به گزارش ستاره ها یکی از دلایل این کار میتواند هشداردادن به سلولهای مجاور درباره پاتوژنهای خطرناک در آن ناحیه باشد. محققان معتقدند آگاهی از تاریخ انقضای این گلبولهای سفید میتواند به درمانهای ارتقایافته بهداشتی در آینده منجر شود. نقش گلبولهای سفید خون برای سیستم ایمنی بدن حیاتی است و دانشمندان از تکنیکی موسوم به میکروسکوپ زمانگذر (time-lapse) استفاده کردند که در آن، تصاویر با یک میکروسکوپ خلق میشوند و برای تولید یک فیلم، به طور متناوب به نمایش در میآیند. محققان از آن چه در این فیلم دیدند، متعجب شدند، زیرا آنها پروتئینهای دخیل در انتقال سیگنال، رشد سلولی و آرایهای از رشتههای مهرهدار (مانند گردنبند) را دیدند که از سلول در حال مرگ خارج میشدند. دانشمندان این رشتهها را beaded apoptodia نام نهادند و دریافتند آنها هشت برابر طول سلول میزبان هستند. محققان معتقدند این کشف به آنها درباره مهار بهتر دفاع بدن از خود و تواناییهای ترمیم کمک میکند و منجر به ارائه درمانهای بهداشتی آتی خواهد شد. جزئیات این تحقیق در مجله Nature Communications ارائه شد.
اندری لیند از انستیتوی لِبدوف در روسیه نسخه ای از نظریه تورم را ارائه کرد که به نظر می رسید برخی از اشکالات نسخه های قبلی را در خود نداشته باشد. او جهانی را به تصویر کشید که در آن، در نقاط تصادفی در فضا و زمان، شکست خودبه خودی رخ می دهد. در هر نقطه ای که شکست رخ می دهد، جهانی ایجاد می شود که کمی متورم می گردد. در اغلب موارد، مقدار تورم کم است امااز آنجایی که این فرایند تصادفی است، در نهایت حتما حبابی وجود خواهد داشت که در آن تورم به اندازه کافی طولانی می شود، تا بتواند جهان ما را ایجاد کند. با استناد به نتایج منطقی چنین ادعایی می توان گفت تورم، دائمی و ابدی بوده و بیگ بنگ همواره در حال رخ دادن است. بنابراین همواره جهان های جدیدی از درون دیگر جهان ها جوانه می زنند. در این تصویر ارائه شده، جهان ها می توانند از درون جهان های دیگر جوانه زده و در نتیجه جهان های چندگانه را بسازند. در این نظریه، شکست های خود به خودی ممکن است در هرکجای جهان ما رخ دهند و بنابراین ممکن است که جهان کاملی از درون جهان ما جوانه بزند. حتی خود جهان ما نیز ممکن است از درون جهان قبلی جوانه زده باشد. در مدل تورمی آشفته، وجود جهان های چندگانه دائمی و ابدی است؛ حتی اگر تک تک جهان ها دائمی و ابدی نباشند. برخی جهان ها ممکن است امگای بزرگی داشته باشند که در این حالت سریعا پس از رخ دادن بیگ بنگ درون یک فروپاشی بزرگ از بین می روند. برخی جهان ها امگای کوچکی دارند و برای همیشه منبسط می شوند. بنابراین جهان های چندگانه را جهان هایی می سازند که به مقدار زیاد متورم می