چگونه مطلبی را به خاطر بسپاریم تا فراموش نکنیم دانشمندان ادعا کردند بعد از یادگرفتن یک موضوع اندکی استراحت کنید تا آن را بهتر به خاطر بسپارید. محققان همیشه معتقد بودند خوابیدن میتواند با نظم بخشیدن به مطالبی که شما به تازگی آموخته اید حافظه را قویتر کرده و مطالب را در مغز ذخیره کند. اما تحقیقات جدید نشان میدهد حتی استراحت بسیار کوتاه و یک زنگ تفریح چند دقیقه ای نیز میدهد میتواند به نظم و ذخیره سازی بهتر اطلاعات در حافظه کمک کند . این یافتهها که توسط دانشگاه نیویورک در آخرین نشریات عصبشناسی به چاپ رسیده است اطلاعات مفیدی در مورد بهبود عملکرد حافظه ارائه کرده است. این یافتهها همچنین نشان میدهد چرا ما بعضی از اطلاعات را با کوچکترین جزئیات آن به یاد میآوریم ، اما در عوض بعضی دیگر را به سرعت فراموش میکنیم. دکتر لیلا داواچی استادیار دپارتمان روانشناسی دانشگاه نیویورک در این باره گفت :استراحت کوتاه و خوردن یک نوشیدنی مانند قهوه میتواند به شما در ذخیره کردن اطلاعاتی که به تازگی آموخته اید کمک کند. دانشمندان برای آن که پی ببرند آیا یکپارچه سازی حافظه در هنگام استراحتهای کوتاه و بدون نیاز به خوابیدن نیز اتفاق میافتد یا خیر از قسمتهایی از مغز که نقش بسیار مهمی در حافظه بازی میکردند عکسبرداری کردند. در این تحقیقات مشخص شد مغز انسان احتیاج دارد بعد از یاد گرفتن مطلبی مدت کوتاهی استراحت کند تا بتواند به تجزیه و تحلیل مطالب یادگرفته شده بپردازد. دانشمندان متوجه شدند در هنگام استراحت ، قسمتهای خاصی از مغز به اندازه زمانی که شما در حال یادگیری بودید به فعالیت خود ادامه میدهند که این فعالیتها خصوصا در مورد کارهایی که نیاز به خاطر سپردن داشته باشد بیشتر است. دانشمندان کشف کردند مغز بسیاری از اطلاعات خود را فقط برای یک روز نگهداری میکند ، اما در هنگام شب درست مانند یک ویرایشگر فیلم که در میان ویدیو کلیپها جستجو کرده و بهترین قطعات را جدا میکند ، بهترین قسمتهای اطلاعات روز را به حافظه بلند مدت فرستاده و در حقیقت آن را آرشیو میکند.
قورباغه و آب داغ مطالعات زیست شناختی نشان داده اند که اگر قورباغه ای را در ظرفی بیندازیم و آن ظرف را با آب محیط زندگی اش پر کنیم و بعد آب را آرام آرام گرم کنیم قورباغه سرجایش می ماند و هیچ واکنشی نسبت به افزایش تدریجی حرارت (تغیر محیط) نشان نمی دهد.تا این که آب به جوش می آید و قورباغه می میرد.شاد و پخته می میرد! از سوی دیگر اگر قورباغه ای را در ظرفی پر از آب جوش بیندازیم بی درنگ بیرون می پرد.سوخته اما زنده است ! گاهی ما هم مثل قورباغه ای آب پز می شویم.متوجه تغییرات نیستیم .فکر می کنیم که همه چیز روبراه است و یا شرایط نامطلوبی که در آنیم گذراست .به سوی مرگ می شتابیم اما همان طور آرام و بی تفاوت ، در آبی که مدام گرم تر می شود باقی می مانیم .سرانجام می میریم ،شاد و پخته ! بی آن که متوجه تغییرات اطرافمان شده باشیم. قورباغه های آب پز نمی فهمند که همراه با "کارائی" (درست انجام دادن کارها) باید "موثر" باشند(کارهای درست انجام دهند).و به این منظور باید مدام رشد کنیم ،باید فضا را برای گفتگو ،برای ارتباط با دیگران ،مشارکت و برنامه ریزی و رابطه ی صحیح باز کنیم.مبارزه بزرگتر این است که بتوانیم به افکار دیگران احترام بگذاریم. قورباغه های آب پزی وجود دارند که فکر می کنند هنوز اطاعت مهمترین عامل زندگی است و نه رقابت! به کسی که می توانیم دستور دهیم و از کسی که قدرت دارد اطاعت کنیم کجاست زندگی حقیقی ؟ بهتر است نیم سوخته از شرایطی بگریزیم ، اما زندگی کنیم و آماده ی واکنش باشیم ...
