاپرفیلد»، كودك محبوب «چارلز دیكنز»، با 2/ 9 درصد آرا مقام سوم را كسب كرده است. «گوینسكات»، یكی از رای دهندگان درباره این رمان میگوید: «هنگامی كه «آرزوهای بزرگ» را بررسی میكنیم-از همان آغاز داستان وقتی «پیپ» برای اولین بار در گورستان با «مگویچ» خلافكار مواجه میشود و او را مردی با لباسهای زمخت خاكستری و زنجیر آهنی بزرگی بر پا مییابد تا ملاقاتش با «خانم هاویشام» بداخلاق و «استلا»ی سرد و بیتفاوت و بعد از آن پیشرفت اجتماعی «پیپ» به كمك یك حامی ناشناس و خیر-این رمان را یكی از مبتكرانهترین رمانهای «دیكنز» مییابیم. شاید خشم درونی نویسنده در این كتاب بیش از همه كتابهایش بازتاب یافته باشد.» البته همه رایدهندگان حسن نیت و علاقهمندی «گوینسكات» را نداشتهاند و به اندازه او تحت تاثیر این رمان قرار نگرفتهاند. «وین ویمزی» در اینباره میگوید: «شاید «آرزوهای بزرگ» تنها رمانی از آثار «دیكنز» باشد كه شركتكنندگان مطالعه كردهاند، چون این رمان جزو دروس اجباریشان در مدرسه بودهاست. این كتاب باریك بیش از حد كش داده شده و «استلا» هم رفتار غیر قابل تحملی دارد. من نمیفهمم «پیپ» در او چه میتواند ببیند. ممكن است «استلا» بتواند در نگاه اول با غرور و سردیش كسی را به خود جذب كند اما امكان ندارد چنین آدمی عشق تمام زندگی شخص دیگری باشد.» اما به نظر نمیرسد اجباری بودن مطالعه «آرزوهای بزرگ» در مدارس تنها دلیل محبوبیت آن باشد. زیرا «الیور توئیست» كه پیش از آن در مدارس تدریس میشده و هنوز هم جزو دروس مدرسه است، تنها 6/ 4 درصد رایها را به خودش اختصاص داده. محبوبیت «پیپ» در اذهان مردم علاوه بر رمان، نشات گرفته از فیلمها و مجموعههای تلویزیونی بسیاری است كه از این كتاب اقتباس شدهاند. دو نسخه جدید از «آرزوهای بزرگ» هم در راه است. در یكی از آنها كه برای كریسمس آماده پخش خواهد شد «دیوید ساچت» در نقش «جاگرز»، «ری وینستون» در نقش «مگویچ» و «گیلیان اندرسون» در نقش «خانمهاویشام» ظاهر خواهند شد. فیلم دیگر اقتباسی است توسط «دیوید نیكولز»، نویسنده رمان «یك روز». در این فیلم كه به زودی فیلمبرداریش آغاز خواهد شد، «هلنا بونهام كارتر» به عنوان «خانمهاویشام» و «رالف فینس» به عنوان «مگویچ» ایفای نقش خواهند كرد. «رابرت داگلاس فرهرست» در «گاردین» نوشته است: «من تصور میكنم یكی از دلایلی كه «آرزوهای بزرگ» چنین محبوبیتی كسب كرده این است كه خوانندگانش با آن بزرگ شدهاند. همین مسئله دلیل همدردی مردم با «پیپ» است. صدای راوی داستان در هنگام كودكی «پیپ»، تصویر بچهای با چشمان درشت را در ذهن مجسم میسازد و با بزرگتر شدن او این تصویر به مردی بالغ با ظاهری عاقلتر و غمگینتر تغییر مییابد. مردم در كودكی داستان «پیپ» را میخوانند و «پیپ» كوچك را درك میكنند. بعدها وقتی بزرگ شدند دوباره این كتاب را مطالعه میكنند و اینبار عواطف «پیپ» بالغ هم برایشان ملموس است. بهعلاوه اینكه خواندن دوباره كتاب، خاطرههای كودكیشان را زنده میكند اما تنها خوانندگان با «آرزوهای بزرگ» رشد نمیكنند، فرهنگ ما هم با آن ارتقا یافتهاست. «دیكنز» یكبار اظهار داشت كه «دیوید كاپرفیلد» كودك مورد علاقه اوست و پس از آن «آرزوهای بزرگ» را دوست میدارد كه نسخه دوم «دیوید كاپرفیلد» است. هر دو این رمانها به این موضوع میپردازند كه چگونه كودكان میتوانند به راحتی منحرف شوند و شخصیتشان تخریب گردد اما از بین این دو، «آرزوهای بزرگ» كه كوتاهتر است و لحن تندتری دارد با گذشت سالها بهتر از «دیوید كاپرفیلد» در میان مردم جا افتاده است.» «جین اسمایلی»، نویسنده آمریكایی برنده جایزه «پولیتزر»، در میان رمانهای «دیكنز»، «دوست مشتركمان» را به عنوان بهترین گزینه انتخاب كرده و از آن به عنوان «یكی از دو یا سه رمان مورد علاقه من در جهان» یاد میكند. او لحن «جادویی» و «تركیب عالی داستان و سبك» را میستاید اما با وجود همه حرفهای «اسمایلی»، این رمان تنها 5/ 6 درصد آرا را كسب كرده است. «وین ویمزی» میگوید: «پس عشق و علاقه مردم به «دوست مشتركمان» كجاست؟» او آخرین رمان كامل «دیكنز» را اینگونه توصیف میكند: «شاهكار بزرگ دوران بلوغ و كمال دیكنز.» رمان «راز ادوین درود» در میان بقیه گزینهها كمترین طرفداران و تنها 8/ 0 درصد آرا را به دست آورده است. البته با توجه به اینكه این رمان ناتمام مانده است این نتیجه چندان هم دور از انتظار نبود. رمان «مارتین چازلویت» با یك درصد آرا بالای «راز ادوین درود» قرار گرفت. رمانهای «دكان كهنه شگفت» و «نیكلاس نیكلبی» هم به ترتیب 2/ 1 و 8/ 1 درصد آرا را بهدست آوردند.