1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زندگینامه فروغ فرخزاد +اشعار

شروع موضوع توسط Zarirr ‏21/11/10 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/18
    ارسال ها:
    345
    تشکر شده:
    1,868
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    از توی این دنیای دلمردهٔ چاردیواریا
    نق نق نحس ساعتا ، خستگیا ، بیکاریا
    دنیای آش رشته و ورّاجی و شلختگی
    درد قولنج و درد پر خوردن و درد اَختِگی
    دنیای بشکن زدن و لوس بازی
    عروس دوماد بازی و ناموس بازی
    دنیایی که هر وخت خداش
    تو کوچه هاش پا می ذاره
    یه دسّه خاله خانباجی از عقب سرش
    یه دسّه قداره کش از جلوش میاد
    دنیایی که هر جا می ری
    صدای رادیوش میاد

    فروغ فرخزاد

    به علی گفت مادرش روزی....
     
    DaniyaL و اشک قلم از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    من خواب دیده ام که کسی می آید
    من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام
    و پلک چشمم هی می پرد
    و کفشهایم هی جفت میشوند
    و کور شوم
    اگر دروغ بگویم
    من خواب آن ستاره ی قرمز را
    وقتی که خواب نبودم دیده ام
    کسی می آید
    کسی دیگر
    کسی بهتر
    کسی که مثل هیچ کس نیست
    مثل پدر نیست
    مثل انسی نیست
    مثل یحیی نیست
    مثل مادر نیست
    و مثل آن کسی ست که باید باشد
    و قدش از درختهای خانه ی معمار هم بلندتر است

    "فروغ فرخزاد
    "
     
    MajiD.JD و DaniyaL از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    ما هر چه را که باید
    از دست داده باشیم، از دست داده ایم
    ما بی چراغ راه افتادیم...

    "فروغ فرخزاد"
     
    MajiD.JD از این پست تشکر کرده است.
  4. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏7/6/12
    ارسال ها:
    12,074
    تشکر شده:
    28,122
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    مرگ من روزی فرا خواهد رسید