آداب دست دادن حتماً از تاثیر اولین برخورد در طرف مقابل آگاه هستید. فکر می کنید اولین چیزی که به طرف مقابلتان نشان می دهد کـه چـه نـوع آدمـی هسـتـیـد چیـسـت؟ بــله، نـحوه دست دادنتان... سـعی کنـیـد هـمیـشه سـفـت و مـحکم دست بدهید، این باعث میشـود کـه در اولین برخورد تاثیر خوبی بگذارید. بعد از بـررسـی و دقــت زیاد روی این موضوع، دست دادن را به پنج گروه تقسیم بندی کرده ام که هر کدام نشاندهنده ی نوعی شخصیت است. دست دادن با دست های خیس مسلماً دست دادن های زننده و تنفر آور انواع بسیاری دارد، اما دست دادن با دستهای خیس بدترین آنهاست. حتماً توجه داشته باشید که قبل از دست دادن با کسی دست های خود را کاملاً خشک کرده و آنها را از عرق پاک کنید. در اینجا به دو نکته برای چگونگی خشک نگاه داشتن دست هایتان اشاره می کنیم: 1- قبل از رفتن سر قرارهای مهم یا مصاحبه های کاری دست هایتان را خوب شسته و بعد خشک کنید. دقت کنید که تا موقع دست دادن با فرد مزبور از بستن دست هایتان جلوگیری کنید. چون باعث گرم شدن دست ها و نتیجتاً عرق کردن آنها می شود. 2- دستان خود را قبل از دست دادن خشک کنید. همیشه دستمالی برای این کار با خود همراه داشته باشید. دست دادن شل و ول دست دادن شل و ول نشاندهنده ی ضعف، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و ثبات است. مسلماً این خصوصیات متضاد قدرت و استحکام است که ويژگي افراد محترم و موفق است. توصیه می کنم اگر حالت دست دادنتان شل و ضعیف است، هنگام دست دادن کمی نیرو صرف کنید. مطمئناً دست دادن سفت و محکم تاثیر بسیار بهتری در مخاطب می گذارد. دست دادن نوک انگشتی مطمئنم قبلاً برایتان اتفاق افتاده است. یک نفر هنگام دست دادن نوک چهار انگشتتان را می گیرد و نمی گذارد که دستتان کاملاً در دستش قفل شود و بعد دستتان را به سختی می فشارد. باید سعی کنید تا می توانید از چنین دست دادنی خودداری کنید. البته ممکن است گاهاً به طور تصادفی یا وقتی عجله دارید برایتان پیش آید. اما به شما توصیه می کنم در این مواقع از فرد مخاطب عذرخواهی کرده و دوباره با او دست بدهید. ممکن است کار خوبی نباشد اما در ذهن فرد مقابل می ماند که چقدر برایش احترام قائل بوده اید. دست دادن خیلی محکم قدیمی ها معمولاً اینطور دست می دادند. احتمالاً تا به حال با چنین موردی برخورد کرده اید. فردی احساس می کند قوی ترین مرد جمع است و هنگام دست دادن دستتان را مثل لیمو می چلاند. درست است که من از دست دادن محکم خوشم می آید اما این استحکام نباید موجب ناراحتی طرف مقابل شود. دست دادن دوستانه و خودمانی مردم باید عادت کنند دست دادن های عجیب و غریبشان را کنار بگذارند. نیازی به شعبده بازی نیست: یک دست دادن ساده، محکم و دوستانه کافی است. درست است که دست دادن مسئله ای پیش پا افتاده است اما می تواند عامل مهمی در مصاحبه ها و جلسه های اجتماعی شود. سعی کنید که خیلی راحت اما محکم با فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه کنید تا بهترین تاثیر را در برخورد اول روی فرد مقابل بگذارید
هــــم نوع! هنگام غروب، پادشاه از شکارگاه به سوی ارگ و قصر خود روانه می شد. در راه پیرمردی دید که بارسنگینی از هیزم بر پشت حمل میکند. لنگ لنگان قدم بر میداشت و نفس نفس صدا میداد. پادشاه به پیرمرد نزدیک شد و گفت : مردک مگر تو گاری نداری که بار به این سنگینی میبری. هر چیز بهر کاری ساخته اند. گاری برای بار بردن وسلطان برای فرمان دادن و رعیت برای فرمان بردن پیرمرد خند ه ای کرد و گفت : علی حضرت، اینگونه هم که فکر میکنی فرمان در دست تو نیست. به آن طرف جاده نگاه کن. چه میبینی؟ پادشاه : پیرمردی که بارهیزم بر گاری دارد و به سوی شهر روانه است پیرمرد : میدانی آن مرد، اولادش از من افزون تر است و فقرش از من بیشتراست؟ پادشاه: باور ندارم، از قرائن بر می آید فقر تو بیشتر باشد زیرا آن گاری دارد و تو نداری و بر فزونی اولاد باید تحقیق کرد پیرمرد : علی حضرت آن گاری مال من و آن مرد همنوع من است. او گاری نداشت و هر شب گریه ی کودکانش مرا آزار میداد. چون فقرش از من بیشتر بود گاری خود را به او دادم تا بتواند خنده به کودکانش هدیه دهد. بارسنگین هیزم، باصدای خنده ی کودکان آن مرد، چون کاه بر من سبک میشود. آنچه به من فرمان میراند خنده ی کودکان است و آنچه تو فرمان میرانی گریه ی کودکان است. پندی از گوژ پشت! پسر زن به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود كه از او خبری نداشتند. بنابراین زن دعا میكرد كه او سالم به خانه باز گردد. این زن هر روز به تعداد اعضاء خانواده اش نان می پخت و همیشه یك نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه كه از آنجا می گذشت نان را بر دارد. هر روز مردی گوژ پشت از آنجا می گذشت و نان را بر میداشت و به جای آنكه از او تشكر كند می گفت: (كار پلیدی كه بكنید با شما می ماند و هر كار نیكی كه انجام دهید به شما باز می گردد). این ماجرا هر روز ادامه داشت تا اینكه زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده شد. او به خود گفت : او نه تنها تشكر نمی كند بلكه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد. نمی د انم منظورش چیست؟ یك روز كه زن از گفته های مرد گوژ پشت كاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابر این نان او را زهر آلود كرد و آن را با دستهای لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت : این چه كاری است كه میكنم؟ بلافاصله نان را برداشت و در تنور انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت. مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تكرار كرد و به راه خود رفت. آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد. وقتی كه زن در را باز كرد ، فرزندش را دید كه نحیف و خمیده با لباسهایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه ، تشنه و خسته بود در حالی كه به مادرش نگاه می كرد ، گفت: مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگی اینجا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم كه داشتم از هوش می رفتم. ناگهان رهگذری گوژ پشت را دیدم كه به سراغم آمد. او لقمه ای غذا خواستم و او یك نان به من داد و گفت (( این تنها چیزی است كه من هر روز میخورم امروز آن را به تو می دهم زیرا كه تو بیش از من به آن احتیاج داری .)) وقتی كه مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهره اش پرید. به یاد آورد كه ابتدا نان زهر آلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و اگربه ندای وجدانش گوش نكرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود ، فرزندش نان زهر آلود را می خورد. به این ترتیب بود كه آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژ پشت را دریافت: هر كار پلیدی كه انجام می دهیم با ما می ماند و نیكی هایی كه انجام می دهیم به ما باز میگردند
قصه ی لاک پشت ها! یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن! در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند! پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد. لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود! او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد. سه سال گذشت ... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده. او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد. در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،« دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!!!!!!! نتیجه اخلاقی: بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم.
مـــشــــاعـــره زن و مردي خانم ناهید نوری : به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید ! برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید ! مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید ! به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید ! وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید ! برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید به نام خدایی که سهم تو را / مساوی تر از سهم من آفرید پاسخ دندان شکن از نادر جدیدی : به نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسنالخالقین پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیباییام را طبیعی ببین دماغ و فک و گونهام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین ! نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین! مرا ساده و بیریا آفرید / جدا از حسادت و بیخشم و کین زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین من ساده چیدم از آن تک درخت / و دادم به او سیب چون انگبین چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مهجبین تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این که زن از همان بدو پیدایشات / نشسته مداوم تو را در کمین ! پ ن : بنده بي طرف مي باشم دو ماجرای جالب مدیریتی! اشتباه های موردی : كارمندی به دفتر رئیس خود میرود و میگوید: «معنی این چیست؟ شما 200 دلار كمتر از چیزی كه توافق كرده بودیم به من پرداخت كردید.» رئیس پاسخ می دهد: «خودم میدانم، اما ماه گذشته كه 200 دلار بیشتر به تو پرداخت كردم هیچ شكایتی نكردی.» كارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد: «درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش كنم.» زندگی پس از مرگ : رئیس: شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟ كارمند: بله! رئیس: خوب است، چون ساعتی پیش پدربزرگتان به اینجا آمده و میخواهد شما را ببیند، همان که دیروز برای شركت در مراسم تشییع جنازه اش مرخصی گرفته بودید!