شوند. در نگاه به گذشته، در می یابیم که ایده جهان های موازی همواره بر ما تحمیل شده است. در حقیقت می توان گفت تورم به نوعی ادغام کیهان شناسی مرسوم با پیشرفت های اخیر فیزیک ذرات است. فیزیک ذرات، به نوعی یک نظریه کوانتومی بیان می کند که احتمال محدود و مشخصی برای وقوع رخدادهای غیرمحتمل وجود دارد؛ درست مثل ایجاد جهان های موازی بنابراین به محض اینکه ما احتمال پیدایش یک جهان را بپذیریم، با این کار در را به روی امکان پیدایش بی نهایت جهان موازی گشوده ایم. به عنوان مثال: چگونگی توصیف الکترون را در نظریه کوانتوم در نظر بگیرید به دلیل اصل عدم قطعیت، الکترون نمی تواند در هیچ نقطه مشخصی وجود داشته باشد، اما می توان گفت در تمام نقاط محتمل دور هسته وجود دارد. این ابر الکترونی که هسته را احاطه می کند، بیانگر حضور الکترون در مکان های متعددی در یک زمان است. این مسئله، اصل اساسی علم شیمی محسوب می شود که به الکترون ها امکان می دهد تا مولکول ها را به یکدیگر نگاه می دارند. به همین ترتیب جهان روزی کوچک تر از یک الکترون بوده است. زمانی که نظریه کوانتوم را در مورد جهان نیز اعمال کنیم، ناچاریم بپذیریم این احتمال وجود دارد که جهان به طور هم زمان در حالت های متعددی وجود داشته باشد. به بیان دیگر، وقتی اعمال تغییرات کوانتومی به جهان بپذیریم، ناچار مجبور خواهیم شد امکان وجود جهان های موازی را بپذیریم. به نظر می رسد چاره دیگری نداریم. میچیو کاکو_ جهان های موازی
با یک پدیده زیبا و نادر جوی آشنا شوید: ابر شبتاب ابرهای شب تاب در آسمان استکهلم ابرها معمولاً کمتر از دیگر اجزای طبیعت جلب توجه میکنند، اما در اواخر بهار و روزهای آغازین تابستان شرایط جوی موجب ایجاد «ابر های شب تاب » میشوند؛ ابرهایی به رنگ آبی درخشان که تا مدتها پس از غروب آفتاب در ارتفاعات میدرخشند. ایجاد ابرهای شبتاب نیازمند وجود شرایط جوی بسیار خاصی است: ترکیبی از هوای گرم در لایههای پایینی اتمسفر و هوای سرد در لایههای بالایی اتمسفر موجب ایجاد بلورهای یخ روی ذرات غبار بهجامانده ازشهاب وار و دیگر ذرات شناور در جو میشود. این بلورها میتوانند تا مدتها بعد از غروب آفتاب، نور خورشید را بازتاب دهند و فرکانس این نور که رنگ آن بین سفید تا آبی متغیر است، به میزان ضخامت این بلورهای یخ بستگی خواهد داشت. ابر شبتاب پدیدهای نادر است و تنها در ارتفاعات بالا و در اطراف قطب شمال به چشم میخورد اما در سالهای اخیر این ابرها در مناطق جنوبیتر مانند برخی از ایالتهای کوهستانی آمریکا نیز دیده شدهاند. تصویر زیر اخیرترین مشاهدهی این ابرها در تاریخ ۱۰ ژوئن سال جاری است که توسط یکی از ماهوارههای ناسا که به بررسی لایههای فوقانی جو زمین اختصاص دارد ثبت شده است.
