نوشته های روی شن مهمان اولین موج دریا هستند، اما حکاکی های روی سنگ مهمان همیشگی تاریخند، و دوستان خوب ، حک شدگان روی قلبند بعضی آدم ها را نمی شود دوست نداشت.آمده اند تا دنیایت را همرنگ لبخندشان کنند.و به تو بفهمانند که دنیا هنوز جای خوبی است برای نفس کشیدن.حتی اگر تمام عمرت را بگردی هم دلیل دوست داشتنی بودنشان را پیدا نمی کنی.اما طور عجیبی هستند.انگار آفریده شده اند تا دوستشان داشته باشیم.تا مهربانی کنند تو را نه درقلبم دوست میدارم ؛ نه در ذهنم .چون ممکن است قلبم از حرکت بیافتد وذهنم دچار فراموشی شود.تو را با روحم دوست میدارم چون نه فراموش میکند ونه از حرکت می افتد… در شب تولد تو در آسمان ميتوان قرص کامل ماه را به يک فنجان چاي مهمان کرد از وجود توست که مهربانی حالت از هم گسسته اش را باز می یابدو انسان از بازی تیغ و شاهرگهای دوخته به پیرهنش دست می کشددر آن سایه ساری که دست های توست در آن آفتابی که از پشت پلک های تو سرک می کشد .نگاهت را قاب مي گيرم. در پس آن لبخند. كه به من. شور و نشاط زندگي مي بخشد. وقتی لبخند به دنبال جایی برای نشستن میگردد ، با تمام وجودم آرزو میکنم لبهایت در آن نزدیکی باشد ! آرزویم این است : نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز خورشید را برای خانه دلت آرزو می کنم تا هم گرم باشد و هم سرشار از روشنایی فردا اول تير تولد دوست عزيزمون سايه جانه تبريک ميگم