    در بهاری روشن از امواج نور

    در زمستانی غبار آلود و دور

    یا خزانی خالی از فریاد و شور

    مرگ من روزی فرا خواهد رسید

    روزی از این تلخ و شیرین روزها

    روز پوچی همچو روزان دگر

    سایه ای ز امروز ها ‚ دیروزها

    دیدگانم همچو دالانهای تار

    گونه هایم همچو مرمرهای سرد

    ناگهان خوابی مرا خواهد ربود

    من تهی خواهم شد از فریاد درد

    می خزند آرام روی دفترم

    دستهایم فارغ از افسون شعر

    یاد می آرم که در دستان من

    روزگاری شعله میزد خون شعر

    خاک میخواند مرا هر دم به خویش

    می رسند از ره که در خاکم نهند

    آه شاید عاشقانم نیمه شب

    گل به روی گور غمناکم نهند

    بعد من ناگه به یکسو می روند

    پرده های تیره دنیای من چشمهای ناشناسی می خزند

    روی کاغذها و دفترهای من

    در اتاق کوچکم پا می نهد

    بعد من، با یاد من بیگانه ای

    در بر آینه می ماند به جای

    تار مویی نقش دستی شانه ای

    می رهم از خویش و می مانم ز خویش

    هر چه بر جا مانده ویران می شود

    روح من چون بادبان قایقی

    در افقها دور و پنهان میشود

    می شتابند از پی هم بی شکیب

    روزها و هفته ها و ماهها

    چشم تو در انتظار نامه ای

    خیره میماند به چشم راهها

    لیک دیگر پیکر سرد مرا

    می فشارد خاک دامنگیر خاک

    بی تو دور از ضربه های قلب تو

    قلب من می پوسد آنجا زیر خاک

    بعد ها نام مرا باران و باد

    نرم میشویند از رخسار سنگ

    گور من گمنام می ماند به راه

    فارغ از افسانه های نام و ننگ​
     
    Sahar، Dorhato، *OMID* و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏10/7/19
    ارسال ها:
    99
    تشکر شده:
    78
    امتیاز دستاورد:
    18
    شعر وداع فروغ فرخزاد
    می روم خسته و افسرده و زار
    سوی منزلگه ویرانه خویش
    به خدا می برم از شهر شما
    دل شوریده و دیوانه خویش
    می برم تا که در آن نقطه دور
    شستشویش دهم از رنگ نگاه
    شستشویش دهم از لکه عشق
    زین همه خواهش بیجا و تباه
    می برم تا ز تو دورش سازم
    ز تو ای جلوه امید حال
    می برم زنده بگورش سازم
    تا از این پس نکند باد وصال
    ناله می لرزد ،می رقصد اشک
    آه بگذار که بگریزم من
    از تو ای چشمه جوشان گناه
    شاید آن به که بپرهیزم من
    بخدا غنچه شادی بودم
    دست عشق آمد و از شاخم چید
    شعله آه شدم صد افسوس
    که لبم باز بر آن لب نرسید
    عاقبت بند سفر پایم بست
    می روم خنده به لب ‚ خونین دل
    می روم از دل من دست بدار
    ای امید عبث بی حاصل
     
    Mrs.Xiii از این پست تشکر کرده است.
  6. Darkness

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/13
    ارسال ها:
    3,394
    تشکر شده:
    19,397
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    B4A
    ناگهان خوابی مرا خواهد ربود،
    من تهی خواهم شد از فریادِ درد . . .

    ۲۴ بهمن سالروز درگذشت فروغ فرخزاد
     
    Sahar و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    گریزانم از این مردم که با من
    ‏به ظاهر همدم و یکرنگ هستند

    ‏ولی در باطن از فرط حقارت
    ‏به دامانم دو صد پیرایه بستند

    *فروغ فرخزاد*
     
    MajiD.JD از این پست تشکر کرده است.
  8. Darkness

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/13
    ارسال ها:
    3,394
    تشکر شده:
    19,397
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    B4A




    [​IMG]
    فروغ الزمان فرخ زاد، معروف به فروغ فرخزاد و فروغ، شاعر نامدار معاصر ایران است



    فروغ الزمان فرخ زاد (زادهٔ ۸ دی ۱۳۱۳، تهران — درگذشتهٔ ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، تهران)، معروف به فروغ فرخزاد و فروغ، شاعر نامدار معاصر ایران است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲سالگی بر اثر واژگونی اتومبیل درگذشت.
    نام اصلی: فروغ الزمان فرخ زاد

    زادروز: ۸ دی ۱۳۱۳ ( ۲۹ دسامبر ۱۹۳۴ در تهران )

    پدر و مادر: محمد فرخزاد و توران وزیری تبار

    مرگ ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ ( ۱۳ فوریهٔ ۱۹۶۷ (۳۲ سال) در تهران )

    ملیت: ایرانی

    محل زندگی: تهران

    علت مرگ: سانحهٔ رانندگی در جادهٔ دَروس - قلهک

    جایگاه خاکسپاری: گورستان ظهیرالدوله



    فروغ الزمان فرخ زاد (زادهٔ ۸ دی ۱۳۱۳، تهران — درگذشتهٔ ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، تهران)، معروف به فروغ فرخزاد و فروغ، شاعر نامدار معاصر ایران است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲سالگی بر اثر واژگونی اتومبیل درگذشت.



    فروغ در ظهر ۸ دی ماه ۱۳۱۳ در خیابان معزالسلطنه کوچهٔ خادم آزاد در محلهٔ امیریه تهران از پدری تفرشی، و مادری کاشانی تبار به دنیا آمد. پوران فرخ زاد خواهر بزرگتر فروغ چندی پیش اعلام کرد، فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقیق خواست تا این اشتباه را تصحیح کنند.