آیا حملهی کوسه به انسانها دلیل علمی دارد؟ روز گذشته دو کوسه در فاصلهی زمانی بسیار کم و در دو ساحل بسیار نزدیک به یکدیگر در کارولینای شمالی به دو نوجوان حمله کردند که شاهدان عینی این دو حمله را به دلیل کم بودن فاصلهی زمانی و مکانی به فیلم آروارهها تشبیه کردهاند. مقامات محلی میگویند مدتها بود حملههایی با این شدت و وخامت را در این مناطق تجربه نکرده بودند. سئوالات بسیاری در مورد دلیل حملهی کوسهها وجود دارد: چه چیزی باعث میشود کوسهها به انسانها حمله کنند و آیا این حملهها دلیل علمی دارند؟ محققین و زیستشناسانی که در مورد کوسهها تحقیق میکنند، «گاز گرفتن» و «حمله کردن» کوسه را بر اساس شدت آنها از هم تشخیص میدهند. مثلاً وقتی کوسه های بال سیاه کوچک به آبهای کمعمق وارد میشوند، به تصور این که آنچه به دندان میگیرند ماهی است، دست یا پای انسانی را گاز میگیرند و به سرعت هم آن را رها میکنند. اما این حملات اخیر ظاهراً هر دو کار یک گاو کوسه بودهاند چرا که هیچ یک از قربانیان تنها گاز گرفته نشده است بلکه هر دو یکی از دستهایشان را به طور کامل از دست دادهاند و از طرفی هم احتمال این که دو کوسهی مختلف در فواصل زمانی و مکانی تا این حد کم حمله کنند، بسیار اندک است. نقشه ی پراکندگی گاوکوسه ها گاوکوسهها معمولاً در آبهای کم عمق شکار میکنند و بعد از کوسه های ببری و کوسه های سفید رکورد بیشترین حملات به انسانها را دارند. دانشمندان معتقدند که احتمالاً هیچ دلیل علمی واقعی برای حملهی کوسه به انسانها وجود ندارد اما عواملی هست که میتواند بر افزایش تعداد این حملات تاثیرگذار باشد. یکی از این دلایل میتواند افزایش تمایل افراد به شنا در فصل گرما باشد که به این ترتیب احتمال رویارویی انسانها با کوسههایی که به آبهای کمعمق میآیند را افزایش میدهد. نکتهی مهم دیگر مخصوصاً در مورد این دو حملهی اخیر وضعیت گام های ماه است: این حملهها تنها دو روز مانده به «ماه نو» رخ دادهاند که در این زمان، تفاوت میان عمق امواج در زمان جزر و مد بسیار بیشتر از دیگر گامهای ماه است و به این ترتیب ممکن است کوسهها در طول گام ماه نو بسیار به ساحل نزدیکتر شوند این حملات نیز هنگام غروب رخ دادهاند که آب در ساحل بالا میآید. یکی دیگر از دلایل احتمالی برای این حملات میتواند طعمههای ماهیگیرانی باشد که در اسکلهای نزدیک به این ساحل مشغول ماهیگیری بودهاند و همهی این عوامل در کنار هم ممکن است موجب جلب توجه کوسهها و انواع دیگری از شکارچیان دریایی و حرکت آنها به سمت این ساحل شده باشد. هنوز راهکاری قطعی برای دور نگاه داشتن انسانها و کوسهها از یکدیگر و تامین امنیت هر دو گونه پیدا نشده است اما گفته میشود بهتر است صبح زود یا شب و هنگام غروب، در حوالی مناطق فعالیت ماهیگیران شنا نکنید. همچنین در صورتی که از حضور کوسهای در ساحل خبردار شدید حداقل تا چند ساعت وارد آب نشوید.