رسومی عجیب درمورد زنان بیوه شده! براساس یک سنت عجیب در برخی قبایل جنوب سودان، زن پس از مرگ شوهرش،به عنوان ارث به برادر شوهر تعلق می گیرد. موروثی شدن زن به گونه ای است که حتی برای او و برادر شوهرش عقد جاری نمی شود. هدف از این اقدام جلوگیری از ازدواج مردان غریبه با زنان بیوه این قبایل است. گرچه برخی افراد تحصیل کرده و آگاه قبایل از چنین اقدامی ناراضی هستند ولی به دلیل سنت ها و رسوم رایج در جنوب سودان نمی توانند مانع از انجام آن شوند. شبکه الجزیره قطر در گزارشی درباره این سنت عجیب،می افزاید: در هنگام مرگ همسر، برادر بزرگ او برای ازدواج با بیوه اولویت دارد و فرزندانی که پس از این ازدواج متولد می شوند منتسب به همسر فوت شده هستند. تعداد کمی از زنان شجاعت سرپیچی از این سنت قبایل را پیدا می کنند زیرا مردان قبیله کاملا از آن راضی هستند و بر انجام کامل آن نظارت می کنند. انجمن های مدافع حقوق زنان هم اعتراضی به این سنت ندارند. براساس این گزارش، جوانان و افراد تحصیل کرده این سنت را قبول ندارند ولی تعداد کمی از آنان به طور علنی این مخالفت را بیان می کنند. در قبایل جنوب سودان قدرت و احترام خانواده فقط با افزایش تعداد اعضای آن نشان داده می شود لذا زن این خانواده ها نباید با مرد غریبه ازدواج کند. بر اساس همین منطق است که مردان حق دارند هر تعداد همسر که مایل هستند اختیار کنند. در ادامه گزارش الجزیره آمده است: تعداد همسران افراد ثروتمند و صاحب نفوذ این قبایل تا ۱۰۰ همسر هم می رسد. آنچه در قبایل جنوب سودان حرف اول و آخر را می زند، سنت ها و رسوم رایج است حتی اگر این رسوم برای سایرین بسیار عجیب و شگفت آور باشد. همه باید از این سنت ها پیروی کنند و کمتر کسی درباره آنها پرسش و چون و چرایی دارد.
چرا تخم مرغ بالاي کوه ديرتر مي پزد؟ اگر روزي در نقش يک کوهنورد در قله بلندي تصميم به درست کردن تخم مرغ آب پز بگيريد متوجه مي شويد که اين کار نسبت به وقتي که در خانه هستيد بيشتر طول مي کشد. اما علت اين مطلب چيست؟ در قله کوه فشار هوا کمتر از دامنه آن است و نقطه جوش آب و مايعات ديگر وابسته به فشار هوا مي باشد يعني هر چه فشار هوا کمتر باشد،نقطه جوش مايعات هم پايين تر است. براي همين اگر بخواهيم تخم مرغ را داخل اين آب بپزيم با توجه به کمتر بودن دماي آب جوش ، زمان پخت طولاني تر مي شود.البته عکس اين مطلب هم وجود دارد يعني هر چه فشار هوا بيشتر باشد مايعات در دماي بالاتري به جوش مي آيند و به همين علت است وقتي غذا در ديگ به جوش مي آيد ، بخار زيادي توليد مي شود و فشار داخل ديگ بالا مي رود.اما حالا با دانش نسبت به اينکه تخم مرغ بالاي کوه ديرتر مي پزد يک راه حل ساده به کوهنوردان پيشنهاد مي شود. کمي نمک به آب اضافه کنيد زيرا آب نمک باعث بالا رفتن نقطه جوش آب مي شود و به اين ترتيب تخم مرغ شما زودتر مي پزد. منبع:هفته نامه ي موفقيت
اثر آب يخ بر اعصاب شيخ بزرگوار ابن سينا در كتاب قانون میفرمايد: يخ را در آب حل نكنيد و نخوريد كه به اعصاب سخت آسيب مي رساند و اگر در هنگام جواني طبيعت بدن با او دفاع كند، بالاخره پس از بالا آمدن سن، آن يخ كار خودش را مي كند و دست بردار نيست. و چون بخواهيد آب سرد بنوشيد،آب را در جوار يخ سرد كنيد.