    فروغ فرزند چهارم توران وزیری تبار و محمد فرخ‌زاد است. از دیگر اعضای خانواده او می‌توان برادرش، فریدون فرخ زاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخ زاد را نام برد. فروغ با مجموعه های اسیر، دیوار و عصیان در قالب چهارپاره کار خود را آغاز کرد.



    فروغ با مجموعه های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلم ساز سرشناس ایرانی، و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعهٔ تولدی دیگر، تحسین گسترده ای را برانگیخت. سپس مجموعهٔ ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت کند. آثار و اشعار فروغ به زبان های انگلیسی، ترکی، عربی، چینی، فرانسوی، اسپانیایی، ژاپنی، آلمانی و عبری ترجمه شده اند.



    شانزده ساله بود که به یکی از بستگان مادرش-پرویز شاپور که پانزده سال از وی بزرگتر بود- علاقه مند شد و آن دو با وجود مخالفت خانواده هایشن با هم ازدواج کردند. چندی بعد به ضرورت شغل همسرش به اهواز رفت و نه ماه بعد تنها فرزند آنان کامیار دیده به جهان گشود. از این سالها بود که به دنیای شعر روی آورد و برخی از سروده هایش در مجله خواندنیها به چاپ رسید. زندگی مشترک او بسیار کوتاه مدت بود و به دلیل اختلافاتی که با همسرش پیدا کرد به زودی به متارکه انجامید و از دیدار تنها فرزندش محروم ماند.



    نخستین مجموعه شعر او به نام اسیر به سال ۱۳۳۱ در حالی که هفده سال بیشتر نداشت از چاپ درآمد. دومین مجموعه اش دیوار را در بیست ویک سالگی چاپ کرد و به دلیل پاره ای گستاخی ها و سنت شکنی ها مورد نقد و سرزنش قرار گرفت. بیست و دو سال بیشتر نداشت که به رغم آن ملامت ها سومین مجموعه شعرش عصیان از چاپ درآمد.



    فروغ در مجموعه اسیر بدون پرده پوشی و بی توجه به سنت ها و ارزشهای اجتماعی آن احوال و احساسات زنانه خود را که در واقع زندگی تجربی اوست توصیف می کند. اندوه و تنهایی و ناامیدی و ناباوری که براثر سرماخوردگی در عشق در وجود او رخنه کرده است سراسر اشعار او را فرا می گیرد. ارزش های اخلاقی را زیر پا می نهد و آشکارا به اظهار و تمایل می پردازد و در واقع مضمون جدیدی که تا آن زمان در اشعار زنان شاعر سابقه نداشته است می آفریند.



    در مجموعه دیوار و عصیان نیز به بیان اندوه و تنهایی و سرگردانی و ناتوانی و زندگی در میان رویاهای بیمارگونه و تخیلی می پردازد و نسبت به همه چیز عصیان می کند. بدین سان فروغ همان شیوه توللی را با زبانی ساده و روان اما کم مایه و ناتوان دنبال می کند. از لحاظ شکل نیز در این سه مجموعه همان قالب چهار پاره را می پذیرد و گهگاه تنها به خاطر تنوع ، اندکی از آن تجاوز می کند.



    فروغ از سال ۱۳۳۷ به کارهای سینمایی پرداخت. در این ایام است که او را با ابراهیم گلستان نویسنده و هنرمند آن روزگار همگام می بینیم. آن دو با هم در گلستان فیلم کار می کردند.



    در سال ۱۳۳۸ برای نخستین بار به انگلستان رفت تا در زمینه امور سینمایی و تهیه فیلم مطالعه کند. وقتی که از این سفر بازگشت به فیلمبرداری روی آورد و در تهیه چند فیلم گوتاه با گلستان همکاری نزدیک و موثر داشت. در بهار ۱۳۴۱ برای تهیه یک فیلم مستند از زندگی جذامیان به تبریز رفت. فیلم خانه سیاه است که بر اساس زندگی جذامیان تهیه شده، یادگاری هنری سفرهای او به تبریز است. این فیلم در زمستان ۱۳۴۲ از فستیوال اوبرهاوزن ایتالیا جایزه بهترین فیلم مستند را به دست آورد.