تا به امروز دانشمندان می دانستند که روزگاری فوران های آتشفشانی عظیمی بر سطح سیاره ی ناهید وجود داشته است، به ویژه در ناحیه ای که به نام گَنیکیکَزما۱ شناخته می شود. اما هم اکنون دانشمندان بر این باورند که برخی از آتشفشانها در این سیاره هنوز هم فوران های ماگمای داغ دارند. تصویری هنری از آتشفشان های فعال سیاره ی ناهید به گزارش بیگ بنگ، جیمز هِد۲ نویسنده ی همکار در این پژوهش بین الملی جدید که به تازگی در نشریه ی ژئوفیزیکال ریسر چلِتِرز۳ منتشر شده و حاصل جستجوی داده های ماموریت ونوس اکسپرس۴ در آژانس فضایی اروپا است، می گوید: « ما می دانستیم که گَنیکیکَزما حاصل شرایط آتشفشانی ای است که از منظر زمانِ زمین شناختی رویدادی کاملا تازه است، اما نمی دانستیم که آیا دیروز شکل گرفته یا قدمتی یک میلیارد ساله دارد.» یوجین شلیجین۵ نویسنده ی راهبر این پژوهش می گوید: “ما همینک چندین رویداد را مشاهده کرده ایم که در آنها ناگهان نقطه ای در سطح خیلی داغتر می شود و پس از آن دوباره سرد می گردد.” و البته منظور او بسیار داغتر است. ناهید معمولا سیاره ای است سوزان با دمای ۴۸۰ درجه ی سانتیگراد. در طول این پژوهش، دستکم یک نقطه به حداکثر دمای ۸۳۰ درجه ی سانتیگراد رسید و توسط ونوس اکسپرس مشاهده شد. دانشمندان بر این باورند که این خیزش های دما که منحصر به چهار ناحیه ی خاص می شدند و تنها چند روز دوام داشتند نتیجه ی جوشش ماگمای داغ از درون سیاره به سطح آن است که به عبارت دیگر، به معنی فوران های آتشفشانی آتشفشان های فعال است. این یافته ها با پژوهشی که پیشتر خیزش های گذرای دی اکسید گوگرد را در جو زبَرین ناهید شناسایی کرده بود سازگاری دارند که نشانه ی بالقوه ی دیگری از شرایط آتشفشانیِ فعال است. آتشفشان ها ناهید را در میان گروه کوچکی از سیارات منظومه ی شمسی ما قرار می دهد. به جز کره ی زمین تنها منزلگاه آتشفشان هایی با فوران های ماگما، آیو۶ قمر مشتری است. تریتون۷ قمر اورانوس و انسلادوس قمر زحل هر دو دارای یخ فشان هایی۸ هستند که فوران هایی از گازهای بسیار سرد دارند. هِد می گوید: « این اکتشاف با تصویری که ازتاریخ فعالیت زمین شناختی ناهید در حال حاصل شدن است به خوبی تطابق دارد. این یافته های چشمگیر نتیجه ی همکاری هایی است کهسال های سال و در مرزهای سیاسی بسیاری به طول انجامیده است. آنها اهمیت همکاری های بین المللی را در کاوش منظومه ی شمسی مان و درک چگونگی تکاملش دستکم می گیرند.» منبع:mentalfloss
خون ِ مصنوعی تا سال ۲۰۱۷ روی انسانها آزمایش خواهد شد خون مصنوعی ساخته شده در آزمایشگاه با استفاده از سلولهای بنیادین و خون اهدایی برای نخستین بار در سال ۲۰۱۷ روی انسانها آزمایش خواهد شد و طی آن مقدار اندکی از این خون مصنوعی به بدن داوطلبین تزریق خواهد شد تا اثرات و واکنشهای احتمالی آنها مورد بررسی دقیق قرار گیرد. در صورتی که این خون مصنوعی بتواند بدون ایجاد واکنشهای آلرژیک و تحریک سیستم ایمنی بدن در رگها باقی بماند، میتوان از آن برای درمان بسیاری از بیماریهای خونی استفاده کرده و مشکل کمبود خون در بیمارستانها در موقعیتهای اضطراری را نیز مرتفع کرد. سالهاست دانشمندان سراسر جهان در حال تلاش برای یافتن راهی برای تولید گلبولهای قرمز خون به صورت مصنوعی بودهاند و حالا ما اطمینان داریم تا سال ۲۰۱۷ موفق خواهیم شد این تحقیقات را به مرحلهی آزمایش آن روی انسانهای داوطلب برسانیم. این سلولهای خونی دو نوع هستند: یکی با استفاده از سلولهای بنیادینِ به دست آمده از بند ناف و دیگری با استفاده از سلولهای بنیادین موجود در گلوبولهای قرمز خون اهدایی افراد بزرگسال ساخته شده است. از آنجایی که خون مصنوعی