    [​IMG]
    چهارمین مجموعه شعر فروغ تولدی دیگر بود که در زمستان ۱۳۴۳ به چاپ رسید



    چهارمین مجموعه شعر فروغ تولدی دیگر بود که در زمستان ۱۳۴۳ به چاپ رسید و به راستی حیاتی دوباره را در مسیر شاعری او نشان می داد. تولدی دیگر، هم در زندگی فروغ و هم در ادبیات معاصر ایران نقطه ای روشن بود که ژرفای شعر و دنیای تفکرات شاعرانه را به گونه ای نوین و بی همانند نشان می داد. زبان شعر فروغ در این مجموعه و نیز مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد که پس از مرگ او منتشر شد، زبان مشخصی است با هویت و مخصوص به خود او. این استقلال را فقط نیما دارا بود و پس از او اخوان ثالث و احمد شاملو ﴿در شهرهای بی وزنش﴾ و این تشخیص نحصول کوشش چندین جانبه اوست: نخست سادگی زبان و نزدیکی به حدود محاوره و گفتار و دو دیگر آزادی در انتخاب واژه ها به تناسب نیازمندی در گزارش دریافت های شخصی و سه دیگر توسعی که در مقوله وزن قائل بود.



    فروغ پس از آنکه در تهیه چندین فیلم ابراهیم گلستان را یاری کرده بود در تابستان ۱۳۴۳ به ایتالیا، آلمان و فرانسه سفر کرد و زبان آلمانی و ایتالیایی را فرا گرفت. سال بعد سازمان فرهنگی یونسکو از زندگی او فیلم نیم ساعته تهیه کرد، زیرا شعر و هنر او در بیرون از مرزهای ایران به خوبی مطرح شده بود.



    ابراهیم گلستان در مصاحبه‌ای با سعید کمالی دهقان از روزنامه گاردین در بهمن سال ۱۳۹۵ - پنجاه سال پس از درگذشت فروغ - گفت که رابطه او با فروغ دو طرفه بوده است. او درباره اینکه آیا فروغ تبدیل شده بود به یک عضو خانواده، گفت: «خانواده چیست؟ اصلا خانواده معنی ندارد. یک عضو شخصیت من.»



    در میان سال های ۱۳۴۲–۴۳ فروغ یکبار دست به خودکشی زد که یک جعبه قرص گاردنال را خورد ولی خدمتکارش در هنگام غروب متوجه شد و او را به بیمارستان البرز برد.



    پایان زندگی

    فروغ فرخ زاد، در ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر دوشنبه ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی خودروی جیپ ابراهیم گلستان، در جاده دروس – قلهک، برای تصادف نکردن با اتوموبیل مهدکودک، از جاده منحرف شد و جان باخت.



    روز چهارشنبه ۲۶ بهمن جسد او را در امامزاده اسماعیل قلهک شستند و با حضور خانواده، دوستان و علاقه مندانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپردند.



    آثار فروغ فرخزاد

    ۱۳۳۱ – اسیر، شامل ۴۳ شعر ۱۳۳۵ – دیوار، شامل ۲۵ قطعه شعر ۱۳۳۶ – عصیان، شامل ۱۷ شعر ۱۳۴۱ – تولدی دیگر، شامل ۳۵ شعر ۱۳۴۲ – ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، شامل ۷ شعر



    [​IMG]
    فروغ فرخزاد در ۳۲سالگی بر اثر واژگونی اتومبیل درگذشت



    ترجمه آثار فروغ

    عربی: محمد الامین - غسان حمدان

    آذری: صمد بهرنگی

    انگلیسی: شعله ولپ-علی سلامی- حسن جوادی و سوسن سالیی- جاشکا کیسلر و امین بناتی- فرزانه میلانی- دیوید مارتین