ساخته شده با استفاده از خون فرد بزرگسال به خون طبیعی نزدیکتر است نخست آن را بر روی داوطلبین آزمایش کرده و اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، وارد مرحلهی بعدی آزمایشات خواهیم شد. طبق نتایجی که تا کنون از آزمایشات به دست آمده، این خون مصنوعی اگر کاملاً با خون طبیعی اهدا شده توسط انسانها یکسان نباشد، تا حد زیادی با آن مشابه است و میتوان از آن برای کمک به بیماران مبتلا به کمخونی داسی شکل استفاده کرد که به دریافت منظم خون نیاز دارند یا مقادیر زیادی از آن را برای زمانی که افراد دارای گروههای خونی کمیاب دچار صدمات جدی میشوند و خون زیادی از دست میدهند ذخیره کرد. با این وجود گفته میشود حتی اگر این آزمایشات موفقیتآمیز هم باشند باز هم نیاز به خون اهدا شده از بین نخواهد رفت و این خون مصنوعی احتمالاً تنها در مواقع اضطراری و برای کمک به درمان مشکلات خونی و بیماریهای خاص مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
رد نظریه استفاده ۱۰ درصدی از مغز یکی از نظریاتی که امروزه در بین عموم بسیار شایع شده این است که انسان در هر لحظه از زندگی اش تنها از ۱۰ درصد مغز خود استفاده می کند و اگر بتواند تنها مقداری بیش تر از مغز خود کار بکشد می تواند سریع تر و باهوش تر عمل کند. به گزارش بیگ بنگ به نقل از سیناپرس، اگر چه این نظریه توسط عصب شناسان مطرح شده اما ظهور مکرر و بیش از حد آن در فرهنگ عامه نشان دهنده این است که این تصور غلط در بین مردم بسیار زنده و رایج است. تیم تحقیقاتی متشکل از محققان MIT برای بررسی این نظریه بر روی آن متمرکز شده اند. تحقیق آنها که به تازگی در مجله science به چاپ رسیده نشان دهنده چگونگی بکار افتادن قشرهای مختلف مغز در زمان انجام فعالیت های ساده است. ارل میلر، پروفسور MIT در این باره می گوید: چنین توزیع گسترده ای از اطلاعات در مغز با این تصور که ما تنها از بخشی کوچکی از مغزمان استفاده می کنیم سازگار نیست. این دیدگاه که مغز انسان برای انجام فعالیت های گسسته به بخش های مختلفی تقسیم شده (برای مثال قسمت پس سری مختص قشر بینایی و قسمت قدامی مغز به انجام تصمیم گیری اختصاص دارد)، ناشی از مطالعات fMRI است که به اندازه گیری جریان خون در مغز می پردازد. میلر می گوید: تنها بخش کوچکی از این فعالیت ها برای شما نمایان است ولی در واقع در آن لحظه فرایندهای بسیار زیادی در حال انجام است.همانند کوه های یخ که تنها بخش بسیار کوچکی بیرون از آب قرار دارد و بخش اعظم آن در زیر آب است. در این تحقیق محققان برای اندازه گیری خوشه های عصبی ۶ قشر اصلی مغز از ۱۰۸ الکترود استفاده کردند و برای بررسی میزان توجه شرکت کننگان به رنگ یا حرکت اجسام، به آنها گروهی از نقاط رنگی متحرک و همچنین اشکال خاکستری رنگی را نشان دادند و سپس از آن خواسته شد تا رنگ یا حرکت این اجسام را شناسایی کنند. محققان با این کار یک سری فعالیت های گسترده را در مغز شرکت کنندگان کشف کردند. به هرحال در هر مرحله از فعالیت های حسی حرکتی که شامل شناسایی نشانه ها، تصمیم برای توجه به رنگ یا حرکت و انجام حرکات چشمی بود، فعالیت مغز در مناطق مختلف آن شروع می شد و در مسیر خاصی جریان پیدا می کرد. به این ترتیب می توان گفت که این شواهد نظریه مورد ا رد می کند. منبع:gizmodo