    فرانسوی: مهشید مشیری و سیلویا میلر

    آلمانی: آنه ماری شیمل

    ایتالیایی: دومینیکو اینگینیتو

    کردی: حیدر خضری

    ترکی: هاشم خسروشاهی

    اردو: فهمیدا ریاض

    ازبک: خورشید داورن​
     
    n@der و para3to از این پست تشکر کرده اند.
  9. مدیر تالار مذهبی عضو کادر مدیریت ❂مدیر انجمن❂

    تاریخ عضویت:
    ‏14/8/20
    ارسال ها:
    1,055
    تشکر شده:
    8,772
    امتیاز دستاورد:
    141
    جنسیت:
    مرد
    فروغ فرخزاد
    اشعار و...



    [​IMG]

    [​IMG]


    فروغ‌ فرخزاد شاعره‌ معاصر در سال‌ ۱۳۱۳ در تهران‌ به‌ دنیا آمد. وی پس‌از پایان‌ کلاس‌ سوم‌ دبیرستان‌ به‌ هنرستان‌ بانوان‌ رفت‌ و خیاطی‌ و نقاشی‌ آموخت.

    16 سالگی‌ ازدواج‌ کرد و به‌ اهواز رفت‌. ولی‌ کمتر از 2 سال‌ بعد جدا شد و به‌ تهران‌ بازگشت. او سرودن را از 7 سالگی‌ آغاز کرد و نخستین‌ مجموعه‌ شعر او در سال‌ 1331چاپ‌ شد. دومین‌ مجموعه‌ شعر وی (دیوار) در 21 سالگی‌ چاپ‌ شد که این مجموعه مورد نقد و سرزنش‌ ادبا قرار گرفت‌.

    فروغ‌ فرخزاد یک‌ سال‌ بعد علیرغم‌ ملامت‌ شخصیت‌های‌ ادبی‌، سومین‌ مجموعه‌ شعر خود به نام‌ عصیان‌ را چاپ‌ کرد. این‌ 3 مجموعه‌ شعریهم بحث‌‌انگیز شدند.

    آخرین مجموعه شعری که فروغ فرخزاد، خود آن را به چاپ رساند مجموعه تولدی دیگر است. این مجموعه شامل ۳۱ قطعه شعر است که بین سال‌های ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شده‌اند.

    او سپس‌ جذب‌ فعالیت‌های‌ سینمائی‌ شد و در سال‌ 1338 برای‌ مطالعه‌ و تجربه‌ سینما به‌ انگلستان‌ رفت‌.


    او پس‌ از بازگشت‌ در سال‌ 1341 فیلم‌ مستندی‌ از جذامیان‌ تبریز به نام‌ خانه‌ سیاه‌ است تهیه‌ کرد که‌ این‌ فیلم‌ در سال‌ 1342 برنده‌ جایزه‌ بهترین‌ فیلم‌ مستند فستیوال‌ اوبرهاوزن‌ ایتالیا شد.

    سرانجام فروغ‌ فرخزاد ‌ 24 بهمن سال‌ 1345 دراثر سانحه‌ تصادف‌ رانندگی‌ در سن‌ 32 سالگی‌ درگذشت و در آرامگاه ظهیر‌الدوله دفن شد‌.
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏10/10/20
    M @ H @ K، yasamann، Ŧasŋiɱ و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. مدیر تالار مذهبی عضو کادر مدیریت ❂مدیر انجمن❂

    تاریخ عضویت:
    ‏14/8/20
    ارسال ها:
    1,055
    تشکر شده:
    8,772
    امتیاز دستاورد:
    141
    جنسیت:
    مرد
    آری آغاز دوست داشتن است
    گرچه پایان راه ناپیداست
    من به پایان دگر نیاندیشم
    که همین دوست داشتن زیباست
     
    yasamann، Ŧasŋiɱ، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.