صورت فلکی اژدها (Dra) نام اژدها به عنوان یک صورت فلکی، نماینده تمامی مطالب اساطیری از تیامات سومریها تاهیولایی که به وسیله سنت جورج کشته شد بیان میگردد. طرح موجی شکل ستارگان این صورت فلکی بدون شک یادآور اژدها ست. زمان رسیدن به نصف النهار ۲۹ تیر و مساحت آن ۱۰۸۳ درجه مربع می باشد. صورت فلکی اژدها در آسمان به دور قطب شمال سماوی میپیچد. از آنجا که محور زمین و به تبع آن محور سماوی با توجه به پدیده حرکت تقدیمی جابجا میشود، لذا جایگاه ستارگان پیرا قطبی هم با در نظر گرفتن تغییر مکان قطب نسبت به این نقطه ، تغییر میکند. در حال حاضر ستاره آلفا از صورت فلکی دب اصغر عنوان ستاره قطبی را دارد. اما ۴۰۰۰ سال قبل ستاره قطبی آلفای صورت فلکی اژدها به نام ثعبان بوده است. ستاره ها آلفای اژدها یا ثُعبان (مار) امروزه دیگر چندان اهمیتی ندارد، اما زمانی که عنوان ستاره قطبی برای مصریان را داشته این افراد ساخت نیایشگاههای خود را با ثعبان در آسمان توجیه میکردند.طیف آن از نوع A۰ III، قدرش ۳٫۷ و فاصله اش تا زمین ۲۳۰ سال نوری است. ستارهٔ بتای آن به نام رأس الثعبان (سر مار) دارای طیف G۲ II، با قدر ۲٫۸ و فاصله ۴۹۰ سال نوری است. اجرام عمقی آسمان NGC۶۵۴۳، یک سحابی سیارهای با قدر ۸ و درازای ۲۲ دقیقه قوسی است. در صورت فلکی اژدها تعداد زیادی کهکشان وجود دارد که اکثر آنها کم فروغ و ضعیف تر از قدر دهماند. در افسانه ها نام یونانی آن به دلیل شباهتش با اژدها، دراکو است. بنابر ابتدایی ترین مکتوبات باقی مانده بشری، قدمت شناخت این صورت فلکی به اعصار بسیار دور باز می گردد. از آن جایی که این صورت فلکی در نزدیکی ستاره قطبی است و هیچ گاه غروب نمی کند او را اژدهایی بسیار هشیار می پنداشتند. این ماده اژدها تجسم بسیار رعب آوری داشت. چرا که بدن او پوشیده شده بود از فلس هایی چون تمساحان و سری مانند ماده شیر و دستها و پاهایی چون کرگدن! با چنین ظاهری او همچون اژدهایی خشم آلود می نمود که حامی و نگاهبان ایزدان بود. بر طبق مکتوبات یونان باستان شماری از اسطوره ها در پس این نقش آسمانی نهفته اند. در یکی از معروفترین اسطوره ها آمده است که این اژدها همان لاودن است که جثه ای بزرگ و صد سر دارد و مسئولیت نگهداری از سیب های طلایی هسپریدها بر عهده او بوده است. هسپریدها در اساطیر یونان دختران تیتان ها، اطلس یا شب بودند که اژدها حامی آن ها بود. این دختران مراقب درختی بودند که شاخه ها و برگ هایی از طلا داشت و هنگام برداشت، سیب هایی از طلای ناب به عمل می آورد. گویا مادر زمین، یعنی گایا این درخت گرانبها را در جشن ازدواج زئوس و هرا، به هرا ملکه المپ هدیه کرد. در اساطیر یونان باغ هیسپریدها و درخت سیب زرین از اهمیت بسیاری برخوردار بودند به طوری که سروش معبد دلفی برای عفو هرکول، یکی از دوازده رنج او را آوردن سیب زرین از این باغ تعیین کرده بود. بر طبق افسانه، هرا که از این موضوع به خشم آمده بود، لادون را در آسمانها و در میان نقوش آسمانی به عنوان صورت فلکی اژدها جای داد. یونانیان در اسطوره ای دیگر چنین می گویند که دراکو همان اژدهایی است که حافظ پشم زرین قوچی بودکه در اسطوره صورت فلکی حمل است و در نهایت به دست جیسون کشته شد. و اما باور رومیان این است که اژدها با مینروا ( نام رومی آتنا) ایزدبانوی پزشکی وارد پیکاری سخت شد و مینروا او را کشت و اژدها از مکان شکستش به فراز آسمانها پرتاب گردید. منبع:Draco constellation
میدونید جمله ی "خانمها مقدم تر هستن" قدمت تاریخی داره؟ داستان برمیگرده به زمان انسان های نخستین! وقتی میخواستن وارد غار بشن این جمله رو میگفتن و خانمها رو اول میفرستادن داخل غار تا اگه حیوونی چیزی تو غار باشه اول اونا رو بخوره به دانستنیهاتون اضافه شد
اتکای بیش از اندازه به گوگل و تلفن های هوشمند باعث فراموشی دیجیتالی در سرتاسر بریتانیا است چرا که مردم برای به یادآوردن شماره تلفن های ضروری نیز تقلا می کنند. به گزارش بیگ بنگ، مردم بریتانیا از فراموشی دیجیتالی رنج می برند که مسبب آن اتکای بیش از اندازه به گوگل و تلفن های هوشمند برای به خاطر آوردن اطلاعاتی است که مردم، دیگر به عنوان خاطرات در ذهنشان نگه نمی دارند. پژوهشی در کاسپرسکی لُب به این نتیجه رسیده است که تنها حدود نیمی از بزرگسالان متصل به اینترنت شماره ی تلفن والدینشان را به خاطر نمی آورند و این درحالی است که ۷۱ درصد، شماره تلفن فرزاندانشان را نیز به یاد ندارند. بیش از نیمی از ۱۶ تا ۲۴ ساله هایی که در نظر سنجی شرکت کردند گفتند که تلفن های هوشمندشان تقریبا هرچیزی را که نیاز دارند بدانند و یا به خاطر بسپارند در خود جای داده است چرا که مردم به شکل فزاینده ای اطلاعات تماس و نکات مهم را تنها بر روی دستگاه های دیجیتالی خود ذخیره می کنند. دیوید اِم مدیر پژوهش امنیتی در کمپانی کاسپرسکی لَب می گوید: « باید پیامدهایی که این کار در دراز مدت بر چگونگی به یاد آوری و چگونگی حفاظت از خاطراتمان به همراه دارد را درک کنیم. شماره تلفن های افرادی که برای ما اهمیت بسیار دارند تنها یک کلیک با ما فاصله دارند و بنابراین ما زحمت به خاطر سپردن جزئیات را به خود نمی دهیم.» دکتر کاترین میلز از موسسه ی عصب شناسیِ شناختی یو سی اِل دسترسی به اینترنت را برابر با دسترسی به برق و آب لوله کشی در سرتاسر بسیاری از جوامع تشبیه کرد. او گفت فراموش کردن به خودی خود بد نیست. ما موجوداتی بسیار سازگارپذیر هستیم و از این رو که به سودمان نیست تا هرچیزی را به خاطر بسپاریم این کار را نمی کنیم. دکتر میلز باور دارد که اعتماد عمیق به دستگاه های متصل به اینترنت به کم اهمیت شمردنِ به خاطر سپاری اطلاعات کمک کرده است. پیشتر در سال جاری کمپانی مایکروسافت در پژوهشی پی برد که میانگین حفظ حواس در بشر از ۱۲ ثانیه در سال ۲۰۰۰ یا همزمان با شروع انقلاب تلفن همراه، به ۸ ثانیه کاهش یافته است. این پژوهش پی برد که مصرف کننده هایی که از رسانه های بیشتری استفاده می کنند، کسانی هستند که خیلی زود خود را با تکنولوژی تطبیق داده اند و برای تمرکز در محیط هایی که نیازمند حفظ طولانی مدت حواس است، تقلا می کنند. پژوهشی که در سال ۲۰۱۲ انجام گرفت دریافت که بسیاری از مدارس از کوتاهی زمانِ حفظ حواس در کودکان و ترجیح آنان به گذراندن وقت روی اینترنت به جای مطالعه ی رمان نگرانند. سه چهارم از ۴۰۰ معلم دوره ی متوسطه گفتند که مدت زمان حفظ حواس در نوجوانان از همیشه کمتر شده است. در حالی که ۹۴ درصد آن ها مدعی بودند که دانشجویان بیش از مطالعه مایل به استفاده از اینترنت هستند. منبع:telegraph